eitaa logo
وارثون
10.2هزار دنبال‌کننده
14.2هزار عکس
3هزار ویدیو
119 فایل
کانال وارثون؛ کانال عکس، اخبار، مطالب و نکات اخلاقی علما و بزرگان تشیع است. ارتباط با ادمین کانال: @MohsenRanginkaman
مشاهده در ایتا
دانلود
مروری کوتاه بر چند خاطره زیبا از همسر مهربان، فداکار و صبور علامه طباطبایی 👇👇👇👇👇 @varesoon
...سقف آشپزخانه 🔶دختر علامه طباطبایی رحمه الله تعالی: علامه معتقد بود هر چه دارد از همسرش است. پدر تفسیر المیزان را مدیون مادرم می دانست. . 🔶استاد فاطمی نیا: «خانم علامه طباطبایی لقمه به دست علامه می‌داد تا به اندازه یک لقمه گرفتن هم وقت ایشان گرفته نشود و بتواند المیزان را بنویسد. . 🔶همسر استاد شهید مطهری رحمه الله تعالی: علامه وقتی به قم مشرف شدند مانند دوران نجف از نظر مالی تحت فشار بودند که این به دلیل نرسیدن عواید املاک و کتاب‌هایشان بود و برای همین، خانه کوچک و محقری گرفتند. همسر علامه خانم قمر السادات مهدوی با اینکه در خانواده متمولی بزرگ شده بود و ظاهراً دختر یکی از تجار تبریز بود بسیار زن فهیم و قانعی بود. . 🔶یادم هست همسر علامه که از بستگان ایشان هم بودند، برای من تعریف می‌کردند که ما در تبریز سالی چند مَن روغن حیوانی مصرف می‌کردیم. به قم که آمدیم در منزل کوچکی ساکن شدیم که امکانات زیادی هم نداشت. . 🔶حداکثر می‌توانستیم روزی پنج سیر گوشت بخریم. من دنبه‌های گوشت را جدا می‌کردم و داخل سبدی که از سقف آشپزخانه آویزان کرده بودم، می‌انداختم. هر چند روز یکبار دنبه‌ها را آب می‌کردم و از آن به عنوان روغن استفاده می‌کردم. هیچ وقت هم به علامه نمی‌گفتم ما روغن نداریم که ایشان ناراحت شود و از کار و مطالعه باز بماند. می‌خواستم فکرش آزاد باشد. دوستی با ایشان برای من درس آموز بود. . 🔶گاهی سه ماه تابستان ما به درکه می‌رفتیم و یک سال مرحوم علامه و همسرشان هم آنجا بودند و در این سه ماه منزل ما نزدیک هم بود. خیلی از اوقات خانم به منزل ما می‌آمد و گاهی وقت‌ها هم ما به منزل آن‌ها می‌رفتیم. . 🔶یک روز که منزل ما آمده بودند، چهار تا تخم مرغ کنار گذاشته بودم که می‌خواستم با آن کوکو درست کنم. خانم به آشپزخانه آمدند و دیدند من در حال شکستن تخم مرغ هستم. گفت این همه تخم مرغ را برای چند نفر می‌خواهی درست کنی؟ گفتم برای خودمان، گفتند خانم جان دو تا تخم مرغ هم زیاد است، من برای خودم، حاج آقا و دو پسرمان سه تا تخم مرغ می‌زنم، دو تا از تخم مرغ‌ها را نگه دار. در مدتی که من با ایشان آشنایی داشتم، همیشه به من درس زندگی می‌دادند. ایشان تمام لباس‌هایشان را خودشان می‌دوختند. . 🔶به عمرم خانمی مثل ایشان ندیدم که اینقدر دغدغه همسرش را داشته باشد. می‌گفت: وقتی علامه در حال مطالعه است چای کمرنگ را به اتاق ایشان می‌برم و به علامه نگاه هم نمی‌کنم. چای را می‌گذارم و می‌آیم بیرون تا مبادا رشته افکارش پاره شود. . 🔶روزی مهمان خانم بودم. لباس‌هایشان خیلی مندرس و کهنه شده بود و ایشان نیاز داشت که لباسی برای خودش بدوزد. زمانی که علامه بیرون می‌رفت به ایشان گفت، از درس که بر می‌گردید در راه برای من پارچه بخرید. . 🔶علامه برای ایشان سه متر پارچه خرید. پارچه را که دیدم به نظرم پارچه خوبی نیامد و اساسا برای لباس مناسب نبود. به خانم گفتم که به نظر من این پارچه مناسب پیراهن نیست و حتما خود خانم هم فهمیدند که این پارچه، برای لباس مناسب نیست. . 🔶همسر علامه با لبخند و با تأکید خاصی به من گفت که «این را «حاج آقا» خریده‌اند و آنچه را که حاج آقا بخرند حتما خوب است. چرا به درد پیراهن نمی‌خورد؟!»‌‌ همان روز ایشان لباس ساده‌ای از آن پارچه دوختند و و بر تن کردند. این قدر ایشان به علامه با محبت و فداکاری برخورد می‌کردند و به خاطر محبتی که بینشان بود زندگی خوبی داشتند. . 🔶مزار همسر علامه طباطبایی در قبرستان نو در قم است. @varesoon
کوتاه، اما دلنشین با خاطراتی زیبا از مرحوم شیخ آقابزرگ تهرانی 👇👇👇👇👇 @varesoon
🔶آیت الله سید مرتضی نجومی درباره آیت الله شیخ آقا بزرگ طهرانی میفرمودند: به راستی مجسمه انسانیت،آرامش، سکون، ایمان و تقوا بود. هیچ گاه بدون کار نمی ماند.اگر از مطالعه، کتاب نوشتن و تحقیق خسته می شد، آهسته آهسته به ذکر زبانی مشغول می گشت و به راستی که به فرموده علامه امینی بقیه السلف الصالح بود. . 🔶حاج شیخ بی اندازه طالب حق و حقیقت بود و هیچ گونه ابایی و منیتی از قبول حق و مطلب درست نداشت. ولو آنکه از یک طلبه بوده باشد.بویی از تعنت، نفس پرستی و خودپسندی در نوشته و تحقیق خود از ایشان استشمام نمی شد. . 🔶حاج شیخ از ارشاد و افاده دیگران نه تنها بدش نمی آمد، بلکه بسیار خوشحال می شد و واقعا خالصانه دعای خیر می فرمود، ولی بعضی ها جهت فضل فروشی و ابراز شخصیت تحقیقی خود که از صاحب ذریعه نکته و اشکالی گرفته اند، گه گاه کتابی دورافتاده یا در بیغوله خانواده ای را بیرون کشیده، می نوشتند که نام این کتاب از نظر صاحب ذریعه دور مانده است. . 🔶حاج شیخ هم بعضی وقت ها این نوادر را می دید و حجب و حیا و سلوک خدایی مانع بود که حتی نسبت به این اشخاص به پرخاش و یا سرزنش بپردازند. . 🔶با حیایی خاص و حجبی مخصوص می فرمود: من که در وظیفه ام قصور نکرده ام، تا آنجا که توان داشته ام، تفحص و تتبع خود را انجام داده ام. در زوایا چیزی بوده که من مدرکی بر وجود آن نداشته ام، دیگر مقصر نیستم. . 🔶بسیاری از محققین عربی و حتی دول اسلامی و عربی خیال می کردند که ایشان دم و دستگاه و منشی وکمک کار دارند. وقتی به اتاق ایشان که مفروش از زیلو و فرش رنگ و رو رفته بود می آمدند،واقعا مبهوت می شدند، زیرا می دیدند با تن تنها و یک مشت استخوان برای دستیابی و فهرست کردن کتب شیعه، این همه پژوهش و کوشش نموده است و اگر تابستان بر او وارد می شدند،در حیاط بیرونی منزل او را به روی تشکی کوچک که به روی حصیری افتاده بود، به همراه کتاب و قلم و اوراق و نوشته ها می دیدند، این رسم علمای بزرگوار ماست. @varesoon
قال امیرالمومنین (علیه‌السلام): إِنَّ تَقْوَی اللَّهِ عِمَارَةُ الدِّينِ وَ عِمَادُ الْيَقِينِ وَ إِنَّهَا لَمِفْتَاحُ صَلَاحٍ وَ مِصْبَاحُ نَجَاحٍ بی شک تقوای الهی، آبادی دین و ستون یقین است و به راستی که تقوا کلید درستی و چراغ پیروزی است. تصنیف غرر / ۶۰۱۳ @varesoon
به نیت زیارت حضرتش در هر روز : صلی الله علیک یا أباعبدالله الحسین صلی الله علیک یا أباعبدالله الحسین صلی الله علیک یا أباعبدالله الحسین صلی الله علیک و رحمة الله و برکاته قبول ▪️@varesoon
بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ آیت الله سید طیب موسوی ۱۴۰۴/۰۸/۱۰ @varesoon_history
مرحوم حضرت آیت الله سید طیب موسوی: توصیه خدا و پیامبر و ائمه (علیهم السلام) عبارت است از : تقوا و تقوا اولین درجه اش ترک محرمات و انجام واجبات است. بنده توصیه می کنم طلاب اوقاتشان را صرف علم کنند و مقید باشند زیرا که نماز اول وقت یکی از چیزهایی است که انسان را به درجات بالا می رساند. @varesoon
✅آیت‌الله محمدتقی بهجت: 🔻با اینکه در حال نزول هستیم، قاصدِ صعودیم! و از خود راضی، و گرفتار معاصی و کوچک‌شمردن آنها و عدم استغفار از آنها هستیم. 📚در محضر بهجت، ج۱، ص ۲۲۱ @varesoon @varesoon_bahjat
این حکایت شیرین را هم نگارندهٔ سطور (قنبری) از زبان مرحوم استاد فاطمی‌نیا شنیده‌ام؛ فرمودند: «رفیقی داشتم که بندهٔ خدا خیلی ساده و زودباور بود و گاهی به برخی افراد مدّعی اعتقاد پیدا می‌کرد. روزی به من گفت: آقایی هست که احضار ارواح می‌کند؛ باید بیایی تا باهم نزد او برویم و کارش را از نزدیک ببینیم. من که از همان اوّل می‌دانستم آن آقا شیّادی بیش نیست، ولی چون با اصرار دوستم مواجه شدم، با اکراه، همراهی‌اش کردم. به منزل شخصی رفتیم و آن آقا هم دعوت بود. بنا شد کارش را شروع کند. آینه آورد و یک کاسهٔ آب و یک پارچهٔ بزرگ سفید به پهنای اتاق. همان موقع می‌دانستم کارهایش دروغین است، ولی به احترام دوستم چیزی اظهار نکردم. او هم با چه شور و اشتیاقی غرق تماشا و لذّت بردن بود. اندکی طول کشید و آن آقا اورادی را زمزمه نمود و کارهایی کرد. سپس گفت: روح حاضر و آماده است؛ هر سؤالی می‌خواهید بپرسید! دوست من با حالت اعجاب خاصّی گفت: از روح بپرس که نظر آیةالل‍ه حکیم دربارهٔ تراشیدنِ ریش (حلق لحیه) چیست؟ من به دوستم آهسته گفتم: آخِر این چه سؤالی است؟ آقای حکیم زمانی که زنده بود ریش‌تراشی را حرام می‌دانست؛ حالا که مُرده که نمی‌آید حلال کند! آن آقای مدّعی هم تأمّلی کرد و قیافه‌ای گرفت و گفت: روح می‌گوید که آقای حکیم تراشیدن ریش را حرام می‌‌داند! این دوست ما خیلی شگفت‌زده شد. به من گفت: تو هم سؤالی بپرس. به آن آقا گفتم: من هم سؤالی دارم، لطفاً از این روح بپرسید. سپس گفتم: از روح بپرسید که بهترین شرح تائیّهٔ کبرای ابن‌فارض که هنوز چاپ نشده، نسخهٔ خطّی‌اش در کدام کتابخانهٔ دنیا نگهداری می‌شود؟! آن آقای مدّعی قدری تعلّل کرد و آخرش گفت: روح از سؤال شما ناراحت شد و قهر کرد و رفت!» @varesoon
نقل شده است که مرحوم علّامه طباطبائی (قدّسَ الل‍هُ روحَه) دربارهٔ برخی از افراد که می‌پنداشتند ارواح علما را حاضر می‌کنند فرموده بودند: این‌ها جنّ هستند و خودشان را به جای ارواح علما جا می‌زنند و سرکارتان می‌گذارند. مرحوم علّامه می‌فرموده است: کافی است یک مسأله از کتاب‌های علمی بپرسید؛ مثلاً از کسی که مدّعی است روح مرحوم مجلسی است بپرسید: در فلان کتابتان که چنین فرموده‌اید مقصود چیست؟ آن‌گاه می‌بینید که هیچ اطّلاع علمی ندارد. (نقل به مضمون از کتاب سلوک‌نامه) @cheraghe_motaleeh @varesoon