نمی دانم ریچارد داوکینز را می شناسید یا نه؟
او که ۸۰ سال دارد، رفتارشناس و زیستشناس فرگشتی و اهل بریتانیا است.
وی همچنین استاد صاحب کرسی دانشگاه آکسفورد در «درک عمومی علم» از ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۸ و نویسندهٔ کتابهای علمی برای عموم و عضو انجمن سلطنتی علوم و انجمن سلطنتی ادبیات بریتانیا است.
و از همه مهم تر، سردمدار جنبشِ مبارزه علیه خداباوری در جهان است!
داوکینز نزدیک به ۲۰ کتاب نوشته که اولینِ آنها ( ژنِ خودخواه) و مهم ترینِ آنها کتاب ( پندار خدا) می باشد
او در کتاب پندار خدا (۲۰۰۶) عنوان کرده که به احتمال قریب به یقین خالقی ماوراءالطبیعه وجود ندارد و ایمانِ دینی یک پندار [توهم] و غلط جا افتادهاست.
تنها در یک سال، یک و نیم میلیون نسخه از این کتاب به فروش رسید و در سال های بعد به سی و دو زبان، از جمله فارسی، ترجمه شد.
یکی از جملات معروف او این است:
بیخدایان باید به بیخداییِ خود مفتخر باشند، نه شرمنده؛ زیرا بیخداییِ فرد، نشانهٔ صحت و استقلال ذهن اوست.
این ها را داشته باشید و اگر فرصت کردید تا فردا مقداری درباره او و آثار کتبی و سخنرانی و فعالیت های او در نت جستجو و مطالعه کنید
قصد دارم فردا نکته مهمی از یکی از کتاب های او برایتان بگویم تا قدرت نماییِ خدا را کاملاً لمس کنید💪
دیروز وعده داده بودم که نکته ای جالب از کتاب پندارِ خدای داوکینز برایتان بگویم
ولی قبل از آن لازم است با دکتر یونگ سوئیسی بیشتر آشنا شویم
دکتر کارل گوستاو یونگ که در سال ۱۹۶۱ در سن هشتاد شش سالگی از دنیا رفته است
او فیلسوف و روانپزشک اهل سوئیس بود که با فعالیتش در روانشناسی و ارائهٔ نظریاتی تحت عنوان روانشناسی تحلیلی شناخته میشود و از شاگردان و ملازمان فروید به حساب می آید و به تعبیر «فریدا فوردهام» پژوهشگر آثار یونگ: «هرچه فروید ناگفته گذاشته، یونگ تکمیل کردهاست.»
دکتر یونگ بعضی از معروفترین مفاهیم روانشناسی را ابداع کرده است مانند:
ناخودآگاه جمعی
سایهها
پرسونا
عقدهها
آنیما و آنیموس
برونگرایی و درونگرایی.
و از آثار مهم او میتوان به
روانشناسی ضمیر ناخودآگاه
تحلیل رویا
انسان و سمبلهایش
خود شناخته
انسان در جستجوی هویت خویشتن
روانشناسی و علوم غیبی
روح و زندگی
ناخودآگاه جمعی و کهن الگو
روانشناسی و کیمیاگری
رویاها
زندگینامه من
کتاب سرخ
درباره زرتشت و نیچه
راز گل رزین
و ماهیت روان و انرژی، اشاره کرد.
اما چه ارتباطی میان داوکینز و یونگ وجود دارد؟
اگر عمری بود و خدا خواست، فردا پرده از این ارتباط بر می دارم
ریچارد داوکینز در کتاب توهم خدا، انسان ها را از نظرِ میزان خداباوری و احتمال وجود خدا، به هفت طبقه تقسیم کرده است
۱. خداباوریِ قوی. احتمال ۱۰۰ درصدیِ وجود خدا
۲. خداباوری دوفاکتو. احتمال بسیار قوی اما کمتر از ۱۰۰ درصد. خداباوری در عمل. یعنی می گوید: "من به قطع نمیدانم، اما قویاً به وجود خدا باور دارم و زندگانیام را بر این پایه پی میگیرم."
۳. احتمال بالای ۵۰ درصد اما نه خیلی بالا. به لحاظ فنی، ندانمگرا، اما مایل به خداباوری. "من خیلی نامطمئن هستم، اما مایلام به خدا باور داشته باشم."
۴. دقیقاً ۵۰ درصد. ندانمگراییِ کاملاً بیطرفانه. "احتمالات وجود یا عدم وجود خدا کاملاً برابر اند."
۵. پایین تر از ۵۰ درصد، مایل به بیخدایی. "نمیدانم خدا وجود دارد یا نه اما متمایل به شکاکیت هستم."
۶. احتمال خیلی پایین، اما بیش از صفر. بیخدایی در عمل. "نمیتوانم قطعاً بگویم خدا نیست اما فکر میکنم که وجود خدا خیلی بعید است، و زندگیام را بر پایه ی نبودنش پی میگیرم."
۷. بیخداییِ قوی. "میدانم که خدایی نیست"
داوکینز در کتاب توهم خدا نتیجهگیری میکند که بسیاری از افراد به دلیل ایمان و نبود شک دینی خود را در شماره «۱» قرار میدهند، ولی بیشتر بیخدایان خود را «۷» در نظر نمیگیرند زیرا بیخدایی ناشی از کمبود شواهد است و همیشه ذهن فرد قابل تغییر است. در کتاب، داوکینز نظر خود را به شماره «۶» نزدیکتر میبیند، ولی در مصاحبههایی که با بیل مار و آنتونی کنی کردهاست خود را بهطور دقیقتر ۶.۹ دانستهاست
می بینید که حتی خود داوکینز هم یقین ندارد که خدایی وجود ندارد!
ولی ربط این با دکتر یونگ چیست؟🤔
اگر عمری بود و خدا خواست، فردا به آن خواهم پرداخت
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
وقتی جان فریمن مصاحبه کننده بی بی سی در حالی که دکتر یونگ در ۸۵ سالگیِ خود به سر می بَرَد از او می پرسد: هنوز هم به وجود خدا ایمان داری؟
او پاسخ می دهد: در جوانی به خدا ایمان داشتم. اما اکنون پس از عمر طولانی، دیگر نمی گویم ایمان دارم بلکه می گویم: می دانم که خدا هست
«I do not believe, I know»
اما این سخن دکتر یونگ چه ارتباطی با داوکینز دارد؟
فردا به خواست خدا برایتان خواهم گفت
هدایت شده از دكتر سید مرتضی میرسراجی
صد مرتبه ذکر «یا وافی یا وافی» هنگام زوال شمس، جهت تشرف به محضر امام احمد یاسر وافی یزدی قمّی