eitaa logo
وی‌ین
83 دنبال‌کننده
494 عکس
48 ویدیو
2 فایل
« و اقداره‌ُمحاطه‌باللطفه » . _ ✨؛ وی‌ین ؟ " جایی‌برای‌فراموش‌نشدن ِ احوالات‌آدمی . " https://abzarek.ir/service-p/msg/2493502 • | صرفا از مشغولات ذهنم می‌گویم .
مشاهده در ایتا
دانلود
امروز اولین تلاش‌های برادرم‌رو برای راه رفتن دیدم ؛ دو قدم ِکوچیک ، ولی باعث خوشحالی . لباش می‌خندید با اینکه بعد از دوقدم افتاد .
وی‌ین
امروز اولین تلاش‌های برادرم‌رو برای راه رفتن دیدم ؛ دو قدم ِکوچیک ، ولی باعث خوشحالی . لباش می‌خندید
مهم نیست چقدر دوقدم ، دوقدم جلو رفتیم ُ بعدش افتادیم . مهم اون تلاش ؛ زمان و مقدار انگیزه‌‌ای که خرج همون دوقدم کردیم .
یک کلمه می‌تونه گاهی اوقات امید آدم رو از فرش به عرش برسونه و دوباره سرپاش‌کنه * ..
احتمالاً دنیا باید همانجا می‌ایستاد! باید از دویدن خسته می‌شد. باید کفش‌های وصله‌پینه‌اش را در می‌آورد و زانو می‌زد کف زمین . و در آخر دست‌هایش را می‌گذاشت پسِ سرش! تسلیم می‌شد و باخت می‌داد. همانجایی که شب‌ها زیرِ طاقِ خانه ، رختخواب‌ها را خیاری پهنِ فرش می‌کردیم. تشک‌ها را موازی باهم توی هال می‌چیدیم و حتیٰ گاهی جا کم می‌آوردیم! همانجایی که سرِ پتوی نرم‌ و بالشتِ پَر دعوایمان می‌شد. همانجایی که روی پهلو کیپ تا کیپ می‌خوابیدیم تا خروس‌خوانِ صبح! شانه به شانه و نفس به نفس. خواب‌مان تخت بود و پلک‌هایمان گرم. رویاهای شیرینی در سرمان می‌جُنبید و کابوس آفتابی نمی‌شد. همانجا که خانه و متراژش مهم نبود ، بلکه آدمهایش مهم بودند! آدمهایی بی‌شیله پیله و بی‌تجمل. باید دنیا در همان نقطه می‌ایستاد! عرق از پیشانی پاک می‌کرد و از رقابت کنار می‌کشید. ما باید در همان لحظه‌ها می‌ماندیم، تا ابدیت...
شربت بهارنارنج بهونه بود عزیزمن ؛ بهونه برای غنیمت یک لحظه بیشتر داشتنت * ..
وی‌ین
احتمالاً دنیا باید همانجا می‌ایستاد! باید از دویدن خسته می‌شد. باید کفش‌های وصله‌پینه‌اش را در می‌
https://eitaa.com/mottlaq/254 پس می‌نویسیم : تسلیم می‌شد و پایانش را می‌پذیرفت ؛ که بی‌شک بهترین پایان بود ( :
وی‌ین
کاش از آخرین فرصت‌ها غافل و بی‌خبر نبودیم ! مثلاً می‌دانستیم تا آخرین ملاقات با کسی که دوستش داریم چند شبانه‌روز باقی مانده . یا آخرین مُهلت در چه تاریخ و ساعتی فرا می‌رسد... اینطوری بیشتر آغوش می‌قاپیدیم ؛ بیشتر نگاهمان را به چشم‌هایش سنجاق می‌کردیم . بیشتر لبخند بر لبانش می‌دوختیم! یا حتیٰ قدرش را کمی بیشتر می‌دانستیم...
ورودی های ذهنمان تاثیر بسیار زیادی در نوع رفتارمان دارد ؛ نوع حرف زدنمان ؛ نوع برخوردمان با وقایع دور ُبرمان ...