مینویسم برای گل آفتاب گردن زندگیم
ناجی زندگیم...
سان فلاور من ، بخشی از زندگیمو من مدیون توعم...قدر دان توعم
اما من هرگز دوست خوبی برات نبودم و صمیمانه ازت معذرت میخوام که نتونستم برات جبران کنم...خودت میدونی که دارم سعی میکنم آدم و دوست خوبی باشم.....پس امیدوارم بتونم جواب همه ی اون مهربونی هایی که در حقم کردی رو به درستی بدم
ورودت به زندگیم مثل این بود که یکی تو چاله ی سیاه و عمیقی گیر کنه و افتاده باشه و یکی به دادش برسه و براش طناب بندازه تا اونو بالا بیاره و نجاتش بده
تنها حسرتی از دوستیم با تو دارم اینکه نمیتونم زخماتو ببوسم و مرحمی براشون باشم....
میدونم خیلی وقتا رو مختم اما سعی میکنم دوست خوبی برات باشم.
_دوستدار تو ویولت کیم