غروب برایِ یه کار واجب با رفیقم بیرون رفتم و نمازِ مغرب قسمت شد همون مسجدی که از بچگی با پدر بزرگ و مادربزرگم میرفتم، برم.
بعد ده سال مسجد کوبیدن و ساختن
انقدر تغییر کرده بود، دنبالِ خاطرات بچگی ام میگشتم.
مثلا اون نردبونِ چوبیِ قدیمی که هر لحظه ممکن بود از روش به پایین پرت بشی و با بچه ها ازش بالا میرفتیم و از اونجا تویِ قسمت مردونه دنبال پدر بزرگ و پدرامون میگشتیم با دست نشونشون میدادیم و صداشون میزدیم.
یا آشپزخونه ای که هربار میرفتم میگفتم نوه حاجی هستم هرچی میخواستم بهم میدادن :))
دلم خیلییی برا اون دوران تنگ شد
مخصوصاً برا پدربزرگم(حاجی صداش میزدیم)...
وقتی از مسجد بیرون اومدیم چایی صلواتی روزیمون شدو با خرید یه دسته گلِ نرگس حالِ خوب امروزم تکمیل کردم :))
پ.ن: میشه برا حاجی ام یه صلوات بفرستید از دنیا رفتن🌱
#روزمرگی
مثلِ حسن تو هم به دلت داغِ مادر است
ای چون حسن غمینِ غمِ کوچه ها ، بیا ...
#العجل
این هوا ،هوا پاییز نیست
هوا بهار...
صبح با یه دست لباس میزنی بیرون از گرمایِ آفتاب گرمت میشه
شب از اینکه یه دست بیشتر لباس نپوشیدی سردت میشه:///
#هوایمازندارنمعتادیبیشنیست
سید مهدی حسینی4_5994760702869376888.mp3
زمان:
حجم:
13.9M
تو باورمی تو مادرمی
چه خوبه که سایه سرمی
خداکنه من،
فدایِ توشم که بی حرمی
مادری کردی،
هرلحظه هرجا واسه نوکر ها
تازنده ام هر دم،
دورت میگردم دوای دردم
ای مادر ای مادر
#سید_مهدی_حسینی
#قفلی
🇮🇷 وایــه 🇵🇸
غروب برایِ یه کار واجب با رفیقم بیرون رفتم و نمازِ مغرب قسمت شد همون مسجدی که از بچگی با پدر بزرگ
تا اخر فاطمیه پاتوقمون کشف کردیم😂
چایی خودش دلچسبِ
چایی صلواتی بیشتر🤌🏻
لذتی که موقع سینه زنی یهو بغض میشکنه و بلند بلند همراه با گریه مداحی میخونی، خیلی دوست دارم :)))
سید مجید بنی فاطمه4_5987892526177063997.mp3
زمان:
حجم:
5.4M
مــادر...🥀
یه دعا کن به خـــدا گیـرم
حتی وقتی راهو کج میرم
دل خوشیم همینه که آخـر
یه روزی برا تـو میمـیــرم
#واگویه
🇮🇷 وایــه 🇵🇸
_صدایِ خانومی اومد: این بخاطرِ پسرم گریه کرده ... :)) _صداش خیلی مهربون بود از صدایِ مادر مهربون تر.
مـادر...
به تپش هایِ دلِ حیدر
به جوونیِ علــیِ اکبــر
پر قنداقِ علــیِ اصغــر
ما رو تنها نزاری محشر...