فرصتی برای نفرت نبود
چراکه مرگ مرا باز می داشت از آن
و زندگی چندان فراخ نبود
که پایان دهم به نفرت خویش.
برای عشق ورزیدن نیز فرصتی نبود
اما از آن جا که کوششی می بایست
پنداشتم ،اندک رنجی از عشق
مرا کافی ست.
_ امیلی دیکنسون
یکی از دوستام حس ششم داشت ، قبل امتحان ازش میپرسیدم کدوم سوالا میاد ، اونم بعضی سوالا رو مشخص میکرد و میگفت حس ششمم بهم میگه میاد ، از بین هر ۵ تا سوال ،۳ ۴ تاش تو امتحان میومد
حرفات عالیه
عاشق وایب کانال هستم
حرفات حقه حقه
مرسی که اینارو اینجا میگی
خودتو خالی کن و راجب هرچی دوست داری حرف بزننننن
____
ممنونم
خودم هیچ وقت همچین فکری نمیکردم ، همیشه این فکر تو کلم میچرخید که داری چرت و پرت میگی
حرفات قابل تأملن... اتفاقا از بین چنلایی که محتوای واقعا بی معنیای دارن چنلت واقعا محتوای خوبی داره به شخصه باهات هم نظرم، و حرفاتو دوست دارم
____
با وجود اینکه چیز خاصی هم نمیگم ؟
اینکه باهام هم نظری احساس نوعی پیروزی میده 🌚✨
دلیل من روشن است؛
من ناظری هستم که از فراز مینگرد، در سکوت تاریکی...
کنجکاوی من، در بررسی و تحلیل رفتار انسانهاست...
آیا گمان میبری درک حضور من به این سادگی است؟
من؛ تماشاگری هستم در پس پردهها...
کاوش در کنشها و واکنشهای شما زمینیها، بینشتان، منشتان، احساساتتان، لایههای افکارتان، و حتی نقابهایتان...
برایم فراتر از یک سرگرمیست... این تماشا، برای من، ابزاری است قدرتمند و پایهای برای فهم ساختار و تسلط...
کسی که در این حلقه حضور دارد، به سادگی قابل درک نیست...
____
اما گاه در پس لایه های وجود انسانی ، تنها تاریکیست و سیاهی و ابتذال
پوچی مغزها و خشکی قلبها ، و ریشه های نفرت که وجودشان را در خود پیچیده
آیا میشود در این سیل خروشان حماقت و نادانی که جهان را زیر خود غرق میکند ذره ای از عشق راستین را چشید ؟