eitaa logo
رمان همسایه اخموو😈🔥😂
27 دنبال‌کننده
9 عکس
0 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
رمان همسایه اخموو😈🔥😂
رمان_همسایه_اخموو 😈🔥😂 #پارت_3 تند تند اومد سمتم گفتم _افرا نگا اون پسر هیکلیه رو ک سبزس چهرش یجو
😈🔥😂 افرا _اه ک*کشا رفتن _ای بابا اه حرو**اده ها بریم سرکوچه تا بیرونش رفتیم سره کوچه خیلی هوا سرد بود ک یهو همشون از فروشگاه اومدن بیرون و رفتن سره چهار راه _نگا رفتن همونجا دوباره افرا _امشب ی دعوا راه میندازیم اگ بت گیر داد _عاره منم بخاطره همین همش دعا میکردم ک امشب باشن همشون رفتیم خونه وسیله هارو گذاشتیم مامانم گف بیاین برین بازار خرید کنین بعد لیستو داد و رفتیم _خیلی خوب شد الان بریم میبینمشون افرا محل نمیزاریااا فقد رد میشیم افرا _باشه ببین بریم اون اخره بازار ببینیم چی داره باشه ای گفتمو رفتیم همشون اونجا بودن منو افرا هم از سردی زیاد ماسک زده بودیم رد شدیم نگا کردن رفتیم ت بازار وسیله هارو گرفتیمو اومدیم ک بیایم خونه افرا _ببین هنوز همونجا وایسادن اون پسره علیرضا اومده دقیقا جایی وایساده ک ما رد میشیم بعضیاشون انگار رفتن هاا _عاره این باز میخواد کرم بریزه رو مخ اگ چیزی گف باید وایسیم یچی بش بگم افرا داشت میخندیدو میگف _انگار صورتش کش اومدم نگا نگا هی داشتیم مسخرش میکردیم نزدیکشون شدیم اروم اروم داشتیم میرفتیم ک علیرضا ازونور با ی اخم مصنوعی رو ب من گف: با اجازه کی اومدی بیرون!!؟ افرا جلو بود منم دنبالش یهو جفتمون برگشتیم افرا گف با تو بود؟ اون پسره سبزه هم اونور وایساده بود تا علیرضا اینو گف برگشت با اخمه غلیظی نگام کرد رو ب علیرضا گفتم مگه باید ازتو اجازه بگیرم بیام بیرون! علیرضا: اره پس چی افرا گف بتوچه اصن علیرضا رو ب من گف بدو برو خونه بدو برو بابایی گفتیمو راه افتادیم سمت خونه افرا همش داشت فوش میداد هم منو هم اون پسره رو
رمان همسایه اخموو😈🔥😂
#رمان_همسایه_اخموو😈🔥😂 #پارت_4 افرا _اه ک*کشا رفتن _ای بابا اه حرو**اده ها بریم سرکوچه تا بیرونش
😈🔥😂 رفتم تو کوچه یهو اون پسره ک مسخرش میمردیم ازونور اومدو داشت نگامون میکرد ک افرا... _چیه اینجوری نگامون نکنا میام جــــ. رت میدمااا پسره تک خنده ای کردو رفت رفتیم خونه دوباره اومدیم. بیرون ک علیرضا و امیر همونی ک مسخرش میکردیم سرکوچه بودن رفتیم بیرونو اومدیم تو کوچه ک علیرضا صدام کرد _ وایسا ببینم رو بش با اخم گفتم _ت چرا راه افتادی دنبالمون!؟ گف _وایسا باید حرف بزنیم امیر داشت میگف علی دادا بیا بریم افرا هم ازونور میگفت باران بیا بریم دایی میاد اینو جــــر.... ش میده هاا علیرضا تک خندیده ای کردو گف صب کن امیر رو ب من گف _اون پیجی ک اومد پیوی منو فوش داد ت بودی درسته با ی خنده شیطانی گفتم _نه مگه من مرض دارم؟ _پس بیا پیجتو ببینم باشه. ای گفتمو گوشیمو از افرا گرفتم و رفتم ت اینستا اولین پیجو دید گفت اونیکیو بیار اونم دید گف _ببین جوجه من مطمعنم اون خودت بودی گفتم _پیج هامو ک دیدی گفتم من نیستم!!
رمان همسایه اخموو😈🔥😂
#رمان_همسایه_اخموو😈🔥😂 #پارت_5 رفتم تو کوچه یهو اون پسره ک مسخرش میمردیم ازونور اومدو داشت نگامون می
😈🔥😂 گف پس کی بوده تو نیستی گفتم _من ا کجا بدونم حتما از دخترای دورت بوده گفت ببین من هیچکی دورم نیس گفتم _تو کلا لا... شــ... ـیی قشنگ معلومه افرا تند تند صدام میکرد بااران بیا بریم ولش کن علیرضا گف _میرسیم ب هم فعلا بدو برو خونه تو کوچم منتظرم بیای تند تند با افرا داشتیم میرفتیم با اینک چن روز پیش پیوی پسره کلی فوش با پیج فیک داده بودم الکی گفتم من نبودم رفتیم خونه دوباره اومدیم بیرون داشتیم میرفتیم یچی بگیریم بخوریم ک یهو ی ماشین اونور اومد فهمیدم کیه _افرا نگا ماشینه کنارمونو این دوتا احمقن _کوو کجاس _افراا کنارمونن _من نمیبینمشون _ولکن الان میفهمن راجبشون داریم حرف میزنیم _عا دیدم این مگ ماشینم داره!؟ _عاره رفتیم یذره جلو تر ک ماشین اومد جلو تر دقیقا سمته من داشت یچی میگف ولی نمیفهمیدم بعد با اخم نگاش کردم افرا اونور بود رفتم پیشش رفتیم مغازه برگشتیم ک دیدین جفتشون سره کوچن امیر رفت اونور علیرضا اومد جلو رو ب افرا گف _میخوام باهاش حرف بزنم افرا _نمیشه _ میخوااااام بااااهااااش حرف بزنم _باران برو ببین چی میگه یهو گفتم نه کجا برم نمیخوام باهاش حرف بزنم عع علیرضا گف بیا ی دیقه حرف بزنیم افرا هم میگف برو ببین چی میگه...
رمان همسایه اخموو😈🔥😂
#رمان_همسایه_اخموو😈🔥😂 #پارت_6 گف پس کی بوده تو نیستی گفتم _من ا کجا بدونم حتما از دخترای دورت بو
😈🔥😂 اون جلو تر بود منم مث جوجه اردک دنبالش میرفتم رفتیم ت کوچه کناره ماشینی وایسادیم کلا چن سانت باهم فاصله داشتیم یکم دیه میومد جلو میرفت ت حلقم یذره فاصله گرفتم اومد جلو گف _چرا بهم میگی لاشیی؟ چرا اینجوری رفتار میکنی؟ بیا ت کل گوشیم بگرد من با ی دخترم حرف نمیزنم گفتم _عاره ازون فالورات معلوم بود گفت کدوما گفتم _ولش کن همینجوری ک داشت سیگارشو میکشید با اخم داشت نگام میکرد همینجوری خیره شده بودم بش گف ت اینستا پیام بده یهو بیخود دعوا کردیم ک من گذاشتم رفتم گف _ بیااا وایسا حرف بزنیم کجا میری تند تند با اعصبانیت داشتم میرفتم افرا اومد گف _وای چقد طول کشید چی گف _ک3شر گف مث همیشه _خب چی گف؟؟ تند تند رفتم ت پارکینگ اسانسورو زدمو رفتم بالا ی چن دقیقه ت اسانسور بودم دوباره اومدم
بزن رو پیوست❤
خووووش اومدیننننننن
«به نام خدا»✨ و هیچکس نخواهد فهمید چه گذشت تا گذشت.... 🌝 خوشحال میشم عضو کانالمون بشین:)👌❤️‍🩹 بزن روی پیوستن گلم✨ https://eitaa.com/doniayii
روزی دوتا پارت میزارم اگ تونستم بیشتر میزارم🍷🫱🏽‍🫲🏻
رمان همسایه اخموو😈🔥😂
#رمان_همسایه_اخموو😈🔥😂 #پارت_7 اون جلو تر بود منم مث جوجه اردک دنبالش میرفتم رفتیم ت کوچه کناره م
😈🔥😂 اومدم پایین ت پارکینگ بودم دیدم افرا با اون پسره حرف میزنه پسره رفت فقد صداش اومد گف بهش بگیا خدافز رفتم پیشه افرا گفتم چی میگف؟ افرا: ت کجا رفتی یهو عصبی _رفتم بالا _علیرضا اومد گف کجا رفت گفتم رفت بالا گفت ناراحت شد گفتم فک کنم گفت عب نداره خودم ا دلش در میارم گفت ب اون دختره بگو ایدیمو بزنه بعد ایدیشو گفت بهش گفتم رفیقم نمیره ت رابطه برا چی دنبالشی گفته حالا بهش بگو ایدیمو بزنه شاید بعد انگشته حلقشو نشون داد گف کارمون ب اینجا کشید با اینک ته دلم از خوشحالی دارم جیغ میزدم ک کراشم پیشنهاد داده ولی ب روم نیوردمو گفتم _الکی میگه لاشی از قیافشم معلومه اینو من چن ساله پیش ک باهم رفتیم پارک با چن تا دختره دیدم یادته؟؟ _نه باران یادم نمیاد نمیدونم _الزایمر داری یا ماهیی _زر نز.... ناا خندیمو رفتیم ت اسانسور ک یذره گرم شیم بعد چن دقیقه اومدیم بیرون رفتیم مغازه اومدیم بیرون سرکوچه بودیم ک اون دوتا بازم ت ماشین داشتن میومدن سمته کوچه _افرا بدو این دوتان الان این باز منو ببینه گیر میده یا ی بلایی سرم میاره _وایسا رد شن برن بعد ما میریم رفتن ت کوچه منو افرا هم اروم اروم رفتیم وسط کوچه ی کوچه دیه هم بود پشته ماشین وایسادیم داشتن دورو برو نگا میکردن اونا انگار چیزی ندیدن امیر پیاده شد اروم اروم رفت سمته خونشون افرا: من میرم الکی ب بهونه اینک دارم با کوشی حرف میزنم میخوام ب اون پسره بگم ب رفیقش بگه انقد بتو گیر نده دنبالت نباشه ک جرش میدم خندیدمو گفتم _باشه برو فقد من پشته ماشین وایمیسم ک علیرضا نیبینه منو اگ دعوا کردی بدو بدو میام رفت سمته انتهای کوچه...