یه چیزی رو تعریف کنم واستون ..
امروز که رفته بودم هیئت
پیش یه دختر بچه بودیم داداش که بزرگترش بود اومد واسش شکلات آورد گفت بیا گریه نکن
گریه میکرد بعد داداش صحبت میکرد باهاش آروم میشد
انقدر قشنگ بود :)))
اونجا به مهسا گفتم دختره بزرگ بشه خیلی خوشبحالشه
درسته داداش بزرگ شاید بدی داشته باشه ولی خوبی هاش بیشتره :))))
خیلی صحنهی قشنگی بود :)🚶🏻♀
وَتین🇮🇷-
یه چیزی رو تعریف کنم واستون .. امروز که رفته بودم هیئت پیش یه دختر بچه بودیم داداش که بزرگترش بود ا
بگم داداشش هم 5 یا 6 سالش بیشتر نبود :)🚶🏻♀