eitaa logo
𝖺 𝗀𝗂𝗋𝗅 𝗐𝗂𝗍𝗁 𝗁𝖾𝗋 𝗍𝖾𝖺
339 دنبال‌کننده
101 عکس
3 ویدیو
0 فایل
All he wanted was a house where he and his friends could drink tea, read books, and hug each other. He died and never had a home of his own, but after his death, many people became homeless. https://eitaa.com/joinchat/2081555891Cf968499f8f
مشاهده در ایتا
دانلود
i wish i could delete all my information and accounts, then disappear and start a new life in a new city and country with new people.
‌نمی‌دانم آیا مادرش هم او را به‌اندازه‌ی من دوست داشت؟ آیا کسی می‌توانست بفهمد که دوست‌داشتن او چه لذتی دارد، و آدم را به چه ابدیتی نزدیک می‌کند؟ آدم پُر می‌شود. جوری که نخواهد به چیزی دیگر فکر کند. نخواهد دلش برای آدم دیگری بلرزد و هیچ‌گاه دچار تردید نشود. سمفونی مردگان ، عباس معروفی
من همیشه باختم بخاطر احساساتم.
روز من از شب شروع می‌شه.