به همدیگر بگویید دوستت دارم و از عشق نهراسید! اینجا سرزمینِ بیثباتی و بلاتکلیفیست؛
شاید فردا نباشیم.
خلاصه زندگیام را میخواهی بدانی؟
همهی زندگی من در همین دو کلمه خلاصه
میشود: «دوام آوردن.»
اشکهایش را پاک کرد و گفت:
«این اشکها را میبینی؟ اینها همه نتیجهی آن روزهایی است که همهچیز سخت بود، اما من دم نزدم و ادامه دادم.»