هدایت شده از ' تقدیمی '
https://eitaa.com/vanilagirl
🧝 نقاب: پریِ عطرهایِ خاطرهانگیز؛ بویِ وانیل رو تویِ خاطرههایِ آدمها میذاشتی تا هر وقت بهش نیاز دارن، بو کنن و یادشون بیاد.
📜 نامه: «هر وقت یه جایِ قدیمی میرم، بویِ وانیل میپیچه تویِ هوا. میدونم که تو اونجا بودی. نه برای اینکه ببینمت، برای اینکه بویِ تو رو حس کنم.»
📖 کتاب: «بعضیها مثلِ وانیلان؛ نه دیده میشن، نه لمس. فقط بویِ شیرینشون تویِ خاطرهها میمونه.»
راز✨: بطریِ عطرِ خالی تویِ جیبِ کتت؛ بازش کن و بگو «بویِ خودت رو بهم بده» تا بویِ کسی رو حس کنی که به خاطرِ تو خاطرههاش بویِ وانیل داد (کسی که از عمق وجود عاشقته ).
هدایت شده از 𝒜𝑠𝑡𝑟𝑜𝑑𝑖𝑛𝑔 ݁˖ ✮ ⋆
لیبرا، هر اتفاقی قرار نیست تبدیل به یه درامای سهپردهای بشه ، تو ذهنت سناریو نساز.