۲۸ دی
۴ فروردین
هدایت شده از Variance !
درودی بر همه اهالی ایتا ؛
بنده قصد دارم یک تقدیمی کوچک به شما عزیزان اهدا کنم .
چنانچه مایلید از این تقدیمی بهرهمند بشید ؛ این پیغام رو درون چنل/دیلیتون باز نشر بدید، تا بهتون بگم که قاتلید یا مقتول . اگر قاتلید چطور میکشید و اگر مقتولید چطور کشته میشید ؛
چنل ندارید؟ تو ناشناس پنج کلمه که احساس میکنید حس و حالتون رو میده و اسم مستعارتون رو برای من ارسال کنید.
با کمال احترام، فقط و فقط ده نفر از شما عزیزان رو پذیرا هستم .
لینکهایفرحبخشتونرواینجاقراربدید.
_با تشکر ؛
-variance !
۴ فروردین
هدایت شده از Variance !
قاتل ،
دوست صمیمی صابقت ، دوستیتون رو فقط بخاطر یک عشق بی حاصل خراب کرد . اره او واقعا یک خیانت کار بود و تو هم از خیانت کار ها متنفر بودی .پس این شد که خواستی تصمیمت رو عملی کنی و به زندگیش پایان بدی .
یک شب روی پل اتفاقی دوست صابقت رو میبینی . اون لحظه واقعا زمان مناسبی بود که نقشه ات رو عملی کنی ، چون هوا تاریک و پل کاملا خلوت بود .
اروم و یواش بدون اینکه صدایی رو از خودت تولید کنی چاقوی کوچکی که همیشه همراهت بود رو از جیب پالتوت در میاری . به سمتش میری و از پشت سر به پهلو و کمرش ده ضربه چاقو میزنی و از کنار لبه کم ارتفاع پل اون رو به پایین پرتاب میکنی.
برای:راشل
از طرف:@variance
۴ فروردین
هدایت شده از Variance !
مقتول
برای یک اجرای مهم در حال رفتن به استادیو بودید که متوجه شدی مسیری که از اون عبور میکنید خیلی خلوت شده و حس بدی میگیری.
در همین حین فردی با لباس مشکی تو رو به یک کوچه تاریک میکشه و دستشو جلوی دهان و بینیت میگیره تا صدایی ازت خارج نشه .
سعی کردید که خودتون رو از چنگش در بیارید اما هرچه تقلا میکردید فایده ای نداشت.
چون دست اون مردروی بینی و دهانت بود دیگه راه تنفسی برات وجود نداشت ، سپس پس از چند دقیقه از شدت خفگی به قتل میرسی.
برای: @horanshow
از طرف: @variance
۴ فروردین
هدایت شده از Variance !
مقتول؛
هر وقت میخواستی فیلم ببینی به سینما میرفتی، چون معتقد بودی حس و حال فیلم رو بیشتر میکنه .
مثل همیشه برای دیدن فیلم جدید که تازه روی پرده سینما رفته بود به سینما میرفتی . طی مدتی متوجه میشی که مردی تعقیبت میکنه . قدمات رو تند تر کردی و خواستی که سریع تر به سینما بری .
همینطور که به سمت سینما میرفتی متوجه شدی کم کم مسیری که داخل اون در حرکتی خلوت و خلوت تر میشه .
حسابی ترسیده بودی و به پشت سرت نگاه کردی که دیدی مرد داره با یک چوب بیسبال به سمتت میاد .پا به فرار گذاشتی اما سرعت مرد از تو بیشتر بود .
در نهایت پلیس جسدت رو کنار یک باغچه پیدا میکنه که ظاهرا با ضربات شدیدی به سرت به قتل رسیدی.
برای:@paradoxnkx
از طرف:@variance
۴ فروردین
هدایت شده از Variance !
قاتل ؛
وارد انباریت شدی و سطل اب و یخ رو روی صورت اون خیانت کار ریختی . نفس نفس زنان به هوش میاد و به چشمان مملو از انتقامت نگاه میندازه و التماس میکنه که بلایی سرش نیاری.
بهش اهمیت نمیدی و تو فقط میخوای که نوشیدنی خوشرنگتو اماده کنی . در نتیجه برای اینکه خون خوشمزه تری و لذت بیشتری بهت بده تصمیم میگیری که شکنجش کنی.
چاقوی درون دستت رو به اب میزنی و داخل نمک فرو میکنی و با ضربه، کمی چاقوی به نمک اغشته شده رو وارد شونه راستش میکنی .
با فریاد ازت میخواد که دیگه اینکار رو نکنی و رهاش کنی ولی نه یک بار دیگه چاقو رو به نمک اغشته میکنی و وارد شونه سمت چپش میکنی .
از درد ناله ای سر میده و تو میخوای کار رو تموم کنی و هرچه زود تر به نوشیدنی جدیدت برسی برای همین لیوانت رو برمیداری و با یک تیغ با سراغش میری .
گردنش را بالا میاری و با یک ضربه شاهرگش رو میزنی . خون از زیر گلوش میجوشه و تو یک لیوان از اون رو برای خودت کنار میزاری ...
برای:میکو
از طرف:@variance
۴ فروردین
هدایت شده از Variance !
قاتل ؛
تو یک مدل موفق داخل کشور خودت هستی که طی یک مدت یک مدل دیگه میخواد جاتو تصاحب کنه در نتیجه تصمیم میگیری که اون رو به قتل برسونی.
با صدای جیغ متوجه میشی که قربانیت به هوش اومده و با یک تیغ به سراغش میری.
نگاه ملتمسانه اش با نگاهت گره میخوره و ازت خواهش میکنه که رهاش کنی . اما به سراغ صورت بی نقصش میری که از خون قرمز پرش کنی .
تیغ رو به ارومی از کنار گوش سمت چپش تا به کنار دهانش میکشی و از لای زخمی که ایجاد کردی خون سرخش سرازیر میشه و این کار رو هم با طرف راست صورتش انجام میدی.
جیغی سر میده و با همین جیغ کشیدنش باعث میشه زخم کنار دهانش همینطور باز تر و باز تر بشه .
صدای اژیر پلیس رو از بیرون خونت متوجه شدی ظاهرا همسایه هات صدای جیغ هاشو شنیدن و به پلیس تماس گرفتن. پس میخوای که هرچه سریع تر کار رو تموم کنی و فرار کنی .
بعد از اینکه پلیس به زیر زمین وارد شد با جسد اون مدل روبرو میشن که انگار با یک تیغ شاهرگ گردنش زده شده و به قتل رسیده .
برای:تیتان
از طرف:@variance
۴ فروردین
هدایت شده از Variance !
قاتل؛
خواستی نقاشی کنی که متوجه میشی رنگ قرمزت تموم شده . پس رفتی که فراهمش کنی!
اب یخ که داخل ظرف کنار دستت بود رو روی صورتش میریزی تا به هوش بیاد . وقتی به هوش اومد با تیغ سراغش میری .
اول سراغ رگ دستاش میری و با یک حرکت اروم اروم و تیغ کند، رگ دستاش رو می بری و خون از دستای دختر سرازیر میشه ، دختر جیغ ضعیفی میکشه اما تو برای اینکه انبارت با خون اون الوده نشه ظرفی رو زیر دستش میزاری .
بعد اینکه تقلا و صدا های دختر کم تر شد و کم جون شده بود، سرنگ رو برمیداری و مقداری تینر که برای پاک کردن رنگت از قلمو هات بود رو توی سرنگ میکنی و به رگ های دختر تزریق میکنی .
حالا دیگه فقط ی جسم بدون روح روی صندلی گوشه انبارت بود . ظرفی که پر شده از خون اون دختر بود رو برمیداری و میخوای که با خونش یه شاهکار نقاشی رو به وجود بیاری ، قلمو هات رو داخل خون میزنی و با رنگ قرمز و تیره شروع به نقاشی میکنی .
برای :@moonlightu
از طرف:@varianc
۴ فروردین
هدایت شده از Variance !
امیدوارم خوشتون بیاد :)
و اینکه جایی غلط املایی دیدید ببخشید :)
۴ فروردین
هدایت شده از Variance !
قاتل
بوی خون ، تمام فضای کارگاه هنریتو پر کرده بود . لبخندی روی لبت نشست که نشانه رضایت مندی از این حالت بود .
فردی روی صندلی وسط کارگاهت بسته شده و از شدت شکنجه بیهوش شده بود . سرش رو به زیر خم کرده بود. کنارش رفتی و بطری الکل سرد رو روی صورتش ریختی .
الکل تمام زخم های روی صورت رو می سوزوند ، صدای ناله های التماس امیزش بلندش گوشِت رو نوازش میکرد.
بطری اسید رو برداشتی و روی دست راستش ریختی . نعره خفه ای کشید و اروم اروم ساکت شد میله کندی رو برداشتی و با فشار زیاد وارد قفسه سینه اش کردی .برای اخرین بار نعره خفه ای کشید و صدای نفس نفس زدن هاش اروم و اروم خاموش شد .
تیغ رو برداشتی و اروم روی صورتش و تنش کلماتی رو نوشتی ...
برای:@gahve_talkh
از طرف:@variance
۴ فروردین
۴ فروردین