وِص🌱ال
یادَمِ که اونموقع، اون میگفت؛ دردت به جونم بیا بشین کنارم چایی بریزم غصه هات نِصف ، نِصف🥲.
آره جانِ مَن،
حالا مَن!
چیزی را کم دارم، شاید امید، شاید فراموشی، شاید یک دوست و شاید خودم را
سیب آخر برای تو
خنده ی آخر برای تو
بندری ویژه اش برای تو
آخرین تیکه پیتزا برای تو
موهیتو و نعناش برای تو
اینهمه ای کاش واسه مَن :)
نوبَر من
"ولی بمون "