من آخرش نفهمیدم اراده از نظر شوپنهاور دقیقا چیه ، باید جهان همچون اراده و تصور رو بخونم ولی لعنتی خیلی گرونه ، نمیتونم بخرمش
من زیاد مینویسم ، وقتی مینویسم نیروی عجیبی منو میکشونه به سمت همون چیزی که ازش میترسم و فرار میکنم ، باعث میشه به درونش قدم بزارم و از نزدیک ببینمش ، پس به نظر من نویسنده ها نمینویسن تا فرار کنن ، اونا مینویسن تا خودشون رو پیدا کنن ، و شاید اونا از مخاطبشون هم همینو میخوان ،
خوندن کتابهای فانتزی باعث میشه بتونم چیزایی رو تجربه کنم که تو دنیای واقعی تقریبا محاله اتفاق بیفتن ، اما خوندن کتابهای فلسفی بهم یاد میدن چطور توی دنیا دووم بیارم
انجمنفیلسوفان ابلهستیز به جز هِگِل
تنها چیزی که من میبینم اینه که : • بخش بزرگی از فرهنگ عمومی سطحی سازی شده • نظام رسانه ای مفاهیم را
فقط مفاهیم نیست ، انسانها رو هم کالا میکنه