این آهنگ راجب زندگی رابرت واکره، بازیگر جوان و بااستعداد، در دههی ۳۰ و ۴۰ میلادی که در هالیوود معروف شد . اون توی دوران دانشجویی در مدرسهی هنرهای نمایشی جنیفر جونز رو ملاقات کرد؛ دختری باهوش، زیبا و پر از آرزو.
اونها به هم دل بستند و عاشق شدند و خیلی زود ازدواج کردند صاحب دو فرزند شدند و باهم وارد دنیای سینما شدند. رابرت نقش بازی میکرد، جنی هم کم کم توی فیلمها ظاهر شد و آروم آروم مورد توجه قرار گرفت.
در دههی ۱۹۴۰، تهیهکنندهای مشهور و ثروتمند به نام دیوید اُ. سلزنیک (David O. Selznick) وارد زندگیشون شد. اون تهیهکنندهی معروف فیلمهایی مثل Gone with the Wind بود. مردی پرنفوذ، مسلط بر صنعت فیلم، و بسیار جاهطلب.
سلزنیک جذب زیبایی و استعداد جنیفر شده بود و اون رو به ستاره سینما تبدیل کرد، نقشهای مهم به اون داد، و آروم آروم اون رو از رابرت جدا کرد.
رابرت میدید که جنی از زندگی ساده و صادقانهی اون دل میکَنَه و به دنیای درخشانتر پا میذاره و بدتر اینکه اون نهتنها مقاومت نمیکرد، بلکه لذت هم میبرد از این قضیه ( مشهور شدن و این داستانا) .
اینجاست که اون جملهی ویرانگر در آهنگ معنا پیدا میکند:
"...And she loved every minute of it"
یعنی: "و او از لحظهلحظهاش لذت میبرد."
اون نمیتونست این حقیقت رو بپذیره؛ که کسی رو که با تمام وجود دوست داشته، اما اون شخص نهتنها ترکش کرده، بلکه از ترک کردنش خوشحال هم شده .
بعد از جدایی، رابرت افسرده، خشمگین و تنها شد. شهرتش کمرنگ شد، به دارو و الکل روی آورد و روانش آسیب دید.
در حالیکه جنیفر با سلزنیک ازدواج کرد و ستاره شد، رابرت در تاریکی غرق شد.
در سال ۱۹۵۱، وقتی فقط ۳۲ سال داشت، در اثر تداخل دارویی و مصرف بیش از حد (ترکیب الکل و داروی آرامبخش) از دنیا رفت.
Children Of The Night
خواب چی چیه؟ خوردنیه!
و تو همیشه گرسنه ای چون خواب نمیخوری !!