هرچی بزرگتر میشم بیشتر میفهمم
چرا بعضیا یهو کمرنگ میشن، نه از سرِ قهره نه لجبازی!
بیشتر از سر خستگیِ، خستگی از توضیح دادن چیزایی که کسی واقعا نمیفهمه.
از نقش بازی کردن تو جمعها که هی باید لبخند بزنی، از پیام هایی که جوابشون ی جملهست ولی تو باید انرژی کل روزتو سرش تخلیه کنی!
اوه پسر!
کی انقدر خسته شدی؟ کی انقدر بیذوق شدی؟ کی انقدر درگیر مشکلات اطرافیانت شدی؟ کی انقدر از خودت دور شدی؟ کی انقدر فقط دویدی که به پول برسی؟
یجوری باید زندگی کنی که از مسیر رسیدن به اهدافت خوشحال باشی، بخندی و زندگی کنی!! ز ن د گ ی