eitaa logo
ولان!🇮🇷
372 دنبال‌کننده
686 عکس
71 ویدیو
3 فایل
ـ ـ🧬/🥋ـ [ امشب کنار غزل های من بخواب شاید جهان تو آرام‌تر شود ] ولان؟ گل‌هایِ خود رویِ زردِ بهاری. من؟ دانشجویِ پرحرفِ خسته. https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_cu2mx3y&btn=ولان تو خودِ ناشناس جوابتونو میدم. ـ
مشاهده در ایتا
دانلود
یک مقدار انرژی زنانه داشتیم که اونو هم جنگ ازمون گرفت ، اکه‌هی.
ولان!🇮🇷
--
روحم جلا پیدا می‌کنه اینارو میبینم 🤌
هدایت شده از ســادات☁️
درودد به شما عزیزان دل.💕 ما اومدیم با یه تقدیمی مشترک برای دریافت این تقدیمی کافیه تو سه تا چنل هانول ، مهلوف ، سادات عضو بشید، این پیامو فور کنید تو کانال نانازتون و تگ تون رو برای ما بفرستید بعداز انجام این اقدامات ما چه میکنیم؟؟ هانول:یه عکس بهتون تقدیم می‌کنه مهلوف:با توجه به وایبی که از کانالتون میگیره یه فیلم معرفی میکنه. سادات:براساس حس و حالی که چنلتون بهش دست میده یه اهنگ تقدیم میکنه. با تشکر از صبر و شکیبایی شما🌱 لینکدونی
زمان بچگی ما یه ویدئو بود بلوتوث میشد بین گوشیا یه جوجه خوابیده بود می‌گفت پیشی بیا منو بخور.
کاش من جوجه بودم و پیشی بیا منو بخور.
یک چند باری این نیز بگذرد ، از رومون گذشت.
گرچه آهو نیستم اما پر از دلتنگیم ضامن چشمان آهوها به دادم می‌رسی؟
ولان!🇮🇷
🔗•°
این کتاب خیلی عجیب بود برام. قلم نویسنده رو خیلی دوست داشتم ولی با خوندن اتفاقات کتاب دچار شوک فرهنگی میشدم. کتاب درباره زنی چهل ساله‌س که هنوز درگیر احساساتِ عاشقیشه ، درگیر عشق قدیمیش ، عشقی که هشت سال باهم گذروندن و خاطره ساختن. روند کتاب نه آنچنان هیجانی داره و نه آنچنان بی‌هیجان. به نظر من بیشتر قلم نویسنده منو ترغیب به خوندنش کرد. و با وجود اینکه یک جاهایی تعجب می‌کردم از فرهنگ و رفتار این خانواده ، ولی برام جالب بود. آخرش ولی خیلی مبهم تموم شد. جوری که انگار اون همه وقتی که گذاشتی برای خوندنش ، برای هیچ بود. اما بیان نویسنده از زبون شخصیت اول ( یعنی همون خانم چهل ساله ) خیلی روان و قابل لمس بود. کتاب رو جوری نوشته بود که انگار موقع خوندنش ، با شخصیت اول همراه می‌شدی و حس و حالش رو کامل درک میکردی. در کل من بهش ۶ و نیم از ده میدم.