هدایت شده از - تامیلا -
خدایا
مارومصداق [ باکیاشدیم۸۰میلیون؟ ] قرارنده.
- مناجات.
روز ِمعلم را به تمام جانکیتینگهایی که در صحنهءنمایش زندگیمان نقش آفریدند تبریکمیگویم♥️
صمیمانه دستشان را میفشارم و از خداوند میخواهم که پتانسیل جامعهرا آنقدر گسترده سازد که معلمانی با مسلک کیتینگمانند_که مجاهدانی مسکوت هستند_
هیچگاه اشکنریزند و همواره لبخند بر رویلبهایشان جا خوش کردهباشد.
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_4g7k945&btn=ویین
برای مصاحبت باشما ؟
حس ِخوب مفیدبودن را با هیچچیز عوض نمیکنم.
من غم را دوستدارم و شادی را نیز! اما ایناحساس که مخلوطی از تمام احساسات ِثابت آدمیاست را با هیچچیز عوض نمیکنم! نه با شادیثقیل و نه به گروی غمعزیز.
او و دوستانش در گوشم میخوانند : " یوقت یادت نره زندهای "
انسانزمانی که به یاد بیاورد که خدایی بزرگ دارد ، زندگیای جاری و وجودیبینهایت ، آنوقت است که یادش نمیرود زنده است! آنزمان است که خودش را بخاطر زندگینکردن نمیبازد!
وییُن
انسانها غلامان حلقهبهگوش این دنیایند!
خودشان متوجه نیستند، برای هیچوپوچ این دنیا میجنگند..ناامید میشوند و روحخود را از کف میدهند.
گویی خوابند اما با چشمانی باز.
ممکن است عدهای از آنها روزی بیدار شوند و بگویند ایناحمقانهاست (00:04) و راهدیگری را برای زیستن انتخاب کنند. اما عدهای هستند که جز با مرگ بیدار نمیشوند و در خوابجهالت به خوابی ابدی فرو میروند.
در اینمیان انسانهایی نیز هستند که برای بیداریما جانخود را میدهند و ما گاهی اوقات خیلیبیتفاوت از کنارشان رد میشویم.
این سکانس سمبلخوبی برای نشاندادن اینموضوع بود.
رویاهایکودکان را میخرند و نسخهءتقلبیرویاهایشان را به آنها باز میگردانند.
آه کودکان بیچارهءمجذوب!که ناگزیرند بپذیرند آنچهرا که نباید.
موبایل را از توی کیفمدر میآورم.
از اینکه ساعت هنوز از دوازده نگذشته خوشحال میشوم.تا صفحهء۲۰۹ کتابرا خواندهام.در بهخوان ثبتش میکنم و به تعداد صفحاتی که امروز خواندهام نگاه میکنم:" ۶۰ صفحه! " نهکم است و نهزیاد.از منفعل بودن بهتر است.