eitaa logo
وی‌یُن
113 دنبال‌کننده
481 عکس
62 ویدیو
2 فایل
« و اقداره‌ُمحاطه‌باللطفه » . _ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_4g7k945&btn=وی‌ین ✔ | صرفا از مشغولات ذهنم می‌گویم .
مشاهده در ایتا
دانلود
اگر تابه‌حال با " معادلهء‌نصر " آشنا نشده‌بودید ؛ در اولین فرصت بروید و مطالعه‌کنید این کلمات ارزشمند را و جمهوری‌اسلامی و قهرمانانش را از نگاه‌سیدحسن ببینید . https://farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=43519
وی‌یُن
این‌روزها کنار اسم ِنیمااکبرخانی می‌نویسن " کارشناس نظامی " ولی دیگه به من‌نگو کسی که ادمین اسکرین‌شاتی((( : می‌خوای باورکنم کسی که توی این جلدکتاب به توضیح ِدقیق ِ"موقعیت‌های‌سرویس‌بهداشتی"ای در جنگ ِسوریه پرداخته ، کارشناس ِنظامی‌عه ؟
هدایت شده از وی‌یُن
پیوستار روایی ؛
هدایت شده از absolute .
هدایت شده از گلچین روزگار
می‌گوید می‌خواهد چیزی به امانت‌بدهد به من.. دنبالش‌می‌روم. روی زمین‌گودال‌های‌کوچک آب است . با احتیاط قدم برمی‌دارم که کفش‌هایم خیس‌نشود.دلم‌می‌خواهد گریه‌کنم..شماهم اگربودید دلتان می‌خواست‌گریه کنید.به ماشین می‌رسیم.کیفِ کوچکی را از روی صندلی‌ها عقب می‌آورد و دستم می‌دهد .. سفارش می‌کند که خیلی‌مراقب‌امانتی‌اش باشم.. من هم اطمینان می‌دهم که بیشتر از آنچه‌ فکرش را بکند مراقبت می‌کنم‌از آن‌کیف کوچک... او می‌رود .. احساس‌می‌کنم خیلی دور می‌رود.
معلم‌هایم را خیلی‌دوست‌دارم. شاید پوزخندی گوشهء‌لبتان بنشیند و یا شاید چهرهء‌تمام معلمانت را از نظر بگذرانید و به آن‌ها در دلتان هزاران برچسب بزنید. حق‌دارید! هیچ‌گاه مدرسه تعریف درستی از معلم و جایگاهش به ما ارائه‌ نداده و انتظار دارد ما بتوانیم دکلمه‌های روز معلم ، که می‌‌گوید" او مانند شمع است " را بفهمیم !
وی‌یُن
معلم‌هایم را خیلی‌دوست‌دارم. شاید پوزخندی گوشهء‌لبتان بنشیند و یا شاید چهرهء‌تمام معلمانت را از نظر
من جایی بیرون از مدرسه و سیستم آکادمیک معنی معلم را فهمیدم.کلاس ششم بودم..آن زمان با الهه‌ای که زمینی‌ها آن‌‌را معلم صدا می‌زدند آشنا شدم! قبل از آن و یا در اثنای‌آشنایی‌ام هیچ‌گاه به موضوع معلم توجه نمی‌کردم ، همهء‌آن‌ها خوب بودند و شغلشان را انجام می‌دادند و لابد مانند شمع آب می‌شدند دیگر. همین سبب شد زمانی که وارد ِمتوسطه‌اول شدم انتظارم از معلم‌ها خیلی متفاوت‌تر از بقیهء‌بچه‌های کلاس شود.از بین آن‌معلم‌ها از معلم ادبیات انتظاری دیگری داشتم که خدا مستقیما معلم‌ادبیاتی متفاوت از آنچه انتظارش داشتم روبرویم قرار داد.طول کشید که با معلم‌هایی که ظاهرا معلم بودند بتوانم ارتباط برقرار کنم هرچند که همه‌آن‌هارا دوست داشتم و برایشان احترام خاصی قائل بودم ، به واسطهء‌همان اسم‌معلم.
وی‌یُن
من جایی بیرون از مدرسه و سیستم آکادمیک معنی معلم را فهمیدم.کلاس ششم بودم..آن زمان با الهه‌ای که زمین
از میان آن‌معلم‌ها ، معلم‌علوم را جور دیگری دوست‌داشتم و هر روز بر علاقه‌ام به آن معلم اضافه می‌‌شد.هنوز هم این‌معلم را بیشتر از تمام‌معلم‌‌های حالِ‌حاضر مدرسه دوست‌دارم.چیزی که آن‌معلم را خاص می‌کرد فقط تدریس‌خوبش نبود بلکه : ارتباط صحیح او با دانش‌آموزان ، مهربانی ِباجذبه‌اش ، خوشتیپی‌اش😂 ، خوش‌صحبت بودنش ، مانند ‌خواهربودنش و باسواد بودنش بود .. او نه تنها در حوزه تدریس خود باسواد بود بلکه در تاریخ ، ورزش و ادبیات تبحر خاصی‌داشت.
وی‌یُن
از میان آن‌معلم‌ها ، معلم‌علوم را جور دیگری دوست‌داشتم و هر روز بر علاقه‌ام به آن معلم اضافه می‌‌شد.
او معنویتی دل‌نشین‌ نیز داشت که سبب می‌شد انسان‌ از کنارش آرامش بگیرد...بعدها گفت که تا به‌حال بدون وضو سرکلاسمان نیامده. سرتان را درنیاورم ! این‌معلم و معلمی که شبیه‌الهه‌ها بود ، شدند افرادی که تا آخر عمرم نمی‌توانم فراموششان کنم.