🏷 من از نهایت شب حرف میزنم ، من از نهایت شب ، و از نهایت تاریکی حرف میزنم ؛ اگر به خانهی من میآیی ، یک چراغ بیاور و یک پنجره ، که از آن به ازدحامِ کوچهیِ خوشبخت بنگرم ..
🏷 مجموعه ما | 𓏲𓏧 @Abozar_Info
🏷 اگه کاری داشتید | 𓏲𓏧 @Dadash_i
دربارهی مدیریت اضطراب قشنگ میگفت:
«پرنده روی شاخه میشینه نه با این اطمینان که شاخه نمیشکنه،
بلکه با این اطمینان به خودش که اگرم شاخه بشکنه اون بلده پرواز کنه.»
@Viraman ⋆ ۫𖦆ִֶָ 𝖳𝗁݀𝖾݀ 𝗇݀𝖾ꨭ𝗐 𝗉𝗈ꨲ𝗌ꨲ𝗍݀ꩌ | 𝖣𝗈ꨲ𝗇݀'𝗍݀ꩌ 𝖼ᜳ𝗈ꨲ𝗉𝗒
آلن دوباتن چہ حرف جالبے زده! میگہ:
وقتے خودمان را بہ اندازه کافے دوست داشتہ باشیم؛
مےتوانیم بہ راحتے بہ درخواست غیرمنطقے دیگران بگوییم : نه.
آنوقت دیوانہوار سعے نخواهیم کرد همہ را راضے نگہ داریم :)!🕊'
@Viraman ⋆ ۫𖦆ִֶָ 𝖳𝗁݀𝖾݀ 𝗇݀𝖾ꨭ𝗐 𝗉𝗈ꨲ𝗌ꨲ𝗍݀ꩌ | 𝖣𝗈ꨲ𝗇݀'𝗍݀ꩌ 𝖼ᜳ𝗈ꨲ𝗉𝗒
خودم را دوست دارم؛ همہ جا همراهم بوده
و یک بار نگفت حاضر نیستم با تو بیایم
آمد و هیچ نگفت، حرف نزد
گفتم و او شنید، رنجش دادم و تحمل کرد :)!🕊
@Viraman ⋆ ۫𖦆ִֶָ 𝖳𝗁݀𝖾݀ 𝗇݀𝖾ꨭ𝗐 𝗉𝗈ꨲ𝗌ꨲ𝗍݀ꩌ | 𝖣𝗈ꨲ𝗇݀'𝗍݀ꩌ 𝖼ᜳ𝗈ꨲ𝗉𝗒
آدمها را نه از شعارهایشان ، که از انتخابهایشان بشناسید .
آدمی که دوستتان داشته باشد ، راهش را پیدا میکند ؛
آدمی که نخواهد ، بهانهاش را …
گوش سپردن به واژهها ، فقط زمان را میکشد ؛
اما تماشای رفتارها، شما را به حقیقت میرساند .
@Viraman ⋆ ۫𖦆ִֶָ 𝖳𝗁݀𝖾݀ 𝗇݀𝖾ꨭ𝗐 𝗉𝗈ꨲ𝗌ꨲ𝗍݀ꩌ | 𝖣𝗈ꨲ𝗇݀'𝗍݀ꩌ 𝖼ᜳ𝗈ꨲ𝗉𝗒
گاهی رفتن، تنها راهِ حفظ کردنِ خودت است ؛
وقتی ماندن ، هر روز بیشتر میشکندت ! :)
@Viraman ⋆ ۫𖦆ִֶָ 𝖳𝗁݀𝖾݀ 𝗇݀𝖾ꨭ𝗐 𝗉𝗈ꨲ𝗌ꨲ𝗍݀ꩌ | 𝖣𝗈ꨲ𝗇݀'𝗍݀ꩌ 𝖼ᜳ𝗈ꨲ𝗉𝗒
من ، مِهمانِ ناخواندهیِ یک تنهاییِ عمیقم که سقفش به یادِ تو کوتاه شده است .
@Viraman ⋆ ۫𖦆ִֶָ 𝖳𝗁݀𝖾݀ 𝗇݀𝖾ꨭ𝗐 𝗉𝗈ꨲ𝗌ꨲ𝗍݀ꩌ | 𝖣𝗈ꨲ𝗇݀'𝗍݀ꩌ 𝖼ᜳ𝗈ꨲ𝗉𝗒
انسان ، همین کالبدِ شکنندهای است که در توفانِ روزگار ، چون برگی بر شاخهی خشکیده میلرزد . ما در جستجویِ تکیهگاهی امن ، بارها در حصارِ احساساتِ خویش فرو میشکنیم و در هراسِ از دست دادن ، تمامِ هستی را به نخی باریک بند میکنیم .
@Viraman ⋆ ۫𖦆ִֶָ 𝖳𝗁݀𝖾݀ 𝗇݀𝖾ꨭ𝗐 𝗉𝗈ꨲ𝗌ꨲ𝗍݀ꩌ | 𝖣𝗈ꨲ𝗇݀'𝗍݀ꩌ 𝖼ᜳ𝗈ꨲ𝗉𝗒