eitaa logo
•|وصـٰال|•
320 دنبال‌کننده
7.5هزار عکس
3.9هزار ویدیو
147 فایل
بسم‌اللھ'🌱 آدم میرود.. اما انگار بخش مهمی از او جایی جا میماند؛🫀 جایی لابه لای خاک های فکه،شلمچه و هویزه:) یا در خاک های نمناک طلائیه و علقمه... یا همان موج های اروند رود... ادم نمیداند چه گم کرده است! لینک ارتباطی https://daigo.ir/secret/81245902701
مشاهده در ایتا
دانلود
امشب شب عاشورای بچه هیئتی هاست !
9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هرجا که به پرچمش نگاهت افتاد، حرم رقیه‌س❤️‍🩹 شب سوم ، شب سه‌ساله اباعبدالله چایخانه امام رضا؛خوش بحالشون(:
دوست دارم بازار رو این بازار رو نه ...!
امشب هی باید گردن کج کنی، بخونی: کربلای همه دستته، خانم سه ساله...
میگن امام حسین دختری به اسم حضرت حضرت رقیه نداره ! درسته یا نه ؟ داره ولی اسم اصلی ایشون فاطمه بوده . بخونید کامل 👌. همونطور ک مستحضرید اسم اصلی حضرت رقیه فاطمه هست . اما علت نامگذاری بی بی جان متعلق به بعد از شهادتشون هست ، وقتی خانوم زینب شهر شام رو ترک میکردن برگشتن رو به زنا و مردم شام گفتن ما ریحانه ای رو نزد شما جا گزاشتیم و در شهرتون دفن کردیم ، هر وقت مشکلی داشتید با اعتقاد برید نزد مزار این دختر و از او خواهش کنید که هر مشکلی رو راه میندازه . بعد ها زنان شامی چند باری بچه های دم مرگشون رو بردن کنار مزار خانوم رقیه و بچه هاشون شفا گرفتن . به همین خاطر به ایشون گفتن رقیه اما چرا رقیه ؟ میدونید ک تنها استخوان افقی بدن ترقوه هست ، ملک الموت زمانی ک شروع به احضار روح میکنه از پا شروع میکنه، وقتی میرسه به ترقوه جان به یکباره از بدن خارج میشه و سختی جان دادن مال اون لحظه س ، به خاطر همین هم به اون استخون میگن ترقوه . و اما به اون لحظه قبض روح میگن تراقی . کسی رو که تو اون لحظه صدا میزنن و به داد آدم میرسه رو میگن راقی . مونثش میشه راقیه . توی عرب وقتی میخان یه اسمی رو مصغر کنن به وزن فُعَیل میبرن رُقَیَّه مصغر راقیه ست . یعنی اون دختر کوچولویی که هنگام تراقی و قبض روح به داد آدم میرسه . معنای این جمله هم یعنی ای رقیه ، ریحانه حسین! دریاب ما را هنگامی که به حالت قبض روح و تراقی درآمده ایم . .
دهه‌ی اول محرم منحصر به امام حسین علیه‌السلام است، اگر انسان بتواند باید هیچ‌ کار غیرضروری، مگر کارهای مربوط به امام حسین علیه‌السلام انجام ندهد. - آیت‌ الله‌ جاودان فرمودن!
دو زینب‌زاده میدان می‌روند از خیمه‌ی زینب دو شیری که کنار او کشیدند قد باهم
نرفته زینب اما می‌رود دنبالشان مولا نرفت و جای زینب می‌دود با گریه زهرا هم
عطش با آفتابِ داغ و قاتلها تبانی کرد توان‌فرساست زخم و تشنگی، سرنیزه، گرما هم