Vįĸªřą.°⋆⛦✰>
ازین خوابایی بود که باید قایم میشدی بعد بدبختی اینجا بود که من چون خواب بودم اختیار دستو پامو نداشتم
بعد یک دختره همراهم بود موقع قایم شدن اینجوری نگاه میکرد که: فلجی عمویی...؟؟؟(زوال عقل گرفتی؟)
آرهخلاصه خیلی خوب بو_
Vįĸªřą.°⋆⛦✰>
راستشو بخوایین خیلی دلم میخواد بقیه تقدیمی هارو بکشم ولی گشا_
امتحان هم دارم پس بزارین برای بعد امتحانا
https://eitaa.com/blue_staar/6660
هلن خوبه تو تموم نکردی من تقریباً تاحالا برای هیچکدوم از مناسبتا آرت نکشی_
Vįĸªřą.°⋆⛦✰>
وای دارم رکورد میزنم حالمخوب
اول برای تقدیمیا هر یک آرت یک ساعت و نیم طول میکشید بعد یکم گذشت میتونستم هر سه تا آرت رو توی یک ساعت بکشم الان هر سه آرت رو توی نیم ساعت کشیدممم
Vįĸªřą.°⋆⛦✰>
راستشو بخوایین خیلی دلم میخواد بقیه تقدیمی هارو بکشم ولی گشا_
همچنان برادر هفت ساعت قبل: