eitaa logo
وی‌ین
83 دنبال‌کننده
494 عکس
48 ویدیو
2 فایل
« و اقداره‌ُمحاطه‌باللطفه » . _ ✨؛ وی‌ین ؟ " جایی‌برای‌فراموش‌نشدن ِ احوالات‌آدمی . " https://abzarek.ir/service-p/msg/2493502 • | صرفا از مشغولات ذهنم می‌گویم .
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از شاید من!
روز دوم چالش نوشتن: چه فیلم، سریال یا کتابی رو فارغ از سلیقه به همه پیشنهاد می‌دید؟ سوال موردعلاقه‌م. خیلی حافظه‌ی خوبی ندارم که گشت بزنم توی داده‌های ذهنم؛ ولی پیشنهاد من برای کتابی که تا آخر عمر حاضرم فقط همونو بخونم، معرفی کنم، ازش درس بگیرم، ازش لذت ببرم و به عزیزانم هدیه بدم ارتداده. ارتداد جدای از محوریت موضوعش که انقلابه-درواقع می‌گه اگر انقلاب اسلامی پیروز نمی‌شد، چی می‌شد-، عشق رو هم به ظریفانه‌ترین شکل ممکن به نمایش می‌کشه. به‌نظرم این کتاب رو همه‌ی نوجوون‌ها و جوون‌ها باید بخونن. قلم یامین‌پور-نویسنده‌ی کتاب- یکی از بهترین قلم‌هاییه که طرفدارشم. و امّا برای سریال... نمی‌دونم که با سریال کره‌ای می‌تونید ارتباط برقرار کنید یا نه؛ ولی پیشنهاد من سریال ۲۵,۲۱. این سریال به وضوح و وفور شخصیتی رو نشون می‌ده که با خودش روراسته و بدون اینکه مشکلی رو خیلی بزرگ ببینه، تمام تلاشش رو می‌کنه با ظرفیت و حد تفکری که داره خودش رو به آرزوش برسونه. این بچه حال خودش رو خودش خوب می‌کنه و زندگی رو خیلی سخت نمی‌گیره. با وجود غم‌های بزرگی که توی زندگیش در جریان بود، لبخند و خنده‌های خیلی قشنگی داشت.:) و من به‌شخصه عاشق شخصیتش شدم. جواب من برای امشب اینه...:)
وی‌ین
" چالش‌نوشتن "
روز سوم : دلت برای چه‌کسی یا چه‌چیزی و حتی چه‌مکانی تنگ شده ؟
وی‌ین
روز دوم چالش نوشتن: چه فیلم، سریال یا کتابی رو فارغ از سلیقه به همه پیشنهاد می‌دید؟ سوال موردعلاقه‌م
بچه‌ها منم با لوتوس هم‌نظرم .. هم‌ ارتداد ارزش خونده‌شدن داره ؛ هم ۲۱ و ۲۵ ارزش دیده‌شدن .
وی‌ین
روز سوم : دلت برای چه‌کسی یا چه‌چیزی و حتی چه‌مکانی تنگ شده ؟
من علاوه بر تمام‌عنصر‌هایی که انسان برای حیات و بقا نیاز‌داره .. یک‌تیکه دلتنگی همیشگی رو برای ادامه حیات‌م نیاز دارم . تا حالا هیچ‌وقت نبوده که بتونم بدون احساس دلتنگی‌نفس بکشم .. لابد چون خیلی‌ام آدم‌دلتنگی‌ام زیاد از جزئیات روزمره می‌نویسم .. فکر می‌کنم مغز‌آدمی فقط روی‌نقطه‌ها کلی‌تر و برجستهء زندگی تمرکز داره و تو هرچقدر جلوتر می‌ری بیشتر یادت می‌ره ؛ بیشتر یادت میره که بهترین روز زندگیت برای خودت جلوی آینه شکلک درآوردی و فقط می‌دونی اون روز بهترین بوده . من زیاد از اون جزئیات می‌نویسم و حتی مرور می‌کنم که به ذهنم یاد بدم یادش نره ... و بخاطر همین‌هم وسیله موردعلاقم دوربین ِ .. چون معتقدم بعضی اوقات قلم‌عاجزه و حتما اون ثانیه ، دقیقه و اون سکانس قشنگ‌زندگیت باید دیده شه که دوباره لمس بشه . من از وقتی یاد گرفتم اسم‌خودم رو بنویسم دنبال جمع‌کردن لحظات برای وقت‌های دلتنگی‌ام بودم . شاید‌چون لابد چون‌آدم دلتنگی‌ام .. اگه بخوام لیست بنویسم از دلتنگی‌هام لیست خیلی دور و درازی می‌شه .. و از جبر جغرافیایی خارجه . ولی اون‌چیزهایی که‌بصورت معدود بشدت دلتنگشون هستم این‌ها هستند : " دلم برای‌حرم ُ بازی با‌ویلچرها تنگ شده .. دلم برای سه‌شنبه‌های‌طلایی‌ام تنگ‌شده .. دلم برای شنیدن‌صدای اذان‌مسجد تنگ‌شده .. دلم برای جملهء " دل‌را‌نگاه‌گرم‌تو‌دیوانه‌می‌‌کند " تنگ‌شده .. دلم برای مستند راز‌بقای ۷صبح تنگ‌شده .. دلم برای‌کیش ُ تمام‌عناصرش تنگ‌شده .. دلم برای‌طبیعت ِ بشدت سبز گیلان‌تنگ‌شده .. دلم برای " دراز‌بکشید حرف‌بزنید " تنگ‌شده .. دلم‌برای پیاده متر‌کردن خیابون‌ها و صحبت‌کردن راجع‌به چه خاکی به‌سرم بریزم تنگ شده .. دلم برای قایمکی بستنی خوردن تنگ‌شده .. دلم برای هیئت‌ثارالله تنگ‌شده .. دلم‌برای میدون دانشگاه قم‌تنگ شده .. دلم برای هرشب منتظر فراری و ۳۶۰‌درجه بودن تنگ‌شده .. دلم برای گنده‌لاتای‌پاستیلی و آدام‌ ُ تام تنگ‌شده .. دلم برای گفتن مهندسه به محدثه تنگ‌شده .. دلم برای انفال ُ ۱۰۰۰ بار فرار کردن از حوزه تنگ‌شده .. دلم برای " سردار‌سلامی خدافظ تو‌کارش نیست " تنگ‌شده .. دلم برای ‌" ببخشید دوربین‌خودتونه " تنگ‌شده .. دلم برای بهکله تنگ‌شده .. دلم‌‌برای دراز کشیدن روی‌چمنای آزادی تنگ‌شده .. دلم برای اون‌عدسی‌سبز و طوسی تنگ‌شده .. دلم برای خواب‌سر کلاس‌زبان تنگ‌شده .. " احتمالا برای تموم‌شدن این لیست باید به بعد‌ زمان و مکان نقل‌مکان کنم ولی این با ضمیمهء ذوق‌زحل چشمام اینجا‌بمونه * ..
هدایت شده از شاید من!
روزم سوم چالش نوشتن: دلت برای چه کسی یا چه چیزی یا چه مکانی تنگ شده؟ سوال غم‌انگیزیه برام. پر از جوابم براش؛ ولی جوابی که لایق رونمایی باشه... خب پس طبیعتاً باید پررنگ‌ترین دلتنگیم رو رونمایی کنم. دلم برای چه کسی تنگ شده؟ اسمش رو نمیارم؛ ولی برای اونه. برای همون کسی که من دلتنگ‌ترین نسخه‌ی خودم رو از سه سال پیش ناخواسته براش به نمایش گذاشتم. همونی که سال‌هاست منکر دلتنگی‌هام براش می‌شم و معتقدم هرچی که می‌شه تقصیر نبودن اونه! همون کسی که مالک عمیق‌ترین و طولانی‌ترین گریه‌هام و درواقع زجه‌هایی که زدمه! دلم برای چه چیزی یا چه مکانی تنگ می‌شه؟ برای این دوتا سوال، احتمالاً یه جواب داشته باشم؛ خونه‌ی مامان‌جون. اتفاقات و حال خوب و زندگی در جریانی که توی خونه‌ی مادربزرگ رخ می‌ده. دلتنگ قدیمم. تمام چیزهایی که به زمان قدیم و زمان بچگیمون مربوط می‌شه. امّا این دلتنگی دلیل بر این نیست که دوست دارم برگردم به قدیم؛ من فقط دلتنگ قدیمم، نه خواستار برگشتن به قدیم!(: و... دلم برای همه‌چیز سال ۹۲,۹۳,۹۴، خیلی تنگه. خیلی. جواب من برای امشب اینه...:)
هدایت شده از [دیـمــا]
میشه لطفا برام‌ دعا کنید؟
@Mahjur134 توی پی‌وی هم می‌تونید برام بفرستید .
فاتحه‌ای برای استاد فرشچیان بخونید🤍
وی‌ین
فاتحه‌ای برای استاد فرشچیان بخونید🤍
در پناه صاحب ِ ظهر عاشورا باشید؛ در ضمانت ضامن آهو !