بعضی احساسات، به گمانم شبیه به راه رفتن در مه غلیظ است ، جایی که حتی چراغ قوه دستت هم آنقدر نور ندارد که رد پاهایت را زیر پاهایت ببیند .
پیش از آنکه واپسین
نفس را برآرم...
پیش از آنکه پرده فرو افتد
پیش از پژمردن آخرین گل
برآنم که زندگی کنم
برآنم که عشق بورزم
برآنم که باشم...!