همسرانه . . .
•°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°•
بافت شخصيتی زنان طوری است كه با درد دل كردن تخليه ميشوند؛اين فرصت را برای همسرتان فراهم كنيد تا احساس سبكی و آرامش پيدا كند
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
عشقم یهویی نامزد کرده . . .
•°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°•
سلام من یه دخترم ۱۶ سالمه
با یکی دوست شدم و کم کم عاشقش شدم بیشتر خانوادش هم خبر داشتن
یه روز بیدار شدم دیدم استوری گذاشتن فلانی نامزدیت مبارک یعنی مردم و زنده شدم انقد گریه کردم اصن باورم نمیشد اومد التماسم کرد که برم ببینمش گفت خانوادش بزور نامزدش کردن با دختر داییش
گفت اصلا دختر داییشو نمیخادش و منو ول نمیکنه نه میره و نه میزاره برم و قول داد نامزدیشو بهم بزنه تو یه ماه
الان ۹ ماهه از نامزدیش میگذره و نامزدیشو بهم نزده و به روم نمیاره
منم میترسم که هر ان از دستش بدم نه میتونم باهاش بمونم و هر لحظه به این فکر کنم که قراره یه روز ازم بگیرنش و بره با نامزدش
و انقد عاشقشم که نمیتونم ازش جدا شم
اونم هم با من در ارتباطه و هم نامردش خودم حس میکنم به نامزدش حسی داره اما قسم میخوره که منو دوست داره
نمیدونم داره بازیم میده و بلاخره ولم میکنه و میره با دخترداییش ازدواج کنه یا واقعا دوستم داره و هیچ حسی به نامزدش نداره
نمیدونم تا کی اینطور قراره پیش بره
موندم برم یا بمونم
میترسم همونجور که یهویی نامزد کرد یهو همینجوری عروسیشو ببینم که میدونم اگه اون روز بیاد من زنده نمیمونم
هرروز دارم عذاب میبینم و روز و شبم شده گریه
واقعا عاشقشم و میترسم از دستش بدم
ولی خب اون نامزد داره
یه روز اومد گفت نمیتونه نامزدیشو بهم بزنه اما حسی هم بهش نداره
نمیدونم چیکار کنم بمونم و نزارم به نامزدش برسه یا برم و بزارم به زندگیش برسه
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
•°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°•
میدانی
مَن
سال هاست
به دوست داشتن تو آرامم ...💞
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
مَــــــــنِ آرام💜✨
شیر دوشیدن تا هشت صبح طول میکشید بعد رو اتیش داغ کردن وماست وکره . بعضی وقت ها وقت نمیکردیم صبحونه ب
خواهرم و من خواستگارهای خیلی خوبی داشتیم به خاطر خوبی و اوازه ی پدرم، ولی مادرم همه رو با بد دهنی فراری میداد.
خواهرم عاشق یکی از خواستگارهاش بود که اونم عاشق خواهرم بود، ولی مادرم با هر ترفندی که بود نذاشت بهم برسن.تا خواهرمو به جای خیلی دور به یه مرد خیلی فقیری داد وهمینطوری اون یکی خواهرمو...
حالا من دوازده ساله شده بودم .یه روز برای شستن ظرف ها به کنار چشمه رفته بودم که مادر دوستم از من خوشش اومد وبرای پسرش خواستگاری کرد، من سرمو انداختم پایین و گفتم من که کاره ای نیستم هر چی بزرگترها بگن...
اونا یه شب اومدن خواستگاری مادرم بهم گف حق ندارم از روی دار قالی پایین بیام من همچنان در حال قالی بافتن و سرم پایین که اونا هم اصرار برای جواب..
که یهو مادرم بدون مقدمه پرید روسر من با دوتا دستاش تا جون داشت منو زد.
برادر دوستم هم وضع مالی خوبی داشت،هم منو خیلی دوست داشت، و کارهای مادرم براشون عادی بود،دست بردار نبودن.نا گفته نماند منم دوسش داشتم...
از قضا یه زن عموی بد جنس تر از مادرم داشتم که اون یه حسنی که داشت عاشق دختراش بود یه دخترش هم سن منو دوست من بود تا متوجه شد این خواستگار خیلی خوبیه ودست بردارم نیس نقشه شومی برای من کشید😔
اون سریع اومد منو برای پسرش خواستگاری کرد زن عمو که خم چم مادرمو بلد بود مادرمو راضی کرد. خواستگار منم که دید لقمه ی چرب و نرمی هست و دیدن من به عقد پسر عموم در اومدم ،با دوزو کلک دخترش و داد به اونا ...
خلاصه زن عمو بعد عروسی دخترش خیالش راحت شد وشروع کرد با مادرم دعوا کردن...
❌❌(سرگذشت واقعی اعضا کپی برداری از آن حرام میباشد)❌❌
‼️ادامه دارد . . . . .
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
آقایون اگر میخواهید همسرتون همیشه عاشقتون بمونه و از بودن در کنارتون لذت ببره:
•°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°•
هیچوقت توی جمع خصوصا جمع خانواده خودتون با خانمتون شوخی های زننده و بی مورد نکنید
مثلا با چهره ی خانمتون...با طرز لباس پوشیدنش...با شغل خانمتون ودیگر شوخی هایی که باعث تحقیر و کوچک شدن خانمتون میشه
این قبیل شوخی ها با همسرتون در حضور جمع به اطرافیان هم این اجازه را میده که به خودشون اجازه بدن هر حرفی و هر شوخی را با همسرتون بکنن و اینگونه خانم شما تمام این مسائل را از چشم شما میبینه و کم کم احساس و علاقه از بین میره و دلسردی جای عشق را توی دلشون میگیرد
خانم ها و آقایان هر دو خوب دقت کنید
فراموش نکنید که رفتار زن و مرد در جمع با یکدیگر اجازه هر نوع رفتاری از سوی دیگران را با همسرتون ميده
اگر همیشه در جمع به همسرتون احترام بگذارید هیچ کس به خود اجازه بی احترامی کردن به همسرتون را نمیده پس از شوخی های بی مورد که باعث دلخوری همسرتون میشه و باعث میشه که دیگران پاشون را از گلیم خود فراتر بگذارند جدا کنید
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
ویژگی زنخوب . . .
•°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°•
نق نزنید
همسر خود را سرزنش نکنید
عشق خود را ابراز کنید
خانه را مرتب نگه دارید ، آشپزیکنید
سر هرچیزی بحث نکنید،قهر نکنید
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
به جای قهر کردن، چه کنیم؟
•°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°•
در شرایطی که با همسرتان به مشکلی برخوردهاید که ادامه صحبت کردن در مورد آن تنها به مشاجرات بیشتر ختم میشود، بهترین راهحل موقت این است که از روش سکوت استفاده کنند، نه روش قهر کردن!
در روش سکوت که راهکاری موقت است، فرد باید به طرف مقابل توضیح دهد که با توجه به شرایطی که بین ما ایجاد شده و ناشی از هیجان است، ادامه بحث میتواند شرایط مان را بدتر کند. بنابراین ترجیح میدهم در این رابطه فعلا سکوت کنم.
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
ازدواج
•°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°•
توجه داشته باشید: ممکن است عاشق زیبایی کسی شوید اما؛
یادتان باشد که در نهایت مجبورید با سیرت او زندگی کنید نه صورتـش...
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
دعوا هم رسم و رسومی داره !!
•°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°•
➣ دعوا و اختلال توی همهی خانواده ها پیش میاد مخصوصا توی خانواده هایی با سن زیر ۵ سال. ولی چیزی که خیلی مهمه اینه که باید توی دعوا حرمت ها نگه داشته بشه.
➣ به هیچ وجه توی دعوا اسمی از طلاق گرفتن ، ازت متنفرم و یا ازدواج با تو بزرگترین اشتباه زندگیم بود و یا حرفهای زشت نزنید.
➣ حرفهای زشت توی دعوا مثل میخی میمونن که توی دیوار می زنین بعد از آشتی میخ کنده میشه ولی جای میخ توی دیوار میمونه.
➣ درسته که توی دعوا نقل و نبات پخش نمی کنن ولی نباید حرمت ها شکسته شه و اگر توی یه زندگی حرمت ها شکسته بشه و روابط و حرف زدن ها بدون مرز بشن فاتحه اون زندگی رو باید خوند البته قابل اصلاحه ولی خیلی زمان میبره.
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
سلام عرض میکنم خدمت همه ی دوستان
دخترم و ۱۶ سالمه
درجواب اون دختری که گفت نمیدونه بمونه یا بره باید
بگم که عزیزم اون پسره حتی اگه خانوادش مجبورش کرده باشن نامزد کنه با دخترداییش میتونه جلوی خانوادش بایسته و بگه میخواد باتو ازدواج کنه البته اگه واقعا تورو بخواد و اگ اون واقعا تورو دوست داشته باشه تمام تلاشش رو برای بدست آوردنت انجام میده
بنظرم برو و بزار به زندگیش برسه
چون خودش گفته که نمیتونه نامزدیشو بهم بزنه
این یعنی که نمیتونه با تو ازدواج کنه
ولی بازم هرطور که خودت صلاح میدونی عمل کن
امیدت به خدا باشه عزیزم♥️
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
مردها در زندگی . . .
•°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°•
حکم یک فوتبالیست را دارند که دوست دارد همیشه قهرمان باشد.
وقتی گل بزند؛
تشویقش کنند، تعریفش کنند و بهش افتخار کنند.
وقتی هم گل نمیزند؛
بگویند نزدیک بود گل بزنی
وقتی هم گل میخورند؛
بگویند هنوز وقت اضافه ای هم هست!!
پس آن زمانی که یک جور رفتار میکنی که یعنی عرضه ی بازی را نداشتی،
سوت پایان را زده ای...
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
مَــــــــنِ آرام💜✨
خواهرم و من خواستگارهای خیلی خوبی داشتیم به خاطر خوبی و اوازه ی پدرم، ولی مادرم همه رو با بد دهنی فر
من دوازده سالم بود وپسر عموم هنوز سربازی نرفته بود. یک هفته بعد عروسی رفت سربازی، جای خیلی دور من موندم و ازار اذیت های زن عموم.
عموم خیلی مهربون بود میومد بعد کتک های زن عموم منو به اغوش میگرفت واشک های منوپاک میکرد میگفت دخترم صبور باش همه چی درست میشه.
بعد یک ماه متوجه شدم باردارم تمام کارهای مادر شوهرم به گردن من بود، شیر دوشیدن، جارو کردن طویله ،بافتن قالی، شستن ظرف ها
سرچشمه .......
حالا مادرم و زن عمو شده بودن دشمن هم ،هردو میرفتن بالا پشت بام و بهم دیگه ناسزا وفحش میگفتن. ودر اخر زن عموم موهای منو میگرفت تو حیاط میچرخوند میگفت اینم به خاطر حرف های مادرت...
هر روزبعد کارکردن زیاد وقتی خسته میومدم به اتاقم،زن عموم میومد حسابی کتکم میزد و میگف امروز مادرت بهم فحش داده اینم عوض اون...
من شوهرم وفقط یک هفته دیدم الان نزدیک نه ماهه که رفته نیومده.نزدیک زایمانم بود زمستون بود وهوا سرد دردی تو پهلوهام پیچیده بود تنها تو اتاقم بود م داشتم ازدرد به خودم میپیچیدم که دیدم در باز شدو عمو اومد تو اتاق گفت دخترم چی شده، چرا رنگت پریده روم نشد بهش بگم ولی خودش متوجه شد...
دستهای کوچیک منو گرفت وبوس کردواشک ریخت گفت تحمل کن همه چی درست میشه وقتی شوهرت از سربازی بیاد
که یهو زن عمو اومد اتاق چش غره ای به عموم رفت عموم گفت فک کنم وقت به دنیا اومدن بچس باید کاری بکنیم زن عمو در جواب گفت به تو نیومده این کارها.. همه چیو بسپار به خودم تو پاشو برو.
زن عمو یکی از همسایه ها رو صدا زد وگف اونشب بیاد پیش من بخوابه همون شب نصف شب بچه به دنیا اومد با درد خیلی زیاد...
❌❌(سرگذشت واقعی اعضا کپی برداری از آن حرام میباشد)❌❌
‼️ادامه دارد . . . . .
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882