.
سلام دوستان! 🌸
من فهیمه قربانی هستم،
کارشناس ارشد روانشناسی، طرحوارهدرمانگر دارای شماره نظام روانشناسی
و مادر دوقلوها 👫💛
قبلاً مادری کمالگرا بودم و نمیدونستم رفتارم چطور گاهی بچههام رو آزار میده
یا مسیر تربیت رو پیچیده و فرساینده میکنه.
چقدر هم کتاب و دوره دیده بودم،
اما تا وقتی خودم و طرحوارههام رو نشناختم، آرامش واقعی رو نداشتم.
در کنار تجربهی مادری،چند سالی هست بهعنوان درمانگر با والدها کار میکنم
و توی جلسات مشاوره و درمان،
بارها میبینم خیلی از چالشهای فرزندپروری
از «ندانستن» نیست…
از جاهایی درون خود ماست که دیده نشده.
این مسیر برای من پر از چالش بود،
اما کمکم یاد گرفتم چطور:
✨ خودم رو بهتر بشناسم و بفهمم کِی واکنشهام از خستگی، ترس یا فشار میاد
✨ احساساتم رو مدیریت کنم، نه سرکوب
✨ و با بچههام رابطهای امن و دوستداشتنی بسازم 🌱
اینجا هستم تا
تجربهی زندگی شخصی + مسیر تخصصی درمانگریم رو با شما به اشتراک بذارم
و به والدینی مثل خودم کمک کنم تا:
💛 خودشون رو عمیقتر بشناسند
💛 آگاهتر به واکنشهاشون باشند
💛 و با فرزندانشون رابطهای امن و صمیمی بسازند
در این مسیر،
هم محتوا میخونید
و هم میتونید از مشاوره و درمان فردی استفاده کنید 🌿
با من همراه شوید
تا همگی والد امن شویم 💌
.
.
تاحالا شده با بچهها پرخاش کنی ، بعد که فکر میکنی ، ببینی واکنشت از امروز نبوده ؟
این رفتارها معمولاً الگوهای قدیمی ذهن ما هستند که ناخودآگاه تکرار میشن . چیزهایی که از گذشته با خودمون آوردیم ، بدون اینکه حتی متوجه باشیم .
مثلاً وقتی خستهایم یا استرس داریم ، ممکنه همون رفتارهایی رو انجام بدیم که از دوران بچگی یا تجربههای گذشته توی ذهنمون جا گرفته، بدون اینکه بخوایم .
یعنی گاهی بچهها فقط بازتاب رفتار و واکنشهای ما هستند .
اولین قدم برای تغییر ، اینه که این الگوهای تکراری و واکنشهای ناخودآگاه خودمون رو بشناسیم . وقتی بفهمیمشون ، میتونیم با آگاهی بیشتری رفتار کنیم و رابطهمون با بچههامون آرامتر و مثبتتر بشه .
💡 یه لحظه مکث کن و ببین کدوم رفتارها با بچهت همیشه تکرار میشن و از عادتها یا تجربههای گذشتهت میان .
.
.
سه ثانیه مکث قبل از اینکه به بچه جواب بدی، میتونه همه چیزو تغییر بده .
فقط سه ثانیه به خودت فرصت بده نفس بکشی ، فکر کنی و انتخاب کنی .
نه فقط خودت آرومتر میشی ،
بلکه بچه هم حس امنیت و آرامش بیشتری میکنه .
💡 امتحانش کن ، میبینی چقدر ساده ولی قدرتمنده !
.
.
وقتی با کودکت آگاهانه حرف میزنی
یعنی واقعاً حواست بهشه ؛
نه عجله داری ، نه قضاوت میکنی .
اونوقت فقط حرفها منتقل نمیشن ،
احساسِ پشتشون هم به دل میشینه .
تحقیقات جدید نشون میده این نوع ارتباط کمک میکنه :
✨ بچهها راحتتر احساساتشون رو بگن
✨ واکنشهای سخت و تنش کمتر بشه
✨ رابطهی والد و کودک قویتر و امنتر بشه
حضور آگاهانه یعنی بیشتر از شنیدن کلمهها ؛
یعنی شنیدن با تمام وجود
.
.
تحقیقات جدید میگن چیزی که بیشتر از حرف زدن و تذکر دادن روی بچهها اثر میذاره ،
حالِ ماست . . . نه حرفهامون .
بچهها قبل از اینکه بفهمن چی میگیم ،
لحن صدامون رو حس میکنن ،
عجلهمون رو میفهمن ،
خستگی و کلافگیمون رو میگیرن .
برای همین خیلی وقتها
مشکل از بلد نبودنِ فرزندپروری نیست ،
از اینه که خودمون خستهایم ، تحت فشاریم
و فرصت نکردیم حالِ خودمون رو ببینیم .
.
.
سالها فکر میکردیم
برای بهتر شدن رابطه،
باید بیشتر بلد باشیم،
بیشتر توضیح بدیم،
بیشتر آموزش بدیم.
اما پژوهشهای جدید یه چیز دیگه میگن:
رشدِ هیجانی بیشتر از «گفتن»،
از «شنیده شدن» میاد.
وقتی طرف مقابل حس میکنه واقعاً شنیده میشه،
بدون قطع کردن،
بدون اصلاح،
بدون نصیحت،
سیستم عصبی آرومتر میشه
و همکاری خودبهخود بیشتر میاد.
خیلی وقتها
کمتر گفتن از کتابها
و بیشتر شنیدن از تجربهی زندهی روبهرو،
اثر عمیقتری داره.
.
طبق یافتههای عصبروانشناسی،
بدن خیلی زودتر از ذهن واکنش نشون میده.
قبل از اینکه بفهمیم چی شده،
قبل از اینکه تصمیم بگیریم،
سیستم عصبی فعال میشه
و مسیر رفتار رو مشخص میکنه.
برای همینه که گاهی بعدش میگیم:
«اصلاً نمیخواستم اینطوری رفتار کنم.»
اگه میخوای واکنشهات فرق کنه،
لازم نیست فقط ذهنت رو آموزش بدی؛
باید یاد بگیری بدنت رو هم آروم کنی.
.
دانستنِ درست، الزاماً باعث رفتارِ درست نمیشه.
ممکنه دقیقاً بدونیم چه رفتاری بهتره،
حتی قبولش هم داشته باشیم،
اما لحظهی عمل، همون واکنش قبلی تکرار بشه.
دلیلش اینه که
مغز در شرایط هیجانی
بیشتر از «دانستهها»
به تجربههای ذخیرهشدهی قدیمی تکیه میکنه.
برای همینه که تغییر واقعی
با توضیح و آگاهیِ صرف شروع نمیشه؛
با تجربههای کوچکِ متفاوت شکل میگیره.
نه تغییرهای بزرگ،
نه تصمیمهای هیجانی؛
فقط یک جور متفاوت واکنش دادن،
در یک موقعیت تکراری.
همینقدر ساده، همینقدر عمیق.
.
مغز ما قبل از هر تصمیم،
قبل از هر یادگیری،
قبل از هر تغییری
اول فقط یه چیز رو چک میکنه:
«اینجا امنه یا نه؟»
دایرهی امن یعنی آدمها یا فضاهایی که کنارشون
لازم نیست جمعوجور باشی،
لازم نیست آمادهی دفاع باشی،
لازم نیست خودت رو توضیح بدی.
جایی که نفس راحتتر میاد
و ذهنت دائم در حالت هشدار نیست.
تحقیقات روانشناسی نشون میده
کسانی که حتی یکی دو تا دایرهی امن توی زندگیشون دارن،
آرامتر واکنش نشون میدن،
تصمیمهاشون سنجیدهتره
و رابطهها کمتر براشون فرساینده میشه.
دایرهی امن حتماً بزرگ نیست.
گاهی فقط یک نفره.
یا یک رابطهی قابل پیشبینی و ثابت.
و یه نکتهی مهمتر:
اگه خودمون جایی احساس امنیت نکنیم،
سخته برای بقیه حس امنیت بسازیم.
امنیت،
قبل از اینکه یه رفتار باشه،
یه حسه؛
حسی که از درون شروع میشه.