وَتین🇮🇷-
اینجوری دستشو می کرد تو گوشاش تا اشکاش برگردن به چشماش :)
چقدر خوشحال شدم وقتی داشت اینکارو میکرد لییون کنارش بود و داشت میدید :))✨
وَتین🇮🇷-
وقتی منو مهسا بعد برنامه هامون که دوست داشتیم توی یه مدرسه باشیم اما نشد ولی یه دفعه ای شد🙂😭😂
چی گفتم دقیقا😐
نمیتونم جمله بندیم رو درست کنم خودتون بفهمید :/😂💔