خودم: اولین سفر تنهاییمو رفتم
پیچوندم
یکی از دوستام واسه اولین بار اومد خونمون
با بعضیا صمیمی تر شدم و با بعضیا صمیمیتم کم شد
سوغاتی گیرم اومد
قهر کردم
آشتی کردم
خونه دوستم رفتم
نماز عیدو پشت آقا خوندم
مزخرف ترین ماه رمضون و شب قدر عمرمو پشت سر گذاشتم
کنکور روانمو له کرد
تا جان در بدن داشتم اهمال کاری کردم
یه مورد که خوب نیست بگم (ل)
با اینکه خیلی چیزا نیاز داشتم ولی هیچیشو نخریدم (بجاش چیزی که نیاز نداشتمو به زور مامانم خریدم)
تعداد نسبتا زیادی مهمونی رفتم
بعنوان حسن ختام دارم کم کم تسلیم سرماخوردگی میشم
و همهی اینها در بستر وسیعی از درد و خونریزی گذشت💅
ۅاےۅ
خودم: اولین سفر تنهاییمو رفتم پیچوندم یکی از دوستام واسه اولین بار اومد خونمون با بعضیا صمیمی تر شدم
خیلی بیشتر از چیزی شد که فکر میکردم
حتی ممکنه بیشتر هم یادم بیاد
ۅاےۅ
📪 پیام جدید وای بجون خودم هی میام میبینم نیستی پیامهای قبلیو میخونم نمیدونم چرا اصلا به ذهنم نرسید
الان پیام بده اشکال نداره