یه چیز عجیبی هست که نمیدونم چطور توضیحش بدم.
بعضی آدما نه اونقدر بهت نزدیک میشن که بخشی از زندگیت بشن، نه اونقدر دور میمونن که فراموششون کنی.
سالها بعد هم اگه اسمشون جایی بیاد، احتمالاً اتفاق خاصی نمیفته. فقط یه لحظه مکث میکنی. همین.
فکر میکنم آدم بیشتر از اینکه به خودِ آدمها وابسته بشه، به حسی که کنار اونا داشته وابسته میشه.
مثلاً اینکه برای یه مدت کوتاه کمتر با خودش مشکل داشته.
کمتر خودش رو زیر سؤال برده.
کمتر دنبال دلیل برای دوست نداشتن خودش گشته.
بعد اون دوره تموم میشه و همهچی به حالت عادی برمیگرده. هرکسی میره سمت زندگی خودش. منطقی هم هست.
فقط بعضی شبها یا وسط بعضی روزهای بیربط، یادت میاد یه زمانی حضور یه نفر باعث نمیشد دنیا جای بهتری نباشه، ولی حداقل تحملش یکم راحتتر باشه.
نه احساس بزرگیه.
نه داستان غمانگیزی پشتشه.
فقط از اون چیزاییه که نه ارزش چسبیدن دارن، نه میشه کاملاً از ذهنت پاکشون کرد.
یه جور رد کمرنگ.
مثل خطی که روی شیشه کشیده باشی و بعد از مدتها هنوز زیر نور معلوم باشه.
فکر کنم مشکل این نیست که بعضی آدمها رو فراموش نمیکنم.
مشکل اینه که یادم نمیاد دقیقاً چرا اینقدر مهم شدن.
Children Of The Night
Gojira01 - Born For One Thing.mp3
زمان:
حجم:
10.5M
22- آهنگی که به بنده انگیزه میدهد
Children Of The Night
OpethBeneath the Mire.mp3
زمان:
حجم:
19.2M
23-آهنگی که همه باید به آن گوش فرا دهند