سه تن از علمای اصفهان
از سمت راست به چپ ، حضرات آیات:
سید حسن مدرس هاشمی
سید محمدعلی میرمحمدصادقی
سید آقا میرزا میرمحمدصادقی
@jawaher_kalam
@varesoon
#لحظات_ماندگار
عکس بسیار زیبا و کمتر دیده شده از مرحوم آیت الله شیخ محمدکاظم شیرازی
@varesoon
💠حضرت زهرا (سلام الله علیها)داراي عاليترين مقام تقرّب به خدا
🔸نقل شده: وقتي فاطمه از در اطاق وارد ميشد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) كه نشسته بود از جا برميخاست از فاطمه استقبال ميكرد دست او را ميگرفت و ميبوسيد و او را در سر جاي خودش مينشانيد![1]
درست مانند فرزندي كه از مادر خويش احترام كند! و براي نشان دادن شخصيّت ممتاز او ميفرمود:
(اِنَّ فاطِمَةَ خُلِقَتْ حُوْرِيَّةً فِي صُوْرَةَ اِنْسيَّة)؛[2]
«فاطمه حوريّهاي است كه به صورت انسان آفريده شده است».
او نژاد آسماني دارد.در روز قيامت نيز:
(اِنَّ اَوَّلَ شَخْصٍ يَدْخُلُ الْجَنَّةَ فاطِمَة)؛[3]
«به تحقيق نخستين كسي كه وارد بهشت ميشود،فاطمه است».
از اعظم فضائل زهرا (علیها السلام)اينكه ميفرمود:
(اِنَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ لِيغْضَبُ لِغَضَبِ فاطِمَة وَ يَرْضَي لِرِضاها)؛[4]
«به يقين خدا به خشم فاطمه خشم ميكند و به خشنودي فاطمه خشنود ميگردد»!
اين نهايت درجهي عصمت و عاليترين مرتبهي تقرّب به خدا را ميرساند كه خشم و رضاي فاطمه،عيناً خشم و رضاي خداست و لذا اين جمله را رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مكرّر ميفرمود:
(مَنْ آذاها فَقَدْ آذانِي وَ مَنْ آذانِي فَقَدْ آذَي الله)؛[5]
«هر كه فاطمه را بيازارد، مرا آزرده و هر كه مرا بيازارد خدا را آزرده است»!
آنگاه خدا هم دربارهي آزاردهندگان به خدا و رسولش فرموده است:
(إنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللهُ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ أعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهِيناً)؛[6]
«آنان كه خدا و رسولش را بيازارند، در دنيا و آخرت ملعون به لعنت...
وارثون
💠حضرت زهرا (سلام الله علیها)داراي عاليترين مقام تقرّب به خدا 🔸نقل شده: وقتي فاطمه از در اطاق وارد
خدا ميباشند و خدا عذاب خواركنندهاي براي آنان آماده كرده است»!
بديهي است كه در زمان حيات رسول خدا(صلی الله علیه و آله) كسي فاطمه (علیهاالسلام) را نميآزرد.
اين پيشگويي از جانب رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بوده كه پس از من كساني اقدام به ايذاء فاطمه خواهند كرد و اينك هشدار ميدهم كه ايذاء فاطمه، ايذاء خدا و رسول خداست و كيفر آنان نيز از لسان قرآن خدا پيداست كه ملعون به لعنت خدا ميباشند و قهراً شايستهي حكومت بر امّت اسلامي نخواهند بود.
...............
[1] ـ بيتالاحزان،صفحهي8 .
[2] ـ بحارالانوار،جلد43،صفحهي7.
[3] ـ همان،صفحهي44.
[4] ـ فرائدالسّمطين،جلد2،صفحهي49 و بحارالانوار،جلد43،صفحهي54.
[5] ـ بحارالانوار،جلد43،صفحهي54.
[6] ـ سورهي احزاب،آيهي57.
@varesoon
آیت الله سید شهاب الدین مرعشی نجفی نقل می کنند :
شب اول قبر آيتالله شيخ مرتضی حائری برايش نماز ليلة الدّفن خواندم، همان نمازی که در بين مردم به نماز وحشت معروف است.
بعدش هم يک سوره ياسين قرائت کردم و ثوابش را به روح آن عالم هديه کردم .
چند شب بعد او را در عالم خواب ديدم. حواسم بود که از دنيا رفته است. کنجکاو شدم که بدانم در آن طرف مرز زندگی دنيايي چه خبر است؟!
پرسيدم: آقای حائری، اوضاعتان چطور است؟
آقای حائری که راضی و خوشحال به نظر می آمد، رفت توی فکر و پس از چند لحظه، انگار که از گذشتهای دور صحبت کند شروع کرد به تعريف کردن...
وقتي از خيلي مراحل گذشتيم، همين که بدن مرا در درون قبر گذاشتند، روحم به آهستگي و سبکي از بدنم خارج شد و از آن فاصله گرفت. درست مثل اينکه لباسي را از تنت درآوري. کم کم ديگر بدن خودم را از بيرون و به طور کامل ميديدم. خودم هم مات و مبهوت شده بودم، اين بود که رفتم و يک گوشهاي نشستم و زانوي غم و تنهايي در بغل گرفتم.
ناگهان متوجه شدم که از پايين پاهايم، صداهايي ميآيد. صداهايي رعبآور و وحشتافزا! صداهايی نامأنوس که موهايم را بر بدنم راست ميکرد. به زير پاهايم نگاهي انداختم. از مردمي که مرا تشيع و تدفين کرده بودند خبري نبود. بياباني بود برهوت با افقي بيانتها و فضايي سرد و سنگين و دو نفر داشتند از دور دست به من نزديک ميشدند. تمام وجودشان از آتش بود. آتشي که زبانه ميکشيد و مانع از آن ميشد که بتوانم چشمانشان را تشخيص دهم. انگار داشتند با هم حرف ميزدند و مرا به يکديگر نشان ميدادند. ترس تمام وجودم را فرا گرفت و بدنم شروع کرد به...
وارثون
آیت الله سید شهاب الدین مرعشی نجفی نقل می کنند : شب اول قبر آيتالله شيخ مرتضی حائری برايش نماز لي
لرزيدن. خواستم جيغ بزنم ولي صدايم در نميآمد. تنها دهانم باز و بسته ميشد و داشت نفسم بند ميآمد. بدجوري احساس بی کسی و غربت کردم
گفتم خدايا به فريادم برس! خدايا نجاتم بده، در اينجا جز تو کسی را ندارم....
همين که اين افکار را از ذهنم گذرانيدم متوجه صدايی از پشت سرم شدم.
صدايی دلنواز، آرامش بخش و روح افزا و زيباتر از هر موسيقی دلنشين!
سرم را که بالا کردم و به پشت سرم نگريستم، نوری را ديدم که از آن بالا بالاهای دور دست به سوی من ميآمد.
هر چقدر آن نور به من نزديکتر ميشد آن دو نفر آتشين عقبتر و عقبتر ميرفتند تا اينکه بالاخره ناپديد گشتند.
نفس راحتي کشيدم و نگاه ديگري به بالاي سرم انداختم. آقايي را ديدم از جنس نور !
نوری چشم نواز و آرامش بخش.
ابهت و عظمت آقا مرا گرفته بود و نميتوانستم حرفي بزنم و تشکري کنم، اما خود آقا که گل لبخند بر لبان زيبايش شکوفا بود سر حرف را باز کرد و پرسيد: آقای حائری! ترسيدی ؟
من هم به حرف آمدم که: بله آقا ترسيدم، آن هم چه ترسي! هرگز در تمام عمرم تا به اين حد نترسيده بودم. اگر يک لحظه ديرتر تشريف آورده بوديد حتماً زهره ترک ميشدم و خدا ميداند چه بلايي بر سر من ميآوردند.
بعد به خودم جرأت بيشتر دادم و پرسيدم: راستي، نفرموديد که شما چه کسي هستيد.
و آقا که لبخند بر لب داشت و با نگاهی سرشار از عطوفت، مهربانی و قدرشناسی به من می نگريستند فرمودند:
من علی بن موسی الرّضا هستم. آقای حائری! شما ۷۰ مرتبه به زيارت من آمديد من هم ۷۰ مرتبه به بازديدت خواهم آمد، اين اولين مرتبهاش بود ۶۹ بار ديگر هم خواهم آمد.
@varesoon
حضرت آیت الله شبیری زنجانی:
تواضع و تقوای خارق العاده مرحوم آیت الله سید احمد خوانساری زبانزد خاص و عام بودند.
ایشان خیلی از «من» گفتن پرهیز داشتند و وقتی مطلبی از وی میپرسیدند، رأی و نظر خودش را با عبارتی از بزرگان بیان میکردند، مثلاً میفرمودند:
شیخ مرتضی انصاری چنین میفرماید، صاحب جواهر چنین عقیدهای دارد و ...و از تعبیری که «من» در آن بود، مجتنب بودند. حتّی از معارفِ معاصر خودشان نقل قول میکردند مثلاً میفرمودند:
آقای بروجردی چنین نظری دارد، یعنی من هم همین عقیده را دارم!
شنیدم در درس خودش از کتاب مصباح الهدی تألیف حاج شیخ محمد تقی آملی استفاده میکردند با این که خودشان از آقای آملی ادقّ نظراً(=دقیقتر) بودند!
جرعهای از دریا، ج۳، ص۶۲۵، نشر موسسه کتاب شناسی شیعه، سید موسی شبیری زنجانی.
@varesoon
یکی از اساتید میفرمودند:
دیشب که به دیدار و احوال پرسی پدر ور مشهد رفتم، گفتند:
ظهر با محمد- اخوی بنده- رفتیم مسجد سر کوچه، جای پارک نبود رفتیم مسجد جعفری- بالا خیابان، نبش کوچه زردی- امام جماعت در رکوع و سجده، سبحان ربی الاعلی و بحمده و سه مرتبه سبحان الله میگفت.
بعد از نماز اول خواستم تذکر دهم که به جای سبحان الله، صلوات بگوید مردّد شدم. لذا به خودِ او گفتم:
لطفاً یک استخاره بگیرید!
قرآن را که گشودند این آیه آمد:
و هُدوا الی الطیبِ مِنَ القول و هُدوا الی صراطِ الحمید
حج، آیه ۲۴
لذا منظور را و تذکر را گفتم، پذیرفتند و برخاسته اعلام کردند که آقای حکیمباشی اینطور گفتند و پس از این چنین میکنیم.
بعد افزودند و گفتند:
یک بار حاج آقا رحیم ارباب با لحن ستایش گرانه فرمودند:
نظر من بر رُجحان و برتری ذکر توحیدی سبحان الله بود و نظر آقا سید جمال گلپایگانی بر رجحانِ صلوات بود و نظر ایشان درست تر است!
نقل خاطره از حکیم باشی
@sireyefarzanegan
@varesoon
#لحظات_ماندگار
مرحوم آیت الله میرزا هاشم آشتیانی
فرزند مرحوم حضرت آیت الله میرزا حسن آشتیانی
@varesoon
📢شفای بیماری در بیانات آیتالله بهجت
آیتالله بهجت برای شفای از بیماریها میفرمودند:
🔺مخلوط آب زمزم و تربت سیدالشهدا علیهالسلام را هر روز مقدار کمی به نیت شفا بهطور منظم میل کنید، تا زمانیکه بهبودی حاصل شود؛
🔺همچنین به همین نیت صدقه به افراد متعدد بدهید، اگرچه مقدارش زیاد نباشد.
📢همچنین در مواردی میفرمودند:
🔺هفتاد بار سورۀ حمد را به مخلوط آب زمزم و تربت بخوانید و سپس آن را به مریض بدهید تا بهصورت مرتب هر روز بخورد.
🔺به نیت شفا هر روز هفت بار سورۀ حمد را قرائت کنید.
🔺هر که به عیادت مریض میآید به نیت شفا سورۀ حمد را بخواند.
📢مریض پس از نماز صبح دو رکعت نماز حاجت بخواند و پس از آن سه مرتبه بگوید:
اللَّهُمَ اشْفِنِي بِشِفَائِكَ وَ دَاوِنِي بِدَوَائِكَ وَ عَافِنِي مِنْ بَلَائِكَ فَإِنِّي عَبْدُكَ وَ ابْنُ عَبْدِك
پس از آن یک بار بگوید: بِحُرْمَةِ الإمامِ الکاظِم علیهالسلام
@varesoon
@varesoon_bahjat