نمیدانم آیا مادرش هم او را بهاندازهی من دوست داشت؟ آیا کسی میتوانست بفهمد که دوستداشتن او چه لذتی دارد، و آدم را به چه ابدیتی نزدیک میکند؟ آدم پُر میشود. جوری که نخواهد به چیزی دیگر فکر کند. نخواهد دلش برای آدم دیگری بلرزد و هیچگاه دچار تردید نشود.
سمفونی مردگان ، عباس معروفی
Sadness is caused by intelligence. The more you understand certain things, the more you wish you didn't understand them because understanding things can bring pain, unfortunately.
میل عجیبی به نبودن دارم.
به پیدا نشدن. به فراموش شدن. در هر محیطی هستم به دنبال نبودن خودم میگردم. در هرجایی که هستم، به دنبال نیستی میگردم. شکوه و کمال عجیبی است در رفتن و هرگز بازنگشتند. در نگفتن. انگار تمام میلی که به ساختن چیزی دارم، برای خراب کردن آن است. به پاک کردن و از نو ساختن. شاید فردا که دوباره چیزی را خراب میکنم نتوانم آن را از نو بسازم. پس تو من را محکم تر بگیر، اما فراموشم نکن. که من در این میان زیباترم، بزرگترم.
-علی فرزان-