چه کنیم تا گناه نکنیم؟
اول این که بفهمیم خودمان نمیتوانیم و خدا باید کمک کند. این فهم، خیلی اساسی است. ما باید همیشه از خدا التماس کنیم. همان التماس روز اولمان باید روز آخر هم باشد.
قدم دوم نماز است. اگر کسی نماز را درست بخواند زور شیطان به او نمیرسد! این حرف سند دارد. برای درست نمازخواندن، اول باید نمازمان صحیح باشد و لازمهاش دانستن احکام نماز و مقدمات آن است.
مرحلهٔ بعدی، اولِ وقت خواندنِ نماز است.
اگر کسی تا اینجا عمل کند کار بزرگی کردهاست. البته اگر کسی عادت به گناه دارد، با این نمازهای معمولی معلوم نیست زورش برسد! باید بیشتر کار کند.
قدم بعدی که بسیار مهم است، دست به دامن شدن به امام زمان است. ایشان امام زندهٔ ماست (ائمهٔ زنده و مرده ندارند؛ ولی در ظاهر ایشان زنده هستند) و مسئولیت هدایت خلق را دارند. امام زمان وظیفه دارد که اگر گرفتارِ گناه دست دراز کند، دستگیری کند. اگر جدی توسل کنیم، میشود. جدی توسل کردن با یک بار التماس کردن نیست. باید زیاد التماس کرد تا ایشان دلش به رحم بیاید. اگر ما گناه نکرده بودیم با همان حرف اولمان، دلشان به رحم میآمد.
@varesoon
4.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اکسیر آیت الله بهجت
🎙 استاد شیخ جعفر ناصری
@varesoon
@varesoon_bahjat
💠آیت الله شبیری زنجانی :
🔸آقای بهجت به منزل مرحوم والد ما زیاد میآمد و ایشان نیز به آقای بهجت معتقد بود.
🔸آقای بهجت میگفت: یک شب خواب دیدم آقای حکیم مرحوم شده و حوزه یک هفته تعطیل است. از خواب بیدار شدم، گفتند که آقای زنجانی از دنیا رفته است.
شاید وجه تطبیق مرحوم والد با آقای حکیم این بود که مرحوم والد غياباً به آقای حکیم عقیده داشت. خصوصیات آقای حکیم را شنیده بود و میگفت که علاوه بر ملّا بودن، آدم عاقل و مدبّری است.
🔸به عقیده ایشان علاوه بر ملّا بودن یکی از شرایط مرجعیّت عام، درک مصالح عمومی اسلام است و این ویژگی در آقای حکیم بود.
🔸شخصی از علمای درجه اوّل بود و مرحوم والد نیز او را درجه اوّل میدانست، ولی میفرمود که او برای معدودی خوب است، نه برای مرجعیّت مسلمین؛ چون آدم فوقالعاده سادهای بود و اگر مصالح مسلمین در اختیار وی قرار میگرفت، چند روزه همه چیز را خراب میکرد. اگر کسی راجع به تقلید از وی، از مرحوم والد سؤال میکرد، میگفت: اشکال ندارد، ولی او را برای تقلید به اشخاص معرفی نمیکرد.
📚 جرعهای از دریا ؛ ج ۲ ص ۶۳۱
@varesoon
🔸یکی از اذکاری که عالم سالک شیخ جعفر توسلی به آن علاقه داشتند و زیاد میگفتند و همچنین دیگران، مخصوصاً زائرین امام رضا (علیه السلام) را به گفتند آن سفارش میکردند، ذکر: «اللَّهُمَ الْعَنْ هَارُونَ الرَّشِيد وَ مَأمُونَ الرَّشِيد» بود.
🔸ایشان می گفتند: این لعن، قلب شریف امام رضا (علیه السلام) را خوشحال می کند.
@varesoon
7.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⚡️معنویت لازم است؛ میروند، اما آبرو را میبرند!
🔻مرحوم استاد آقای حاج شیخ علیاصغر کرباسچیان فرمودند:
🔹با حاج جعفر آقای خرازی به نجف رفتیم و قصد داشتیم به محضر مرحوم آقای حکیم برسیم. گفتند ایشان به سبب گرمای هوای نجف، به کوفه تشریف بردهاند. ما هم به کوفه رفتیم. دیدیم در اتاقی کوچک و محقّر، حدود سه در چهار، با فرشی مندرس نشستهاند. در آن سنین بالا، با حالی از ضعف، نشسته و پاسخ مسائل شرعی را مینوشتند.
🔸در همین هنگام دهها تاجر پاکستانی وارد شدند. یکی از آنان با چشمانی اشکبار و حالی اندوهگین عرض کرد:
«آقا! ما بیست میلیون نفر هستیم، یک ملا برای ما بفرستید!» ایشان فرمودند: «ندارم.»
🔹من عرض کردم: «تا آنجا که من اطلاع دارم، در نجف دوازده هزار طلبه مشغول تحصیلاند.» ایشان لبخند زدند و فرمودند:
«معنویت لازم است؛ میروند، اما آبرو را میبرند.»
@seyyed_hossein_kashfi
@varesoon
آیتالله بهجت:
از گذشتگان عبرت بگیریم که ما هم مثل آنها به مرگ نزدیکیم و چهار روز باقیمانده عمر را گمان نکنیم که چهارصدهزار سال خواهد بود.
📚 در محضر بهجت، ج۲، ص۳۹۵
@varesoon
@varesoon_bahjat
8.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آیت الله مجتهدی تهرانی:
بندگی کن تا که سلطانت کنند ...!!!
@varesoon
🔶آیةالله آقا محمد باقر وحید بهبهانی(علامه وحید بهبهانی) میفرمودند:
.
🔶اوایلی که به کربلای معلی وارد شدم، روی منبر مردم را موعظه میکردم. روزی حدیث شریفی که در کتاب خرائج راوندی نقل شده است، لابلای صحبتها بر زبانم جاری شد.
.
🔶مضمون حدیث این است که زیاد نگویید چرا حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ظهور نمیکنند چون شما طاقت معاشرت با ایشان را ندارید؛ زیرا لباس حضرت خشن و درشت و خوراک ایشان، نان جو است.
.
🔶بعد هم گفتم: از الطاف الهی نسبت به ما، غیبت حضرت صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است؛ زیرا ما طاقت اطاعت از ایشان را نداریم.
.
🔶اهل مجلس به یکدیگر نگاهی کرده و شروع به نجوا کردند و میگفتند: این مرد راضی نیست که آن حضرت ظهور کند، تا مبادا ریاست از دستش برود! و به حدی زمزمه در بین مردم افتاد که من ترسیدم، لذا با سرعت از منبر فرود آمده و به خانه رفتم و در را بستم.
.
🔶بعد از ساعتی درب خانه را زدند. پشت در آمدم و گفتم: تو کیستی؟ گفت: فلانی که سجاده بردار تو هستم. در را گشودم او سجاده را از همان جا به حیاط خانه پرت کرد و گفت: ای مرتد! سجادهات را بردار؛ در این مدت بیخود به تو اقتدا کردیم و عبادت خود را باطل انجام دادیم!
.
🔶من سجاده را برداشتم او هم رفت و از ترسی که داشتم در را محکم بستم و متحیر نشستم.
پاسی از شب گذشت، ناگاه صدای در منزل بلند شد، من با وحشت هر چه تمام تر، پشت در رفتم و گفتم: کیستی؟ دیدم همان سجاده بردار است که با معذرت خواهی و اظهار عجز و بیچارگی آمده است و مرا قسمهای غلیظ میدهد که در را باز کنم! اما من از ترس در را باز نمیکردم.
.
🔶آن قدر قسم خورد و اظهار عجز نمود که به راستی و صداقتش یقین کردم، و در را گشودم، ناگاه خود را بر پاهای من انداخت و آنها را میبوسید. به او گفتم: ای مسلمان! آن سجاده آوردن و مرتد گفتن تو به من چه بود و این پا بوسیدنت چیست؟
.
🔶گفت: مرا سرزنش نکن. وقتی از نزد شما رفتم و نماز مغرب و عشاء را به جای آوردم و خوابیدم، در عالم رؤیا دیدم که حضرت صاحبالزمان (عج) ظهور فرمودهاند. خدمت ایشان مشرف شدم، حضرت به من فرمودند: فلانی! عبای تو از اموال فلان شخص است و تو ندانسته آن را از دیگری
گرفتهای، حال باید آن را به صاحبش بدهی! من هم عبا را به صاحب اصلیش دادم.
.
🔶سپس فرمودند: قبایت نیز مربوط به فلان شخص است و تو آن را از دیگری خریدهای باید این را هم به صاحب اولش برگردانی! همین طور تمام لباسهایم را دستور دادند که به مردم بدهم.
.
🔶بعد نوبت به خانه و ظروف و فرشها و چهارپایان زمینها و سایر چیزها رسید و برای هر یک مالکی معین کرده به او رد نمودند!
.
🔶سپس فرمودند: همسری که داری خواهر رضاعی توست و تو ندانسته با او ازدواج کردهای باید او را هم به خانوادهاش رد کنی! این کار را هم کردم.
.
🔶من پسری بنام قاسمعلی دارم ناگاه در آن اثنا همان جا پیدا شد و همین که نظر حضرت، بر او افتاد فرمودند: این پسر هم از این زن متولد شده است؛ لذا فرزند حرام است، این شمشیر را بردار و گردنش را بزن!
.
🔶در این جا من غضبناک شدم و گفتم: به خدا قسم که تو سید و ذریه پیغمبر نمیباشی، چه رسد به این که صاحب الزمان باشی!
.
🔶همین که این سخن را گفتم، از خواب بیدار شدم و فهمیدم که ما طاقت اطاعت و فرمان برداری از آن حضرت را نداریم و صدق فرمایش شما بر من معلوم شد و از عمل خود پشیمانم. مرا عفو بفرمایید.
@varesoon