eitaa logo
والطور
87 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
432 ویدیو
5 فایل
کانال ویژه ی دبیران محترم و روحانیون گرامی مدارس امین اصفهان
مشاهده در ایتا
دانلود
۲۱۷ ﷽ ❇️پاسخ ☑️«توسل» از ماده «وسل» به معني تقرّب جستن و يا چيزي كه باعث تقرّب به ديگري از روي علاقه و رغبت مي‎شود؛ مي‎باشد. 🔺و توسل شامل شفاعت نيز مي‎شود. «شفاعت» از ماده «شفع» به معني ضميمه كردن چيزي به همانند او است 🔺 و در مفهوم قرآني، شخص گناه كار به خاطر پاره‎اي از جنبه‎هاي مثبت (مانند: ايمان، عمل صالح و...) شباهتي با اولياء الله پيدا مي‎كند و آنها با كمك‎هاي خود او را به سوي كمال سوق مي‎دهند و از پيشگاه خداوند تقاضاي عفو مي‎كنند (ص: 52) به عبارت ديگر مي‎توان گفت: قرار گرفتن موجود قوي تر و برتر در كنار موجود ضعيف تر و كمك نمودن به او در راه پيمودن مراتب كمال است. 🔺آيه‎اي كه به مسئله «توسل» اشاره دارد؛ آيه 35 سوره مائده است كه خداوند مي‎فرمايد: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ وَ جاهِدُوا فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ» اي كساني كه ايمان آورده‎ايد پرهيزكاري پيشه كنيد و وسيله‎اي براي تقرب به خدا، انتخاب نمائيد و در راه او جهاد كنيد، باشد كه رستگار شويد. @vattor ادامه👇👇👇👇
والطور
#شبهه۲۱۷ ﷽ ❇️پاسخ ☑️«توسل» از ماده «وسل» به معني تقرّب جستن و يا چيزي كه باعث تقرّب به ديگري از
🔺وسيله در آيه فوق، معناي بسيار وسيعي دارد و هر كار و هر چيزي كه باعث نزديك شدن به پيشگاه مقدس پروردگار مي‎شود؛ شامل مي‎گردد. همان طوركه حضرت علي ـ عليه السّلام ـ فرمودند: بهترين چيزي كه به وسيله آن مي‎توان به خدا نزديك شد؛ ايمان به خدا و پيامبر او و جهاد در راه او، نماز، زكات، روزه، حج، صله رحم، انفاق ... مي‎باشد. 🔺و از آيات ديگر نيز استفاده مي‎شود كه وسيله قرار دادن مقام انسان صالحي در پيشگاه خداوند و درخواست حاجت از خداوند به خاطر آن وسيله، به هيچ وجه ممنوع نيست همانطور كه حضرت ابراهيم ـ عليه السّلام ـ از خداوند براي عمويش، طلب استغفار كرد، قرآن مي‎فرمايد: و استغفار ابراهيم براي پدرش (عمويش آزر) فقط به خاطر وعده‎هايي بود كه به او داده بود (تا وي را به سوي ايمان جذب كند) امّا هنگامي كه براي او روشن شد كه وي دشمن خداست از او بيزاري جست، چرا كه ابراهيم مهربان و بردبار است». 🔺يا در سوره يوسف آيه 97، زماني كه گناهان برادران يوسف آشكار شد، آنها به پدرشان گفتند: اي پدر! از خدا آمرزش گناهان ما را بخواه كه ما خطاكار بوديم. 📌اين آيات نشان مي‎دهد كه انسان‎هاي صالح را مي‎توان وسيله براي استغفار و طلب حاجت از خداوند قرار داد. 👈اين توسل در حقيقت توجه به خداست نه غير خدا. 🔺متوسل شدن به افراد در حقيقت توسل به مقام روحاني آنهاست كه روح خود را پرورش داده و به كمالاتي رسيدند. و روح براي بقاست نه براي فنا. لذا مي‌توان به افرادي كه در قيد حيات نيستند؛ متوسل شد. 👈👈عالم اهل تسنن در كتاب «وفاء الوفا» مي‌نويسد: مدد گرفتن و شفاعت خواستن در پيشگاه خداوند از پيامبر و از مقام و شخصيت او، هم پيش از خلقت او مجاز است و هم بعد از تولد و هم بعد از رحلتش و هم در عالم برزخ و هم در روز رستاخيز. عمر بن خطاب مي‌گويد: حضرت آدم ـ عليه السّلام ـ به پيشگاه خداوند چنين عرض كرد: يا رب اسئلك بحق محمد لما غفرت لي؛ خداوندا! به حق محمد از تو تقاضا مي كنم كه مرا ببخش! 🔺در زمان خليفه دوم سالي قحطي شد، بلال به همراه عده‌اي از صحابه بر سر قبر پيامبر آمد و چنين گفت يا رسول الله! استسق لامتك... فاعفم قد هلكوا...» اي پيامبر! از خدايت براي امتت باران بفرست كه ممكن است همه هلاك شوند. ✔️ با وجود روايات زياد در كتاب هاي اهل تسنن باز هم گروهي از آنان به مسئله توسل و شفاعت خرده مي‌گيرند و آن را انكار مي‌كنند و آن را نوعي استقلال در مقابل خداوند تلقّي مي‌كنند. در حالي كه از اين جمله غافل هستند كه متوسل شدن به انبياء و ائمه ـ عليهم السّلام ـ در حقيقت متوسل شدن به خداست. و آنها عملي را جز با رضايت و اذن خداوند انجام نمي‌دهند. «قُلْ لا أَمْلِكُ لِنَفْسِي ضَرًّا وَلا نَفْعًا إِلا مَا شَاءَ اللَّهُ ؛ بگو! من براي خودم زيان و سودي را مالك نيستم، مگر آن چه خدا بخواهد».🍃 👈👈علاوه بر اين، توسل روح اميد را افزايش روح يأس را كاهش و ايجاد رابطه معنوي با خدا و اولياء الله و تحصيل رضايت خداوند و توجه به سلسله شافعان و... را به وجود مي‌آورد. @vattor
دعا میکنم🙏 در این شب زیبا ✨ همه غرق درشادی😇 و باران اجابت شوید🌨 آن گونه که فقط خدا باشد و یک چتر☔️ عشق و آرامش💞 شبتون بخیر و پر از بهترینها @vattor
❁ـ﷽ـ❁ ۲۱۸ ❇️ پاسخ شبهه: ❇️ ✳️ نویسنده اعتقادی به وزندگی بعداز مرگ ندارد که اینچنین باتنفر وبدبینی اظهار نظر می‌کند. آیا پدر و مادری که برای تشویق فرزند خود وعده ی جایزه و هدیه به او می دهد زندگی او را مبدل به می‌کنند؟؟ 🔸نویسنده نظام و را به کلی دروغ وفریب می‌خواند. ✳️ سوالی که باید پرسید اینست: که چگونه نویسنده به این نتیجه رسیده است که ٬دنیای انسان را جهنمی می‌کند❓ 🔹اگر منظور نویسنده اجرای احکام ودستورات خداوند است،که معتقد است باعث سختی ومشقت است، باید گفت؛ 🔸اولا؛در اجباری نیست وکسانی که به دین روی آوردند با میل وشوق واشتیاق آنرا پذیرفته‌اند. 🔸 ثانیا؛ احکام و دستورات الهی چنان حلاوت و لذتی دارد که منکران دین، چون تجربه ی آن را ندارند نمی‌توانند آنرا درک کنند وفکر می‌کنند فرد با اجرای آنها محدود ومعذب می‌شود. ✳️ برای شخص موحد مرگ عین حیات است وحتی حیات واقعی را در دنیای بعد از مرگ جستجو می‌کند. @vattor ادامه👇👇👇👇
والطور
❁ـ﷽ـ❁ #شبهه۲۱۸ ❇️ پاسخ شبهه: ❇️ ✳️ نویسنده اعتقادی به #معاد وزندگی بعداز مرگ ندارد که اینچنین ب
🔹 برای فرد موحد مرگ بی‌معناست وخود را تا ابد زنده و حاضر می‌داند وواژه‌ی مصطلحی که در جهان از آن به یاد می‌شود آنرا فقط یک گذر انتقالی از یک دنیای محدود به دنیای آزاد وبی انتها می‌داند. ✳️ لذا کدام انسان عاقلیست که به شوق چنین دنیای آزادی لحظه شماری نکند . مزار در گذشتگان از این دنیا، اگر بهشت نامیده می‌شود، برای معتقدان وموحدان واقعا بهشت، وبرای منکران آخرت بی‌معنا وغیر قابل درک است. , @vattor
﷽ 🍃به کوچکی گناه نگاه نکن ، بلکه ببین په کسی را نافرمانی می کنی🍃 ❤️ 📚 @vattor
🌙مهمانِ بزرگان شدن، بزرگی می‌آورد! 🔻اگر میزبان نیازی به مهمان و مهمانی دادن نداشته باشد و مهمانی در معنا و مقام حقیقی خود تحقّق پیدا کرده باشد، انگیزۀ میزبان برای دعوت و پذیرایی جز اکرام مهمان نخواهد بود؛ و هرچه میزبان بی‌نیازتر باشد، مهمانی، از محبت و کرامت بسیار بالای او بیشتر حکایت می‌کند. 🔻اگر میزبان بزرگ و والا مقام باشد و مهمانان بسیار کوچک‌تر از او باشند، مهمانی هنگامۀ فروتنی و تواضع میزبان است. لحظۀ فرود آمدن میزبان بلندمرتبه در برابر مهمانان، صحنه‌ای به یاد ماندنی و دوست داشتنی است. مهمانِ بزرگان شدن، بزرگی می‌آورد و حقارت‌ها را از روح انسان بیرون می‌کند. همان احساس حقارتی که مایۀ همۀ اسارت‌هاست. 🔻رفع غربت، برطرف شدن تنهایی و گشایش دلگرفتگی‌ها، از کمترین نتایج یک مهمانی است. مهمانی یعنی بیرون آمدن از محیط تکراری و خسته کنندۀ خانۀ خود و ورود به سرسرای زیبای ضیافت. مهمانی یک فرصت تفریح و تنوّع است و یک مهلت دیدار با یار دلنوازی که مایۀ تسکین و تحبّب است. 🔻البته همۀ اینها بستگی دارد به اینکه چه کسی شما را دعوت کرده باشد، یا شما در چه شرایطی باشید. بسته به عطش شما و عطر میزبان، ناز شما و نوازش میزبان، دلتنگی شما و دلگشائی میزبان، غم شما و غم‌گساری میزبان، عشق شما و عشوۀ میزبان، مهمانی با مهمانی متفاوت است. پس این به عهدۀ خود شماست که ضیافت رمضان را چگونه ببینید. 👈🏼 بخشی از کتاب " اثر
۲۱۹ . . . ⭕️ وقتی (ع) بهانه و بی وفایی آنها نسبت به خود را دید، در خانه نشست و رو به آورد و مشغول کنارهم چیدن و آن شد، پس امیرالمومنین حضرت علی(ع) از خانه بیرون نیامد تا این که را کرد، در ورق ها، چوب ها، استخوان ها و پارچه ها قرار داشت، وقتی همه را کرد و با دست خود تنزیل و تأویل و ناسخ و منسوخ آن را نوشت، ابوبکر برای امیرالمومنین حضرت علی(ع) فرستاد: بیرون بیا و کن، ⭕️ (ع) به او فرستاد: که من مشغولم و نزد خود خوردم که عبا به دوش نیاندازم جز برای نماز تا این که را ردیف کنم و نمایم، چند روز کاری به امیرالمومنین حضرت علی(ع) نداشتند، امیرالمومنین حضرت علی(ع) را در یک پارچه نمود و کرد، ⭕️ (ع) کنار قبر (ص) آمد و را گذاشت و دو رکعت خواند و بر (ص) سلام داد بعد به طرف مردم آمد، مردم با ابوبکر در مسجد رسول الله (ص) جمع شده بودند @vattor ادامه👇👇👇👇
والطور
‍ #شبهه۲۱۹ . . . ⭕️ وقتی #امیرالمومنین_حضرت_علی(ع) بهانه و بی وفایی آنها نسبت به خود را دید، در خان
⭕️ (ع) با صدای بلند صدا زد: ای مردم؛ از آن وقتی که (ص) شدن مشغول رسول الله (ص) بودم بعد مشغول بودم تا این که همه آن را در این یک پارچه کردم؛ آیه ای از را بر رسول الله (ص) نکرد مگر اینکه آن را کردم، و از آن نیست مگر اینکه (ص) آن را بر خواند و تأویل آن را به من یاد داد، بعد (ع) فرمودند: تا نگویید ما از این غافل بودم بعد به آنها فرمودند: روز نگویید شما را به یاری خویش نخواندم و را به یاد شما نیاوردم و شما را به از ابتدا تا انتهایش فرا نخواندم، عمر بن خطاب گفت: آن را رها کن و دنبال کار خودت برو !!! ⭕️ (ع) به آنها فرمودند: (ص) به شما کرده، فرمودند: من بین شما چیز به یادگار می گذارم: « و (ع)؛ چون آن دو هرگز از هم نمی شوند تا کنار حوض کوثر نزد من بیایند »، پس اگر آن را ، هم با آن ، بین شما به آن چه در این نازل کرده، حُکم کنم، چون من به تأویل، ناسخ و منسوخ، محکم و متشابه و و آن از شما ، عمر بن خطاب گفت: حال که این طور است آن را با خود برگردان تا از تو جدا نشود و تو هم از آن جدا نشوی ! چون ما نه نیازی به آن داریم و نه به تو !!! ⭕️ پس (ع) به همراه به خانه برگشت، امیرالمومنین حضرت علی(ع) در مصلای خود نشست و را در بغل خود قرار داد و با شروع به تلاوت آن نمود، بردار آن حضرت عقیل بن ابی طالب خدمت (ع) رسید، دید که امیرالمومنین حضرت علی(ع) ؛ عرض کرد: برادر، چرا می کنی ؟ چشمانت را نگریاند، امیرالمومنین حضرت علی(ع) فرمودند: برادر، به سوگند به خاطر کار ، تاختن آنها در ، جولانشان در مخالفت و ناهمگونی و فرارشان در سرگدانی است، چون آنان بر با همدست شده اند همانگونه که قبلا بر با (ص) همداستان شدند، پاداش کارهایی که با من کردند را ببینند که با من قطع رحم کردند و پسر عمویم را از من ربودند، بعد (ع) سخت ، سپس انا لله و انا الیه راجعون بر زبان جاری کردند. @vattor