eitaa logo
انجمن‌فیلسوفان ابله‌ستیز به‌ جز هِگِل
21 دنبال‌کننده
87 عکس
17 ویدیو
0 فایل
محتوا چندان ربطی به اسم نداره ( هرچند گاهی فاز فیلسوف بودن بر میدارم ) به خاطر داشته باشید ، شما با عضویت در اینجا حرفهای منو به رایگان دریافت می‌کنید
مشاهده در ایتا
دانلود
من‌ِ واقعی ترسناکه متفاوته کسی تفاوت هارو دوست داره ؟
I'm tired...........................................
Turn out the lights, I love darkness
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
نیچه وقتی به کلیسا نگاه میکرد یه سیستم فاسد ، ضعیف پرور و سرکوب گر رو میدید ،اون فکر میکرد چون این سیستم ( کلیسا) درحال فروپاشیه پس اون مبدا ( خدا) هم مرده. استدلالش این بود که :« اگه این مدعیان نمایندگی خدا، این قدر حقیر و دروغگو هستن پس خدای اونا هم وجود خارجی ندارد» ولی من میگم:« احمق جان! چرا اصل کالا رو براساس فروشنده تعریف میکنی ؟» اینکه کشیش ها ناتوان یا فاسدن چه ربطی به ذات هستی یا وجود یک حقیقت مطلق داره ؟ خب من دارم به این فکر میکنم که این خطای نیچه بود.
نیچه میدید که دوران خودش ( قرن ۱۹) داره زیر بار سنگین یک اخلاق مسیحی زنگ زده له میشه. اون میخواست انسان رو از این انفعال نجات بده ، فکر نیچه این بود که : اگر ما بگیم ارزش ها از اسمان میان ، پس ما همیشه مامور و معلولیم (در موارد دیگه تا حدودی قبولش دارم) . او میخواست انسان علت خودش باشه ، درواقع خدا رو سد راه شکوه انسانی میدید. نیچه از خدا رقابت می‌طلبید
نیچه گاهی چنان در « اراده معطوف به قدرت » غرق میشد که یادش میرفت انسان بدون «تکیه گاه استعلایی »، فقط یک موجود بیولوژیکی است که تا زانو در لجن غرایز خودش ( اراده از نظر شوپنهاور ) فرو رفته است .
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا