خدایا!
تو را شکر میکنم که برای من بهترینها را مقدر کردهای. تو را شکر میکنم که به من قدرت و جسارت و نبوغ بخشیدهای و درک و فهمِ اینکه بدانم با تواناییهایی که به من بخشیدهای چه دستاوردهایی را خلق کنم. تو را شکر میکنم که همیشه بودهای، هستی و خواهیبود و من در همهحال حضور تو را حس میکنم و هیچزمانی نبوده که بیپناه باشم و احساس تنهایی کنم. هیچزمانی نبوده که احساس کنم کسی در جهان بهتر از تو میتواند مرا دوست بدارد، مراقب من باشد و مرا حمایت کند.
خدایا تو را شکر میکنم بابت دیروز، امروز، فردا و هر اتفاق خوشایندی که برای من افتاد و هر خیری که به من رسید و بوی دستهای مهربان تو را میداد.
نوشته بود:
نزدِ استاد ادبیات ( احتمالا دکتر شفیعیِ کدکنی) بودم .
در حاشیه پرسیدم: چرا از سمعک استفاده نمیکنید؟
گفت: دیگر چیزِ جالبی برایِ شنیدن نمانده!
آقا یه توت ما را نجات داد
صبح زود، تاريکی بود. پا شدم، طناب رو برداشتم انداختم پشت ماشين برم خودکشی بکنم رفتم آقا.
توتستان بود بغل خونه ما.نزديک خونه ما. تاريک بود. طناب را هر قدر مينداختيم گير نمى کرد، يک مرتبه انداختم گير نکرد، دو مرتبه انداختم... گير نکرد، سومی، آخر خودم رفتم بالا. رفتم بالا طناب را گير دادم، ديدم آقا يک چيز نرم خورد به دستم. توت بود. چه توت شيرينی... شيرين بود. اولی را خوردم. دومی راخوردم. سومی را خوردم. يک وقت ديدم هوا داره روشن ميشه. آفتاب زده بالای کوه رفیق. چه آفتابی! چه منظره ای! چه سبزه زاری! يک وقت ديدم صداى بچه ها مياد. بچه ها مدرسه بودن. آمدن ديدن من توت ميخورم، گفتن آقا درخت رو تکون بده. ما هم درخت رو تکون داديم. اينا خوردن. اينا خوردن من کيف ميکردم. خوردم بله. يه خورده ام ما جمع کردیم. آمديم تو خونه. خانوم ما هنوز از خواب بيدار نشده بود.
آمديم يه خورده هم داديم به اون. اون هم خورد. اون هم کيف کرد. رفته بودم خودکشی کنم، توت چيدم آوردم اينجا. آقا يه توت ما را نجات داد. يک توت ما را نجات داد...
آقا یه چیز جدید :
کج دار و مریز یا کج دار و مریض؟
کج دار و مریز یعنی ظرف رو کج نگهدار و مواظب باش نریزه.
اصطلاح «كج دار و مريز» بیشتر وقتا براى توصیف وضعيت يا تدبير خاصى میآد.
شرایطی مثل:
لطف و قهر، مهربانى و سختگيرى و به طور كلى رفتار همراه با مدارا و احتیاط.