.
دیدین چی شد😐😐😐
تو اتوبوس در حال پاسخ دادن به سوالات شما بودم ، یه لحظه سرمو آوردم بالا و به خیابون نگاهی انداختم و از خانمی که کنارم نشسته بود پرسیدم :
از خیابون سعدی رد شدیم؟
یه نیشخندی زد و گفت ، آره ، سرتون تو گوشی بود جا موندین😐😐😐
خب یه ذره کمتر سوال بپرسید دیگه ، این چه وضشه
حالا باید پیاده برگردم رو به عقب تا که به خیابان سعدی برسم.
شانستون گرفته هوا دله و پیاده روی تو این هوا صفا داره ، وگرنه همه ی سوال پرسانندگان رو از دم بلاک میکردم😁😁
.
.
ادامه ی پرسش و پاسخ ، بعد از خرید ، به شرط حیات
برم یه مودم بی سیم بخرم ، بلکه مشکلاتی که با نت دارم ، پایان یافت.
انرژی مثبت بفرستین یه مودم عالی نصیبم بشه . ☺️☺️☺️
.
.
و در ادامه با بیان خاطره ی حلوا پزون مراسم عمو ، شما را با نکاتی من باب پخت حلوا آشنا خواهیم کرد.
امروز ظهر یا عصر یا شب براتون تعریف میکنم.☺️☺️☺️
.
.
البته که ظاهراً ایشون اینو سفارش گرفتن.
و در ادامه ی پیام هاشون فرمودن که برای امروز عصر هم یه دونه دیگه سفارش گرفتن.
دمتون گرم
خداقوتتون
پر رزق و روزی باشین الهی 🙏🙏