هدایت شده از The loser
همه میگویند ستارهها آرزوهایت را برآورده میکنند؛ آنها که در آغوش آسمان بیکران آرامیدهاند، جایی که مرزها رنگ میبازند و بینهایت نفس میکشد. درست است، آسمانها اسیر حد و مرز نیستند، اما ستارهها، ستارهها مرز را میشناسند. مرز ظریف میان آسمانِ دستنیافتنی و زمینِ خاکی را، مرز میان ما آدمهای ناتوان و آن درخششهای دورِ دست را، با عمقِ غمانگیزی لمس میکنند.
اما شناختنِ مرز، کافی نبود. وقتی میبینی دستانت برای یاریِ کسی که عاشقانه دوستش داری، کوتاه میماند، نوری که در سینهات شعلهور بود، آرام آرام کمفروغ میشود؛ قطرهقطره خاموش، تا به ژرفنای تاریکیِ ناکافی بودن فرومیریزد. تاریکیِ تلخِ عجز، که قلب را میفشارد و اشک را جاری میکند.
امیدوار باش. نورِ درونِ تابناکت را با عشقِ بیپایان زنده نگه دار؛ شاید، فقط شاید، یک ستاره دل به رحم آید و آن مرزِ نازک میان آسمان و زمین را، با درخششی جادویی، برای همیشه بردارد.
ستاره دِنهب
ستاره نوزاد
✨️ @vay_oo
در اوج نوجوانی تصور میکردم از ۱۸ تا ۲۰ سالگی انقدر آزادی عمل به دست میارم که مثل دخترای رمان زندگی میکنم
با این تفاوت که به رضا آرشام گلزار تهرانی هم پا نمیدم
یه خانوم مهندس که تو شرکت بابای روشنفکر و پولدارش کار میکنه و سر از عمارت رضا آرشام گلزار تهرانی در میاره هم نشدیم
پس کی قراره رژمو واسم کمرنگ کنه و با دنیای دخترونم خدافظی کنم؟