eitaa logo
سنگر ✊ | جواد محمدنیا
88 دنبال‌کننده
939 عکس
413 ویدیو
8 فایل
بیاید تو سنگر، تا تو ی جایی امن‌تر فکرامونو بسازیم؛ تا در این موقعیت سهل‌انگاری نکنیم؛ تا به هم یاد بدیم و یاد بگیریم. ✍️ جواد محمدنیا @J_mohammadnia
مشاهده در ایتا
دانلود
دولت اقتصاد پزشکیان سرمایه‌داری رانت
آل‌عمران از ۳۵ تا ۴۸ دربارۀ این صحبت می‌کند که روزیِ مریم را مستقیماً خدا می‌داد؛ هنگامی که زکریا از این واقیت مطلع شد از خداوند متعال فرزندی خواست و با اینکه همسرش نازا بود، خداوند فرزندی به او داد. علاوه‌براین داستان فرزندآوری مریم را یادآور می‌شود، فرزندآوری بدون ارتباط با مردی دیگر! و درنهایت معجزات خود عیسی مسیح علی نبینا و آله و علیه السلام: از سخن گفتنش در نوزادی تا حیات بخشیدن به مجسمه‌ها و زنده کردن مردگان. این‌ها به ما چه می‌فهمانند؟ خب بله، به ما نشان می‌دهند که پیامبران معجزه داشتند؛ اصلاً آن یحیی و این مسیح که در آن شرایط به‌دنیا می‌آیند، از همان ابتدا نشانه‌هایی داشتند. اما من چیز دیگری هم می‌فهمم، شما هم می‌فهمید! این آیات دست قدرت خدا را در این دنیا نشان می‌دهند؛ هر چیزی که اراده کند، اگر اراده کند، هرگاه اراده کند، می‌شود. دیگر از این اتفاقات ناممکن‌تر؟ حالا خداوند وقتی وعده می‌دهد که اگر صبر کنید و تقوی پیشه کنید و بجنگید، کمکتان می‌کنم، تعجب‌آور است؟!
سنگر ✊ | جواد محمدنیا
بسم الله الرحمن الرحیم چرا حضرت سید حسن نصرالله به شهادت رسید؟ (عامل ایرانی) یادداشتی تاریخی از سل
بسم الله الرحمن الرحیم یادداشت دیگری از سلمان معمار در پاسخ به این پرسش که چرا سید حسن نصرالله به شهادت رسید؛ این‌بار، بررسی زمینۀ لبنان جولیا پتروس کافیست. این متن تلخی است. یادم نمی‌رود ١٢ ساعت از بمباران سنگین ناحیه ای در لبنان گذشته بود، خبر پیچیده بود که احتمالا سید حسن نصرالله هدف بوده است و طبق معمول بعضی‌ ادعا میکردند هیچ اتفاقی نیفتاده است. معلوم نبود کدام خبر باورنکردنی ترست. نیم ساعت مانده به اخبار ١۴ ناگهان برنامه های تلویزیون قطع شد، مجری کاملا رسمی اعلام کرد پیام مهمی از رهبری صادر شده است: فتوای جهاد! امری بی‌سابقه، اما کلماتی آشنا. چند روز قبل تر در یک سخنرانی همین فتوا صادر شده بود اما انگار نه انگار و بعدش هم ترور رخ داد. امروز آتش جنگ سرد شده و گالانت، قصاب اسراییلی، آن روزها را روایت کرده که نتانیاهو من را کنار کشید و گفت: «این ساختمان های تلاویو را میبینی؟! اگر اینکار را بکنیم حزب الله همه اینها را میترکاند.» یعنی دقیقا برعکس چیزی که در تهران میگفتند! و البته برعکس آنچه حزب‌الله کرد. یادم نمی رود تمام روزهای قبلش بخش قابل توجهی از مردم ایران خواستار اجرای وعده صادق بودند، رییسی کاملا اتفاقیِ اتفاقی جایش را به پزشکیان داده بود، حالا در دولتی که هنیه در قلب تهران و روز تحلیف ترور شده بود از «تله جنگ» میگفتند و در مجازی هم ما را خوارج می‌خواندند که جلوی نظر رهبر ایستاده اید! خفه شوید و رای اعتماد به کل کابینه بدهید. خفه شوید و مدیریت تنش را تماشا کنید. خفه شوید و جلوگیری از افتادن در جنگ را ببینید. و تهش رسید به شهادت سید حسن نصرالله. دستاورد کمی است؟ مبارک ها. ٧ اکتبر کابوس اسراییل بود اما از ٨ اکتبر یک کابوس بزرگتر هم پیدا شد. همان تصویری که نتانیاهو به گالانت نشان می‌دهد، اگر اسراییل جنگ غزه را آغاز کند پاسخ محور مقاومت چه خواهد بود؟ نصرالله اصلا اجازه نداد «اگر» محقق شود. صبح هشتم رمز عملیات را گفت. اسراییل محدوده کوچکی است. به جنایات غزه و کرانه نگاه نکنید. لات کوچه خلوت با زندانیان محصور مقهور می‌جنگد. تازه به پشتوانه آمریکا. حتی بمب ها هم وارداتی است. در اسراییل تصور اینکه همزمان با مجموعه ای از ایران تا سوریه و لبنان و یمن درگیر شود یک فیلم آخرالزمانی است. اینجا بود که آمریکا در نقش پلیس خوب با وعده آتش بس و ... عملا تهران را مهار میکرد. در این فرصت ناب اسراییل لقمه های بزرگتر از دهانش را خرد میکرد، اول غزه را برداشت و بعد لبنان و سوریه. لقمه لقمه. هرچند آنهم در گلویش گیر کرد اما جوید. هنوز و برای همیشه جمله نصرالله در تاریخ میماند: به دلیل ملاحظاتی که در طول زمان مشخص می‌شود، تصمیم گرفتیم عملیات خود را به صورت جداگانه انجام دهیم! فاجعه مدیریت وعده صادق٢ و سفر نیویورک چنان تراژدی شد که آ.خامنه ای شخصا و علنا و صریحا فتوای جهاد داد. پزشکیان هم بعدش با بغضی شبیه بغض هنیه گفت فریب خوردیم و اینها. گرچه بعد از عملیات با تمام قوا ظریف، مغز سفر نیویورک، را حتی برخلاف قانون‌ نگه داشت. (برای مطالعۀ بخش دوم ضربه بزنید)
بخش دوم (برای مطالعۀ بخش اول ضربه بزنید) قاعدتا گالانت و نتانیاهو و بایدن از تهرانِ پسا ورزقان تعجب نکرده اند. حتی ما هم نکردیم. تعجب آور این بود: حزب الله چرا ساختمانهای تلاویو را با خاک یکسان نکرد؟! تهران در تردید و تزلزل، لبنان کجاست؟ تقریبا هیچ تحلیلگری نیست که بگوید حزب الله نمی‌توانست و کسی شک ندارد که حزب توانایی تحقق پیش بینی نتانیاهو را داشت. چرا نکرد؟ حزبی که یک ارتش کامل را در مرز چنان زمینگیر کرد که مجبور به آتش بس شد. تصاویر با شکوه تشییع پیکر سید حسن را ببینید. اخبار بی نظیر مقاومت مردمان ضاحیه را ببینید. امکانات، پشتوانه، بدنه، تخصص، مشروعیت، استقلال همه چیز مهیا بود. چرا حزب‌الله در حد توانش نجنگید؟! پاسخ یک کلمه است: لبنان. لبنان بیشتر از این پای حزب‌الله نایستاد. تلخ است، مثل واقعیت. واقعیتی که به شما نمی‌گویند: چیزی به نام ملت لبنان وجود ندارد. سالها در ایران یک تصویر گوگولی از عروس خاورمیانه ساخته اند که محجبه و لخت کنار همند، کاباره و مسجد عاشق سید حسن اند، جولیا پطروس برای حزب الله میخواند و اکلیل های فراوان. حتی وسط همین جنگ هم بلاگر‌ها راهی بیروت شدند و از شب نشینی تصاویر صورتی گذاشتند. آرزوی شان تبدیل ایران به چنین چیزیست. خب حالا این لبنان نایس در جنگ کجا بود؟ میدانید زمزمه میشد «چرا حزب الله ما را درگیر جنگ کرده است»؟! امروز لبنان را ببینید، به محض اینکه دیدند حزب الله ضعیف شد دارند معامله اش میکنند. رییس جمهور دوزاریش در روز تشییع نصرالله رسما می‌گوید لبنان برای «جنگ دیگران» زیاد هزینه داده! جعجع هوس سر بریدن کرده است، تا فرصتی فراهم شده چهل طایفه پشت در خانه تیغ تیز میکنند. (البته غافل از اینکه در بستر علی است) لبنان کشور نیست. یک واحد سیاسی است که ارتشش اشغالگر خاکش را تماشا می‌کند! صندلی ها بر اساس قبیله تقسیم می‌شود. یک انفجار بندر مملکت را ساقط میکند. یکسال رییس جمهور ندارند. ولی آه، جولیا پطروس چه صدایی دارد. آخی، بیکینی و برقع کنار هم. عرق فروشی و گردشگر فرانسوی، به به اسلام اصلاحاتی با اینها مست میشد. ولی در بزنگاه همه باد هوا شد. لبنان سید حسن نصرالله را از دست داد چون بیش از این پایش نایستاد. به همین وضوح، به همین تلخی. حالا منتظر باشند. اگر یک نفر میتوانست قبیله گاهی به نام لبنان را کشور کند نصرالله بود. کسی که توانست با نیروی بومی لبنان را از دهن اژدها بیرون بکشد. کسی که توانست تمامیت ارضی لبنان را بازآفرینی کند، کسی که توانست حق گاز لبنان را به اسراییل تحمیل کند، رفت و حالا اسراییل می‌گوید این هواپیما در بیروت بنشیند یا نه! الگوی «به توچه» «به من چه» لبنان که سالها تبلیغش می‌کردند چیزی جز نابودی هویت ملی نبود. بله بسیاری در بیروت سید را دوست داشتند، حتی او را قهرمان می‌دانستند، حتما اشک هم ریخته اند اما خب دیگر نه در این حد که پایش بایستند. جنگ جدی بشود موسی به دین خود، عیسی به دین خود. در کار هم دخالت نکنیم. جولیا پطروس ببین چه صدایی دارد. هنوز خیلی ها نمی‌دانند اسراییل ضاحیه را می‌زد نه کل بیروت را، ضاحیه یک محله است. یعنی در یک شهر بار اصلی جنگ را یک محله به دوش می‌کشید. و البته امنیت بقیه را تضمین میکرد. بلاگر ایرانی هم شبها در کافه آن طرف شهر برای ما از تکثر و تنوع لبنانی می‌گفت! چرا حزب‌الله بیشتر نجنگید؟ چون نمی‌خواست جنگ را به کسانی تحمیل کند که نمی‌خواستند. سید خودش را خرج کرد، شیعیان و عاشقان فرزندانش را خرج کرد. راه هم باز گذاشت اما دیگران بیش از این نیامدند. اما اگر فکر میکنید بعد از حزب الله لبنانی وجود خواهد داشت بنشینید و تماشا کنید. همانطور که بعد از جمهوری اسلامی ایرانی نخواهد بود. لبنان آزمایشگاه ایران است. خلاصه بلوای ۴٠١ لبنان سازی از ایران بود. مسأله صرفا حجاب نیست، فردی کردن آدمهاست. شعار «بدن خودمه» پشت استقلال و آزادی آمده تا دیگری سازی بکند. محدوده دید آدم ها که کوچک شود قابل تقسیم اند. لقمه، لقمه. «به توچه؟» را از لباس شروع میکنند و به وطن می‌رسانند. تیم ملی را هم تیم دیگران کردند، پلیس دیگران، نیروگاه دیگران، تحریم داروی دیگران،... جالب نیست که انقلابیون مهسا امروز کنار اسراییل و مبلغ حمله به ایرانند؟ ایران بزرگ، هویت جمعی و اراده ملی خطرناک است. لبنان دقیقا انتهای همین مسیر است: جماعتی از هم پاره و رنگی پنگی! «جنگ دیگران». (برای مطالعۀ بخش سوم ضربه بزنید)
بخش سوم (برای مطالعۀ بخش دوم ضربه بزنید) خرداد ١٣۴٢ خبری پیچید که حاج‌آقا روح الله را دستگیر کرده اند. ٢۴ ساعت بعد بازار شهرهای مختلف تعطیل شد. خمینی را به تبعید می‌بردند اما نطفه ملت (مدرن) ایران اینجا بسته شد. پانزده سال بعد و چند کیلومتر آن طرف حکومت یک سید دیگر را دستگیر کرد. وقتی صدام باقر صدر را روی تخت بیمارستان شکنجه میکرد ملت عراق کجا بود؟ اینقدر شکنجه شد تا مرد. کسی که می‌توانست عراق را یک کشور کند. آنها که زیر پرچم قهرمان شان جمع نشوند، زیر تابوت قهرمان شان جمع خواهند شد، تازه شاید. وقتی یحیی پرچم را بلند کرد ملت فلسطین وارد سخت ترین دوران زندگیش شد اما پای قهرمانش ایستاد. امروز از جلوی خانه سنوار اسیر مبادله میکند. غزه به تنهایی یک ملت شده است. سالها قبل وقتی اسراییل چند ساعته به بیروت رسید فقط یکجا جلویش ایستادند: جوانانی در روستاهای اطراف ضاحیه. سید حسن جوانی بود در یکی از این روستاها. اسراییل فکرش را هم نمی‌کرد این جوانان سالها بعد با لگد بیرونش کند. باقی لبنان کجا بود؟! لبنان زیبا؟ بیکینی و برقع؟ عرق و مسجد؟! سالها گذشت، امام جماعت مسجدی در تهرانپارس شد امام لبنان. هیچ کس، هیچ کس در قهرمانی نصرالله شک نداشت. دشمن هم که شیطان مجسم. قهرمان پرچمش را برداشت و اتمام حجت کرد که این جنگ وجودی است. لبنان چه انتخابی کرد؟ لبنان زیبا! عروس دلها، مهد آوازه خوانان و تکثر و مدارا، الگوی دوستان ما. حالا حالا ها باید برای رفتن سید اشک بریزند. آنها که زیر پرچم قهرما شان جمع نشوند، زیر تابوت قهرمان شان جمع خواهند شد، تازه شاید. وقتی مجری فتوای رهبر را خواند انگار جانی جمعی در ایران گرفت. و چه بسا برعکس، این عصبانیت ترور سید، ناراحتی انفعال ایران، تقاضای انتقام هنیه، خفت التماس های نیویورک در بدنه مردم بود که جوهر فتوا شد. حس بی مانندی بود. فشار از پایین، چانه زنی از بالا. امام و امت. اراده جمعی و آزادی فردی. و موشک‌ها رها شدند. وعده صادق ٢ برد و باختی عجیب بود. دیر ولی رسیدیم، رسیدیم ولی دیر. کاش تنبیه مان فقط همین باشد که از تشییع ایرانی ترین غیرایرانی تاریخ محروم شویم. بله این ملت ایران است. جولیا پطروس و سانتی مانتالیسم و ادا بازی کافیست لطفا دیگر از این جامعه عقب مانده برای ما الگو نسازید. پ.ن: البته که نه جنگ تمام شده نه حزب الله. اما لبنان فرصت بی بدیلی را برای ساخت مفهومی به نام لبنان از دست داد. فرصتی که صنعا روی آب زد. https://t.me/salmaneshoon/1966
هدایت شده از حکمران
🟠 مردم شریف ایران یادتان می‌آید که قبل از سال ۸۶ همیشه خودرو افت قیمت داشت؟! 🟡 بروید تحقیق کنید از ۸۶ نسخه چه کسی اجرا شده و می‌شود که خودرو و همه چیز پر کشید و سفره مردم کوچک و کوچک‌تر شد!! ✍🏻محمدعلی جابری حکمران؛ روایت عمیق سیاست و اقتصاد @HokmranOnline
من به‌هیچ‌وجه نمیتونم تصور کنم که طرف از یک‌طرف اونقدر هشیاره که می‌شه وزیر خارجه، می‌شه معاون راه‌بردی؛ ازطرف دیگه کوچک‌ترین حرکتی که روس‌ها می‌کنندو به‌عنوان خیانت تشخیص می‌ده، ولی اینقدر نفهمه که هی می‌ره از آمریکا شکست می‌خوره!ظریف برای جمهوری اسلامی و ایران یک خائن و دشمنه.
اسرائیل که می‌جنگه و جلو میاد و هیچ خیال عقب‌نشینی هم نداره.می‌دونید که با مذاکره هم متوقف نمی‌شه.ولی اگه فکر می‌کنید برای ضربه به باید وضع اقتصاد خوب بشه،کور خوندید؛ نه اسرائیل می‌ذاره و نه شما اهل درست کردنید. از تجربۀ حاج قاسم در زمان روحانی یاد بگیرید که اقتصادی نداشتیم. اصلاً از حزب‌الله سال ۲۰۰۰ و ۲۰۰۶ یاد بگیرید. که تقریباً هیچ هیچ بود و اسرائیلی که تا بیروت آمده بود را سال ۲۰۰۰ اخراج کرد. که اگه از تجربه‌ها درس نگیرید و استفاده نکنید، تجربۀ قطعا در ایران تکرار می‌شه.
قالیباف شناسی هدف وسیله را توجیه می‌کند. آقای قالیباف @Ghalibaf کارتون کثیف‌تر از اونی بود که بتونید فرار کنید.
نیهیلیسم در آمریکای لیبرال در آمریکا حتی فقیرها فکر می‌کنند موفقیت و ثروت بیشتر به تلاش شخصی بستگی دارد تا شرایط بیرونی، طبیعتا در طیف جمهوری‌خواه این باور پررنگ‌تر است. بعد از اینکه روندهای اقتصاد تغییر کرد و مراکز صنعتی جابجا شد جمعیت‌هایی از همین مردم شغل‌شان را از دست دادند. بدون اینکه چیزی از تلاش‌شان کم شود شهرهایشان از رونق افتاد. آیا باورشان دگرگون شد؟ خیر، لیبرالیسم جان‌سخت‌تر از این حرف‌ها است، پیش از همه به خاطر اینکه ایدئولوژیک بودن خودش را انکار می‌کند. به خاطر شرایط بیرونی به فقر و بیکاری افتادند ولی همچنان معتقدند تلاش شخصی بیش از محیط اجتماعی سرنوشت انسان را می‌سازد‌. در عمل البته طبق منافع‌شان رفتار می‌کنند: به کسی رأی می‌دهند که از بازگشت به گذشته شعار ساخته، صنایع قدیمی ‌و آلوده را کنار نمی‌زند و با جهانی شدن مخالف است. همه برای اینکه شرایط بیرونی تغییر کند شاید شغل و رفاه‌شان برگردد. ترامپ نماینده این تناقض است که موفقیت از لیاقت خودمان بوده اما شکست به رفتار دیگران مربوط است، پس باید چین، اروپا و دیگران را از راه‌هایی جز رقابت آزاد متوقف کنیم. ناچارند از قدرت بین‌المللی بهره بگیرند که لاجرم از نیروی نظامی‌ ناشی می‌شود. باورها لیبرالیستی با خواسته‌های میلیتاریستی جمع شده و نیهیلیسم آمریکایی را ساخته: ارزشی وجود ندارد، می‌توانیم هر جور دل‌مان خواست حرف بزنیم، هر طور دل‌مان خواست عمل کنیم، مهم قدرت است و سودی که از به کار انداختن آن به دست می‌آوریم، اگر با فرودستی دیگران باشد لذت بیشتری هم دارد. منبع: https://t.me/daneshtalab1/14 ضمن عرض خوش‌آمد به آقای دانشطلب همۀ مطالب کانالشان خواندنی است؛ از دست ندهید. سرمایه‌داری
باید با توجه و دقت در معنی، روزی به‌اندازۀ یک تسبیح این آیه را تکرار کنم تا در جانم رسوخ کند؛ تا با پوست و گوشت و استخوانم آمیخته شود؛ تا با تمام وجودم باورش کنم (آل‌عمران: ۶۰).