eitaa logo
* دفترچۀ ولنسی!
42 دنبال‌کننده
37 عکس
1 ویدیو
0 فایل
کتابخوار/چاکر امیرالمومنین/علاقه‌مند به نوشتن/عاشق پیشی و لاکپشت/ چایی فن ناشناس https://daigo.ir/secret/elay13
مشاهده در ایتا
دانلود
اصلا کاری به حرام بودن لعن علنی ندارم. د آخه لعنتی عمر اصلا نه ربیع نمرده. هر سندی می‌خوای چک کن. همه میگن ۲۶ ذی‌الحجه بعد یه تاریخ اشتباه رو جشن می‌گیرن.
لعن بکنید. خصوصی، توی دلتون لعن بکنید. اون سبک بازی‌ها و قرمز پوشیدنا هییییییییچ ربطی به لعن نداره. الان مثلا شعرای مسخره و حرکتای سخیف بکنید حضرت زهرا خوشحال میشه؟!
حب‌ النبی یجمعنا
ایییش *با همون لحنم که مامانم مسخره می‌کنه
این سه تا رو اصلا یادم نمیاد. یهو داشتم تو طاقچه می‌گشتم پیداشون کردم. یادم نیست کِی و کجا خوندمشون، اما می‌دونم یه بخشی از روحم رو ساختن.
شعر من شعر دوست ندارم. نه اینکه نخونم‌ها، می‌خونم، لذتم می‌برم. شعر خوبه، اما آروم نمیشی. هی باید دنبال وزن و قافیه باشی. نمی‌تونی با چشم بسته بنویسی. نمی‌تونی بدون نظم بنویسی. من ذهنم شلوغه، سه چهارتا شخصیت و پنج شیش‌تا دنیا دارم. یه عالمه دفتر باز روی زمینش ریخته. آدمای خیالی و واقعی همش پا می‌ذارن روی دفترا و رژه میرن. البته من طرفدار مرتب بودنم. دوست دارم همه چی رو مرتب کنم؛ اما این کله‌ی لعنتی... کسی که انقدر ذهنش پخترشله نمی‌تونه که بیاد متن روون و اصولی بنویسه، چه برسه به شعر! راستی دیدی چی شد؟ اول موضوع شعر بود بعد شد درون کله‌ی من. بازم مرتب نبود. اِلآی وصالی
کجایی؟
هدایت شده از رادیویِ کوچكِ زوزه.
رادیویِ کوچکِ زوزه. ba_man_dust_dosti_EPIC.mp3
زمان: حجم: 3.4M
مراقب دوست متفاوت من باش؛ من ازش فقط یدونه دارم. نوشته‌ی الآی و حنجره‌ی باران.
۱۵ تا رعد و برق زد تا بالاخره بارون گرفت:))))