eitaa logo
وی‌ین
83 دنبال‌کننده
495 عکس
47 ویدیو
2 فایل
« و اقداره‌ُمحاطه‌باللطفه » . _ ✨؛ وی‌ین ؟ " جایی‌برای‌فراموش‌نشدن ِ احوالات‌آدمی . " https://abzarek.ir/service-p/msg/2493502 • | صرفا از مشغولات ذهنم می‌گویم .
مشاهده در ایتا
دانلود
وی‌ین
" you are right "
" 3 words 8 letters say and i`ll yours . thats all i need to hear "
با نت ِملی خیلی از بسترها برای آموزش بسته شده . هرچند این هم خودش حکمت‌اش این‌جاست باید بسترهای رایگان آموزش رو به صورت آنلاین گسترش بدن و منابع فارسی رو بیشتر کنن . خلاصه پروژه‌ها لنگ می‌مونه ؛ آموزش‌هایی که توی بستر خارجی بوده متوقف می‌شه و تعامل با جهان کم می‌شه . چین اگر نت ِکاملا ملی داره زیرساخت مناسب‌اش رو داره ... منابعش گسترده‌است و من امیدوارم این اتفاق توی ایران‌هم بیوفته .
وی‌ین
*/فریم های کج‌ و نامنظم از گرد ِشادی .
هدایت شده از نــفس؛
تمام شده ها را دوست دارم... دلم برای لحظه به لحظه‌شان تنگ شده! دلتنگی را دوست دارم! با یاد روزهایم اشک‌ها امانی برای توصیف نمی‌دهند،علتشان را دوست دارم... قسم به دلِ‌تنگی که حالا امیدش به روز،روشن‌تر و حواسش به لحظاتش بیشتر . دلتنگی را دوست دارم! به دنبال مترادف‌ها و تعریف‌هایش بودم،هیچ نیافتم . کلماتی بی‌ربط؛حزن،سوختن،ملالت،پریشانی... هیچ‌کدام را مناسبش نمی‌بینم . پس خودم تعریفش می‌کنم: دلتنگی یعنی یادگاری از تمام روزهای دوست‌داشتی و بی‌تکرارم.! یادگاری‌شان را دوست دارم..؛
دلم می‌سوزه برای پتانسیل بالای وجودی که‌ خدا بهم‌داده ولی گاهی توی کسب معرفت سهل‌انگاری می‌کنم .
دیگه جملهء " تلاش‌کن ؛ تهش قشنگه " هم از فشارم کم‌نمی‌کنه .
وی‌ین
سازمانی که تروریسم رو محکوم کرده درحالیکه در پشت ِ پرده داره اون رو تحسین و حمایت می‌کنه . سازمان ملل گروهی از ادم‌هاست که تروریسم رو مدح‌و‌ستایش می‌کنن . _gossip girl / دختر سخن‌چین S03E02
بودنت به جان و روح‌آدمی می‌چسبد .
وی‌ین
بودنت به جان و روح‌آدمی می‌چسبد .
بازی با کلمات ِ ثقیل را بلد نیستم ؛ بازی با کلمات ساده برایم چه‌بسا راحت‌تر و دوست‌داشتنی‌تر است ... از کلمات ِ زیر انتظار عالی‌بودن را نداشته باشید و صرفا با مزاح‌ بخوانیدش . وی فقط از احوالاتش دم می‌زند .
وی‌ین
بودنت به جان و روح‌آدمی می‌چسبد .
آنگونه به وجودم می‌چسبی و هم‌چون عشقه دورتادورم را احاطه می‌‌کنی که من گاهی اوقات از بودنت می‌ترسم . می‌ترسم شاید زمانی که از ریشه خشکیدی _ که امیدوارم‌ به زودی نباشد و با نوع ِ قربان‌صدقه‌های کلیشه‌ای تولدی در یک‌راستا باشد*_ من نتوانم مانند سابق زندگی کنم . همانطور که تفاوت داری با دیگران ؛ سهمی از وجودم که برای توست نیز بادیگران متفاوت است . بودنت در زمانی که صرفا حضور داری برایم نشاط‌آور است اما وای! وای از حاضر نبودنت که قانون ِ پایستگی‌جرم را به بهترین نحو اجرا می‌کند ؛ میزان شادی بودنت را با میزان غم‌نبودت، به خوبی متوازن می‌کند . لکن ،که فقط غم‌رفتنت نیست که سبب آزردگی‌احوال است ؛ بلکه تامل در این موضوع که روزی حضورت را برای آخرین‌بار می‌چشم ناگریز من را غمگین‌تر می‌کند .