eitaa logo
وارثون
10.1هزار دنبال‌کننده
14.1هزار عکس
3هزار ویدیو
119 فایل
کانال وارثون؛ کانال عکس، اخبار، مطالب و نکات اخلاقی علما و بزرگان تشیع است. ارتباط با ادمین کانال: @MohsenRanginkaman
مشاهده در ایتا
دانلود
🔸سوال: چگونه رابطه خویش را با اهل‌بیت علیهم‌السلام و مخصوصاً صاحب‌العصر علیه‌السلام، تقویت کنیم؟ 🔸پاسخ آیت الله بهجت: اطاعت و فرمان‌برداری از خداوند بعد از شناخت او، موجب محبت به او تعالی می‌شود و [همچنین موجب] محبت کسانی که خداوند آنها را دوست دارد، می‌شود، که عبارتند از انبیا و اوصیا، که محبوب‌ترین ایشان به خداوند، حضرت محمد و آل او علیه‌وعلیهم‌السلام می‌باشند، و نزدیک‌ترین ایشان به ما، صاحب‌الامر عجل‌الله‌تعالی‌فرجه می‌باشد. 📚به‌سوی محبوب، ص61 @varesoon @varesoon_bahjat
قال امیرالمومنین (علیه‌السلام): نِعْمَةٌ لَا تُشْكَرُ كَسَيِّئَةٍ لَا تُغْفَرُ نعمتی که شکر گزاری نشود، همانند گناهی است که آمرزیده نمی‌شود. تصنیف غرر‌ / ۶۲۱۲ @varesoon
به نیت زیارت حضرتش در هر روز : صلی الله علیک یا أباعبدالله الحسین صلی الله علیک یا أباعبدالله الحسین صلی الله علیک یا أباعبدالله الحسین صلی الله علیک و رحمة الله و برکاته قبول ▪️@varesoon
🔶مدرس افغانی در حوزه علميه نجف، حجره نداشت و شب ها در صحن مطهر حضرت امير المؤمنين سلام الله علیه مي خوابيد، و روزها، اغلب در وادي السلام، در سايه ديوار قبور و حجره هاي آن، مدتي را به استراحت مي پرداخت. . 🔶وي مي گفت سرور و خوشحالي من زماني بود كه براي درس دادن به بعضي از آقازاده ها به مدارس يا منازلشان مي رفتم، گاه اتّفاق مي افتاد كه من در آن هواي گرم براي تدريس پيش آن ها مي رفتم، ولي به من مي گفتند امروز حوصله نداريم؛ باشد براي فردا! . 🔶روزي از روزها در وادي السلام در شدّت گرما، شديداً احساس تشنگي كردم. . 🔶اين طرف و آن طرف دنبال آب بودم. ديدم كمي آب در حال جريان است؛ بدون اين كه به فكرم برسد كه اين نواحي كه چشمه ندارد. . 🔶در حال نوشيدن آب بودم كه ناگهان عربي فرياد زد: چه كار مي كني؟ چرا از اين آب مي خوري؟ . 🔶گفتم: خيلي تشنه بودم. گفت: اين آب مرده شورخانه است. . 🔶از اين وضع چنان منقلب و دل شكسته شدم كه از همان جا به حرم مطهر اميرالمؤمنين سلام الله علیه رفتم و گريان تا صحن مطهر حضرت دويدم و پشت در صحن - كه ظهرها بسته مي شد - ايستادم تا در باز شد و خود را مقابل ايوان رساندم و روبه روي ضريح مطهر ايستادم و با زبان دل شروع كردم با مولايم حرف زدن. . 🔶گفتم: آقا جان، اگر من در اين شهر غريبم، در شهر خود كسي بودم. يا اميرالمؤمنين، فقر اين قدر مرا تحت فشار قرار داده است. من مهمان شمايم. شما كه مي دانيد من آن جا كسي بودم، آيا اين است اسم هم جواري مولا جان. آيا اين گونه با پناهندگان درگهت رفتار مي كني؟ . 🔶گوشه اي نشستم. بعد از گذشت چند ساعت، ديدم شخصي آمد نزديكم و گفت: شما شيخ...
🔶حجت الاسلام سيد ابوذر عاملي: امام موسي صدر در شبانه روز، هجده ساعت كار مفيد و مؤثر مي‌كرد. . 🔶اين برنامه منظم و هميشگي ايشان بود كه هيچ‌وقت تعطيل نمي‌شد. در كنار اين برنامه روزانه، مرتباً پيش مي‌آمد كه چند شبانه‌روز را بيدار بودند. . 🔶طوري بي‌خوابي كشيده بودند، كه عصب چشمشان در اين اواخر مشكل پيدا كرده بود. وقتي برخي از برادران ايشان را به استراحت دعوت مي‌كردند، مي‌گفتند: «من مبتلا هستم! چاره‌اي ندارم! نمي‌توانم مشكلات مردم را ببينم و بي‌تفاوت بمانم.» . 🔶منزل امام موسي صدر در طبقه چهارم مجلس اعلاي اسلامي شيعه بود. منزل مستقلي از خودشان نداشتند. حجم كارها و گرفتاري‌هاي ايشان به جايي رسيد كه گاهي اوقات روزها و هفته‌ها مي‌گذشتند و خانواده امام موسی صدر نمي‌توانستند ايشان را ببينند. . 🔶با اينكه منزل و محل كار امام در يك ساختمان بود. يادم هست كه يك بار قريب دو ماه سپري گرديد و خانواده امام نتوانستند اين بزرگوار را ملاقات كنند. . 🔶گرفتاري‌ها فوق‌العاده زياد بودند و امام دائماً در سفر بود. از سفر كه برگشتند، مستقيماً به شهر صور رفتند. امام موسی صدر در آن‌جا جلسه‌اي داشت و براي مردم سخنراني مي‌كرد. آن زمان رسم نبود كه خانم‌ها در جلسات عمومي شركت كنند. آشپزخانه در مجاورت سالن قرار داشت. همسر و دختر امام به داخل آشپزخانه رفتند. از پشت پنجره ايشان را تماشا كرده و مي‌گريستند. . 🔶برخي از برادران به امام موسي صدر اعتراض كرده بودند. پرسيده بودند كه آيا اين ظلم نيست؟ . 🔶بالاخره خانواده هم حقي دارد. امام موسي صدر ضمن تصديق آن‌ها جواب داده بود: «اگر من حق اين جامعه را ادا كنم، حق...
وارثون
🔶مدرس افغانی در حوزه علميه نجف، حجره نداشت و شب ها در صحن مطهر حضرت امير المؤمنين سلام الله علیه مي
محمدعلي هستيد؟ . 🔶گفتم: بله. گفت: آقا شما را مي خواهد. . 🔶گفتم: آقا كيست؟ . 🔶گفت: آقاي سيد ابوالحسن(اصفهانی). . 🔶گفتم: آقاي سيد ابوالحسن از كجا مرا مي شناسد؟ از من چه مي خواهد؟ . 🔶گفت: نمي دانم. وقتي خدمت ايشان رسيدم، با خنده سؤال كرد: شما شيخ محمدعلي هستي؟ . 🔶گفتم: بله. گفت: مَثَل من مَثَل سقّاست كه مشك آب را بر دوش دارد و به تشنگان آب مي دهد. بعد دستور داد كه به مقدار كفاف به زندگي من رسيدگي شود. @varesoon
وارثون
🔶حجت الاسلام سيد ابوذر عاملي: امام موسي صدر در شبانه روز، هجده ساعت كار مفيد و مؤثر مي‌كرد. . 🔶اين ب
خانواده‌ام نيز ادا مي‌گردد. اما عكس مسئله صادق نيست. اگر حق خانواده‌ام را ادا كنم،‌ لزوماً حق جامعه ادا نمي‌شود. امروز مسئوليت اين مردم با من است! من نمي‌توانم خانواده خود را بر آن‌ها ترجيح دهم.» @varesoon
🔶حجت الاسلام میرزا بیگی نائینی: مرحوم استادمان آیت الله سید محمد رفیعی بنی الصادق روزی پس از درس خارج در حرم حضرت فاطمه معصومه(سلام الله علیها) فرمود: مرحوم آیت الله مهدی حائری مازندرانی یا شخص دیگر که یکی از هم دوره های آیت الله حجت بود، از مازندران به زیارت حضرت معصومه(سلام الله علیها)آمده بود. . 🔶شب به قم میرسند، اتاق کرایه میکنند تا صبح به حرم مشرف شوند. همان شب در عالم رویا می بینند که می خواهند وارد حرم شوند اما خُدام ازدحام کرده و نمیگذارند. . 🔶می پرسند برای زیارت آمده ام، چرا نمیگذارید؟ . 🔶یکی از ایشان میگوید: خانم آمده و بالای ضریح نشسته است. صبر کنید تا پرده بزنند. بعد از درنگی اذن ورود دادند، آمدم و از پشت پرده به خانم سلام کردم و با ایشان صحبت نمودم. . 🔶حضرت فاطمه معصومه(س)فرمودند: به حجت ما بگویید که این عبا را دیگر استفاده نکند! . 🔶از خواب بیدار شدم و برای زیارت به حرم بی بی رفتم. از خادمی سراغ آیت الله حجت را گرفتم، خادم گفت: هر روز صبح برای نماز به حرم می آیند. اذان شد، آقا آمد رفتم به ایشان اقتدا کردم و نماز خواندم. . 🔶پس از اتمام نماز به ایشان گفتم: آقا از حضرت معصومه(سلام الله علیها) پیغامی برایتان دارم. . 🔶آقای حجت تکانی خوردند و فرمودند: چه پیغامی؟ . 🔶داستان را نقل نمودم، فرموند : یک بار دیگر جمله حضرت را بگو . دوباره گفتم! . 🔶از اینکه دانستند حضرت فاطمه معصومه(سلام الله علیها) مراقب ایشان است، بسیار خوشحال شدند. . 🔶بعد فرمودند: بله درست است، این عبا را چند روزی است که شخصی برایم هدیه آورده است. . 🔶من میبینم که وقتی این عبا را به دوش می...
وارثون
🔶حجت الاسلام میرزا بیگی نائینی: مرحوم استادمان آیت الله سید محمد رفیعی بنی الصادق روزی پس از درس خا
اندازم، دیگر آن حال را در نماز ندارم. تحقیق میکنم که قضیه چیست؟ . 🔶بله ایشان تحقیق کرده و معلوم شد آن شخصی که عبا را آورده بود، جنسش را از شخصی تهیه میکرده است، که مالش مشکل داشت. . 🔶همان عبای قدیمی را به دوش انداختند و عبای هدیه را کنار گذاشتند. @varesoon
🔶علامه محمد تقی مجلسى(ره) پدر علامه محمد باقر مجلسی (صاحب بحارالانوار) حكايت میکند: كه روزى قصد كردم به عتبات عاليات بروم، ابتدا به نجف اشرف رفتم. وقتى خواستم به حرم حضرت على (سلام الله علیه) بروم، آمادگى روحى لازم براى حضور در آن مرقد مطهّر را در خود احساس نكردم. بنابر اين، تصميم گرفتم تا ده شبانه روز با توسّل و راز و نياز به درگاه الهى، آمادگى لازم را كسب كنم. . 🔶روزها در حالى كه روزه بودم، در وادی السّلام ‏مقام امام زمان (سلام الله علیه)- به دعا و راز و نياز با پروردگار میپرداختم و شب‏ها در رواق مطهّر حضرت على (سلام الله علیه) عبادت میكردم. بدين ترتيب، در اين‏ مدّت به حرم حضرت على (سلام الله علیه) داخل نشدم و ادب حضور را مراعات كردم و فقط از دور به آن حضرت سلام میدادم. . 🔶بعد از گذشت نُه روز، در شب دهم حالت كشف براى من حاصل شد. ديدم در سامرا هستم و امام زمان (سلام الله علیه) بر مزار پدر بزرگوارشان زيارت میخوانند. وقتى حالت كشف تمام شد، در همان موقع، پياده از نجف به سوى سامرّا حركت كردم. . 🔶پس از چند روز زيارت و عبادت در آنجا، به زعم اينكه آمادگى لازم را به دست آورده بودم، میخواستم به سوى نجف اشرف حركت كنم كه در يك حالت روحانى چشمم به جمال امام زمان (سلام الله علیه) روشن شد و آن حضرت را ديدم كه بر مزار پدرشان به خواندن دعا و زيارت مشغول‏اند. همانجا ايستادم و به شيوه مداحان، زيارت جامعه را خواندم. . 🔶سپس آقا فرمودند: «بيا اينجا!» ابهّت و شكوه آقا مرا گرفته بود، به طورى كه نمى ‏توانستم قدم بردارم. حضرت با دست مبارك اشاره كردند و فرمودند: «بيا بنشين!» من هم آهسته...
وارثون
🔶علامه محمد تقی مجلسى(ره) پدر علامه محمد باقر مجلسی (صاحب بحارالانوار) حكايت میکند: كه روزى قصد كردم
خدمت امام رسيدم. آن بزرگوار دست مبارك خود را روى كتف من گذاشتند. . 🔶و فرمودند: «نِعمَ الزّيارَة هَذِه‏؛ چه زيارت خوبى است!» . 🔶عرض كردم: «آقا اين زيارت از جدّ بزرگوارتان، امام هادى (سلام الله علیه) است؟» امام زمان (سلام الله علیه) در حالى كه به مزار مبارك عسكريين (سلام الله علیهم) اشاره كردند، فرمودند: «بله!» در آن موقع سؤال‏هايم را از آن حضرت پرسيدم و تلطّف‏ها ديدم و لذّت بردم و بعد از آن با آمادگى كامل به زيارت حرم حضرت على (سلام الله علیه) شتافتم. . منبع: آيت‏ اللّه العظمى مظاهرى‏: حج، سلوك خداجويان، ص: ۲۲ @varesoon
✅حضرت آیت الله بهجت: هر کس باید به فکر خود باشد و راهی برای ارتباط با حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف و فرج شخصی خویش پیدا کند، خواه ظهور و فرج آن حضرت دور باشد، یا نزدیک. عده ای بوده اند که گویا حضرت غائب عجل الله تعالی فرجه الشریف در پیش آنها حاضر و ظاهر بوده است، مثل اینکه با بی سیم با آن حضرت ارتباط داشتند و جواب از ناحیه او می شنیدند! با اینکه ارتباط و وصل با آن حضرت و فرج شخصی امر اختیاری ماست، به خلاف ظهور و فرج عمومی، بااین حال چرا به این اهمیت نمی دهیم که چگونه با آن حضرت ارتباط برقرار کنیم و از این مطلب غافل هستیم، ولی به ظهور و دیدار عمومی آن حضرت اهمیت می دهیم، و حال اینکه اگر برای فرج شخصی به اصلاح خود نپردازیم، بیم آن است که در ظهور آن حضرت از او فرار کنیم، چون راهی که می رویم راه کسانی است که اَهَم و مهمی قایل نیستند. 📚 در محضر بهجت، ج۲، ص۱۳۳ @varesoon @varesoon_bahjat