واقعا عکسای بچگی نازنین رو میبینم خیلی شیک یه جا نشسته عکسای بچگی خودمو میبینم نا امید میشم
وای بچه ها یادمه یه بار بابام خواب بود داشتم ناخوناشو لاک میزدم حتی اون عکسا هم هست🤣🤣🤣
والریا★
روز چهارم: بیست شدن فارسی🛐 تحویل دادن برگه ی اردو کباب و جوجه>>> دیر رسیدن به کلاس زبان< دوباره بیرو
روز پنجم:
چیپس>>>
بیرون رفتن>>>
خرید لباس>>>>>
اون کیکی که برای تولد بابام خریدیم🛐
خریدن کادو🛐
تولد گرفتن>>>
کتاب خوندن>
اینکه داشتم موبایل بازی میکردم و خوابم برد و موبایلم افتاد زمین 🤡