اونجا که قیصر امینپور میگه:
دلم را ورق میزنم
به دنبال نامی که گم شد؛
در اوراق زرد و پراکندهی این کتاب قدیمی
به دنبال نامی که من؛
"منِ شعرهایم که من هست و من نیست... "
به دنبال نامی که تو؛
"توی آشنا... ناشناس تمام غزلها... "
به دنبال نامی که او؛
"به دنبال اویی که کو ...! "
وصال♡طُ
وصال♡طُ
جانِ من! از دوریات جانم به لب نزدیک شد وصال♡طُ
طُ گُمی در من و من در طُ گُمم، باور کن.
وصال♡طُ
وصال♡طُ
طُ گُمی در من و من در طُ گُمم، باور کن. وصال♡طُ
طُ اول و طُ ثانی، در خوبی و رعنایی..
وصال♡طُ
اونجا که حزین لاهیجانی میگه:
ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد
در دام مانده باشد صیاد رفته باشد
از آه دردناکم سازم خبر دلت را
روزی که کوه صبرم بر باد رفته باشد
آواز تیشه امشب از بیستون نیامد
گویا به خواب شیرین فرهاد رفته باشد
شادم که از رقیبان دامنکشان گذشتی
گو مشت خاک ما هم بر باد رفته باشد
پر شور از «حزین» است امروز کوه و صحرا
مجنون گذشته باشد فرهاد رفته باشد
وصال♡طُ