eitaa logo
𝖌𝖔𝖘𝖙𝖔𝖓𝖎𝖆
47 دنبال‌کننده
46 عکس
9 ویدیو
0 فایل
آنها واقعیت را مانند یک بازی می‌بینند؛
مشاهده در ایتا
دانلود
‌مراقب اصفهانی های اطرافتون باشید، مخصوصا اونایی که شما رو دوست عزیز خودشون می‌دونند؛ به محض اینکه پاتون رو توی اصفهان بذارید و یه لحظه غافل بشید اونا ردتون رو کمتر از پنج دقیقه روی هوا می‌زنند و می‌دزدنتون...از من به عنوان یک دوست اصفهانی گفتن بود، خود دانید.👽 🎬 Gando 2019
𝖌𝖔𝖘𝖙𝖔𝖓𝖎𝖆
🎧 شِقاق. #Music
من می‌دانم که تکه‌های پازل به یکدیگر می‌چسبند چون شاهد از هم پاشیدنشان بوده‌ام کپک‌زده و در حال سوختن تفاوت‌های بنیادین نیت خالص در کنار هم قرار گرفته روح دو عاشق را به حرکت درمی‌آورد و در حین حرکت از هم می‌پاشد و ارتباط ما را می‌آزماید نوری که آتش ما را شعله‌ور کرد حفره‌ای بین ما ایجاد کرده طوری که انگار نمی‌توانیم به پایان برسیم و ارتباطمان را فلج می‌کند من می‌دانم که تکه‌های پازل به یکدیگر می‌چسبند چون خودم شاهد فرو ریختنشان بوده‌ام تقصیری نیست، هیچ‌کس را نمی‌توان سرزنش کرد این به آن معنا نیست که میل ندارم انگشت اتهام را به سوی دیگری نشانه بگیرم و دیگری را سرزنش کنم فرو ریختن معبد را تماشا می‌کنم تا تکه‌ها را دوباره کنار هم بگذارم و ارتباط را دوباره کشف کنم شعری که از مجذور کردن بین دایره‌های چرخدنده‌ها می‌آید ارزشش را دارد، یافتن زیبایی در ناهماهنگی زمانی بود که همه چیز درست پیش می‌رفت اما من شاهد از هم پاشیدنشان بودم کپک زده و در حال سوختن، غرق در طمع‌هایمان آنقدر حساب و کتاب ریاضیات کرده‌ام که خطرات حدس و گمان‌هایمان را بدانم محکوم به فروپاشی هستیم، مگر اینکه رشد کنیم و ارتباطاتمان را تقویت کنیم سکوت سرد، تمایل دارد هرگونه حس همدلی را تحلیل ببرد بین عاشقان فرضی، بین برادران فرضی می‌دانم که تکه‌های پازل جور هستند
𝖌𝖔𝖘𝖙𝖔𝖓𝖎𝖆
اکنون نوبت توست. که پاسدار شادی ما باشی. آن را به عصر نو ببر. از میان پوچی زندگی روزمره و رنج‌های اج
گاهی اوقات تو برای مدتی صبر می‌کنی و عقب می‌ایستی تنها برای اینکه ببینی چه چیزی درست است و چه چیزی اشتباه تو برای مدتی صبر می‌کنی و عقب می‌ایستی
𝖌𝖔𝖘𝖙𝖔𝖓𝖎𝖆
◽فکت شماره‌ی یازده: یک کلکسیون از موجودات کوچولوی بامزه‌ای توی کشوی میزم نگه داری می‌کنم که هفتاد د
فکت شماره‌ی دوازده: از کنترل شدن به هر نحوی چه مستقیم و چه غیر مستقیم به شدت متنفرم؛ این درباره‌ی هر چیز کوچکی و مسئله‌ای بزرگی صادقه و باعث میشه از اون فرد و از اون کار ناخودآگاه فاصله بگیرم حتی اگه باز هم خودم اشتیاق و تمایل به اون فعالیت یا ادامه‌ی ارتباط با اون فرد رو داشته باشم.
ما فکر می‌کنیم وقتی بالغ می‌شویم قوانین را درک می‌کنیم، اما آنچه واقعاً تجربه کرده‌ایم محدود کردن تخیل است. 👤دیوید لینچ
هدایت شده از یونیک.
This kind of innocence.
هدایت شده از آهوی گزیرپا
اینجانب تاتسوما قصد داره یه تقدیمی بزاره، اینجوریه که من وایبی که تاحالا ازتون گرفتم رو نقاشی می کنم، که می تونه برای هر کس سبک متفاوتی داشته باشه. کافیه فقط به آیدی بنده @Misagh_A1 پیام بدین. -ظرفیت؟تا جایی که در توانم هست.🫗 ←دوست داشتی فوروارد کن✩
جوراب های اولین روز دانشگاه بعد از نه ماه: