اونجایی که بعد از بیست و چند ماه خودمو غرق فکر به تو میبینم، یا وقتی شب قبل خواب خاطرههاتو مرور میکنم و تهش به این میرسم که اگرچه آدمهم نبودیم اما هیچکس هم بهتر از هم پیدا نمیکنیم...یا حداقل پیدا نمیکنم و چندین روز متوالی بین فکر به تو گم میشم و توی جای جای زندگیم ازت خاطره دارم و یادت میافتم...
دقیقا همونجا میفهمم که تمام مدت از دلکندن فقط لفظشو بلد بودم.