من همیشه با همهچیز کنار میام. تقریبا با همهچیز و همهکس. و هميشه اون کسیم که درک میکنه، در حالی که خودش از درون داره تیکه تیکه میشه.
بعضیها یهجوری واسمون غریبه شدن که آدم نمیتونه باور کنه یه زمانی روزامون با همینا میگذشت.
نمیدونم چطوری بگم که قابل درک باشه ولی من همزمان که خیلی شوق زندگی دارم شوق زندگی هم درونم مُرده :)
علی یاسینی یه آهنگ قدیمی داره اسمش افسردگیه، یه جاش میگفت: «از تکرار روزای مث هم خستم. کاش نمیدیدمت توعه بی عاطفه رو اصلا. همهچی واسم یه حس غریبی داره. از این پیر مرد تو آینه میترسم»
الان دقیقا اینجای زندگی هستم :)
دیر سین کردن بی محلیه
بی محلی هم توهینه
پس کسی که دیر سین میکنه داره بهت توهین میکنه :)