میل عجیبی به نبودن دارم.
به پیدا نشدن. به فراموش شدن. در هر محیطی هستم به دنبال نبودن خودم میگردم. در هرجایی که هستم، به دنبال نیستی میگردم. شکوه و کمال عجیبی است در رفتن و هرگز بازنگشتند. در نگفتن. انگار تمام میلی که به ساختن چیزی دارم، برای خراب کردن آن است. به پاک کردن و از نو ساختن. شاید فردا که دوباره چیزی را خراب میکنم نتوانم آن را از نو بسازم. پس تو من را محکم تر بگیر، اما فراموشم نکن. که من در این میان زیباترم، بزرگترم.
-علی فرزان-
𝗂 𝗐𝗈𝗎𝗅𝖽 𝗋𝖺𝗍𝗁𝖾𝗋 𝗌𝗉𝖾𝗇𝖽 𝗍𝗁𝖾 𝗐𝗁𝗈𝗅𝖾 𝖽𝖺𝗒 𝗍𝖺𝗄𝗂𝗇𝗀 𝖼𝖺𝗋𝖾 𝗈𝖿 𝗆𝗒𝗌𝖾𝗅𝖿 𝗍𝗁𝖺𝗇 𝗇𝗈𝗍 𝖻𝖾 𝗐𝗂𝗍𝗁 𝗒𝗈𝗎 𝖿𝗈𝗋 𝖺 𝗌𝗂𝗇𝗀𝗅𝖾 𝗆𝗈𝗆𝖾𝗇𝗍.