🇮🇷 وایــه 🇵🇸
همه جای جهان ردپای علی شده دلخوشی ام به عطای علی سر و جان و تنم به فدای علی دل من شده مست ولای عل
گرچه شیعه مست انگور"ضریح"مرتضی است
چادر خاکیِ زهرا سایه ی این تاک شد
هدایت شده از 🇮🇷 وایــه 🇵🇸
4_5877445041273705954.mp3
زمان:
حجم:
5.4M
مثل یک چشم بهم زدن
تو کربلا قدم زدن
زود میگذره...
🇮🇷 وایــه 🇵🇸
ای فاطمیه عزیز... نمیدانم سال دیگر دوباره تو را خواهم دید یا نه اما اگر وزیدی و از سَرِ کوی من گذ
به یادگار از بهترین فاطمیه ای که برام رقم خورد و منت گذاشتن در عزای مادر راهم دادند :))
سفر مشهد و کربلایی که تو برنامه نبود، با مشکلات فراوان در اوج ناباوری لحظه آخر همه چی ردیف شد ومن راهی شدم ...
من این سری مشهد فقط شب جمعه کربلا میخواستم و بازم آقا امام رضا تذکره کربلای مارو دادند...
من خوبی های اقای امام رضا(ع) و عنایت مادر نمیبرم از یاد ...
من از آقای امام رضا(ع)و یک گوشه نگاه مادر خیلی روزی ها گرفتم ...
ما زنده به لطف و رحمت زهراییم...❤️🩹
" آنقدر در میزنم این خانه را
تا ببینم روی صاحب خانه را "
#واگویه
🇮🇷 وایــه 🇵🇸
حالا تمام حرف شب و روز زائـر است یادش بخیر، هفته پیش این موقع کربلا...
از کربلا برگشتیم ولی هنوز کربلاییم
تا سفر بعدیِ کربلا کربلاییم
نمیدونم سفر بعدی کیه اما به امید سفر بعدی دلمونو اروم میکنیم
با خودمون میگیم بازم میریم دیگه
اما امان از روزی که دوباره نشه، امان از روزی که نباشیم که بریم
بجای روزایی که دست و پامون با بندای کفن بسته س میریم، بجای روزایی که دهنمون پر از پنبه س "حسین" میگیم
چقدر زمین بچرخه و زمان بره ما نباشیم..
میگفت
در شلوغی های دنیا ما به دنبال تو ایم
در شلوغی های محشر تو بیا دنبال ما
_درباره ی ما
🇮🇷 وایــه 🇵🇸
شب جمعه است... از دل هر معصیت زهرا مرا بیرون کشید کارمن هرگاه گیر افتاد...مادر میرسد... کار مادر همی
بویِ حرم گرفتیم
از عطرِ سیبِ مادر
تا ما میگیم حسین جان
میگه غریبِ مادر...
هدایت شده از 🇮🇷 وایــه 🇵🇸
لطمه زنی/رضانژادHaftegi__14021129__(17).mp3
زمان:
حجم:
14.3M
سلام عشق چهار حرفی من حسین... :)
پ.ن: از زمان ۳:۴۸ به بعد ...
کو ابفلضل که بیاد دردم و درمون بکنه...💔
#کربلایی_مجید_رضا_نژاد
#لطمه_زنی
هدایت شده از 🇮🇷 وایــه 🇵🇸
به قول سد علی صادقی
خانم ام البنین'س' هوای کسایی که
از بالا زمین خوردن رو خیلی داره
حالا این در معنویت هم میتونه باشه
مدد بخواید ازشون :)
#یا_ام_البنین_مدد
امروز داخل مطب دکتر منتظر نوبتم بودم ، که یه خانم جوان بی حجاب اومد کنارم نشست و با من شروع کرد به صحبت کردن
یهو قاب پشت گوشی ام و نگاه کرد و گفت عکس عشقم زدی !
گفتم چفیه و میگی یا لوکیشن کربلا ؟
_ کربلا :)
نگاش کردم، دیدم چشماش اشک جمع شده
میگفت تیپم و نببین تمام زندگی ام !
سوریه و دیدی چیشد دارم آتیش میگیرم
اگه نیرو اعزام بکنند من خودم میرم .
اشک از چشمش خارج شد...
یهو گفت شهادت ام البنین این خانوم تمام زندگی من خیلی حاجت ها ازش گرفتم...
و تا وقتی که نوبتمون بشه از سفر های کربلا و وضعیت منطقه باهم صحبت کردیم.
الان که تو اسنپ نشستم،مداحی آقای طاهری گوش میدم که ميخونه :
حرف مشترک ما حسین حسین
حسین لایتناهی نعمت دیرین الهی
حسین عشق همه سلیقه هایی
حیاتنا حسین❤️🩹
#روزمرگی