در جواب خانومی که پرسیدن زنش بشم؟
بله که اشتباهه....همین که زن داره و طلاق نمیخاد زنش یعنی بودن شما بین این دو نفر اشتباهه...برا مردا که بد نیس دوتا زن داشته باشن و خوش بگذرونن....بفکر زنش باشین که همجنس خودتونه...بعدشم پنج سال دروغ واستون کافی نیس؟
•°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°•
عزیزم جواب مثبت تو بزرگترین ترین اشتباهت خواهد بود،این آقا نه تنها متاهل هست بلکه دروغگو و خیانتکار هم هست،به این فکر کن مردی که به همسر اولش وفادار نبوده چطور به شما می خواد وفادار باشه و زندگی خوبی براتون بسازه...
اصلا این آقا رو به کل بذارید کنار حتی جواب پیام های سالی یبار ایشونم ندین بلاک کنید و تمام.
می دونم سالها عمرتون و لحظه هاتون باهاش گذشته ولی به این فکر کنید با جواب مثبت با زندگی و آینده خودتون بازی می کنید.
امیدوارم بهترین تصمیم رو بگیرید 🌹
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
مَــــــــنِ آرام💜✨
💙🦋 فرشتهی زندگیم . . . گوشهای از زندگیم رو بخونین . . . ! •°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°•
امسال بعد ۱۳سال زندگی مشترک بخاطر اعتیاد همسرم دیگه دل سپردم دست خدا وبا شوهرم بحث شد یک کتکی هم خوردم😔و جمع کردم دل وکندم رفتم خانه پدرم چون خانه پدری یک شهر دیگه بود تو دلم همه چی را بخدا سپردم گفتم دیگه سخته نمیشه شوهرم که دلش نمیومد تو رابطه منو اذیت کنه حالا چنان بهم ریخته و منو زد که بدنم کبود شده بود یک سیلی زد و پرتم کرد خیلی بهم برخورد و دلگیر با گریه از خانه زدم بیرون وبچه را به زور گرفتم
یک روز طبق عادت رفتم تو پارک با دخترم اون پارک روبروش مسجد هست توجه منو جلب کرد رفتم داخل مسجد دیدم مشاوره خانواده رایگان داره😃آنقدر خوشحال شدم که گفتن نداره یکی بود که میتونستم پیشش راحت حرف بزنم رفتم پیششون ایشون هم چون نذر امام رضا کرده بودن به قولی خادم امام رضا بودن نشستم حرف زدم و امیدی به دلم راه پیدا کرد تو این مدت از شوهرم هیچ خبری نداشتم بچه ام خیلی دلتنگ باباش بود وبهش اجازه داده بودم هروقت بخاد با پدرش صحبت کنه نمیتونستم این حق بگیرم شوهرم پدر خوبی بود حیف که مسیر اشتباه رفته بود🥹این مشاور منو به کارگاه هاش دعوت کرد باهم در ارتباط بودیم گذشت رسید به۴۰روز مشاورم بهم گفت اقدام کن من کسی نداشتم ازش پول بگیرم چون حق وکالت پول میخاست خانواده هم که همه منو گذاشته بودن بحال خودم فقط میگفتن صبر کن صبرکن من نگران بودم شوهرم اقدامی کنه که به ضرر من بشه به مشاورم گفتم اونجا بود که خدا باز بهم لبخند زد و ابن دفعه هم فرشته مهربانی را سر راهم قرار داد الان که دارم مینویسم گریه ام گرفته همش میگفتم خدا من این چندسال فکر میکردم تو منو رها کردی .......
خلاصه این دفعه رفتم پیش وکیل اون هم تو یکجای بود که هرشب توش مراسم بود ی خانه وقفی این مرد اول که منو دید چقدر باهام هم دردی کرد و بهم اعتماد بنفس داد گفت دخترم چشمهای تو نشان میده چقدر پاک ونجیب هستی این حرفش خیلی به دلم نشست ازم خواست تقاضای مهریه...نکنم گفت من باید حرفهای شوهرت را گوش کنم ببینم اون چی میگه من الان حکم ی قاضی دارم نمیتونم شوهرت را هم محکوم کنم اینجا هم دارالولایه امیرالمؤمنین هست😭😭
ادامه👇👇👇
❌❌سرگذشت واقعی اعضا کپی برداری ممنوع❌❌
مراسم عقد انجام شد ، بعد از مراسم
آقا عبداللّھ خواست تا با من حرف بزند،
اولین برخورد زندگۍ مشترڪ مان بود.
قبل از صحبت از من خواست تا
یڪ مھر برایش بیاورم.
چون روحیھ ایشان را مۍ شناختم،
از باب شوخۍ گفتم :
مھر؟ مھر براۍ چۍ؟ مگر حاج آقا
تا این موقع نمازشان را نخواندھ اند؟
دیدم حال عجیبی دارد،
نگاهۍ بھ من ڪرد و گفت:
حالا شما یڪ مھر بیاورید،
اما من دست بردار نبودم. گفتم:
تا نگویید مھر را براۍ چھ مۍ خواهید،
نمۍ آورم. گفت: مۍ خواهم
نماز شڪر بخوانم و از این ڪھ
خداوند چنین همسرۍ بھ من دادھ
از او تشڪر ڪنم.
وقتۍ این جملھ را از او شنیدم،
دیگر حرفۍ نزدم و با
دو جانماز بھ اتاق برگشتم.
راوۍ : همسر شھید حجت الاسلام عبداللّھ میثمۍ
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
🦋قصه ﺍﯼ ﺯﯾﺒﺎ " ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﻣﯿﺸﻢ ﺑﺨﻮﻧﯿﺪ "🦋
•°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°•
ﺩﺍﻣﺎﺩ ﺑﻪ ﺷﮑﻞ ﻧﮕﻬﺎﻧﯽ ﻣﻬﻤﺎﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﻏﺎﻓﻠﮕﯿﺮ ﮐﺮﺩ
ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯿﮑﻪ ﻣﯿﮑﺮﻭﻓﻦ ﺭﻭ ﺑﺪﺳﺖ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻣﯿﮕﻔﺖ : ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺣﺎﺿﺮﻩ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺭﻭ ﺑﺨﺮﻩ ﻭ 3 ﺑﺎﺭ ﺍﯾﻦ
ﺟﻤﻠﻪ ﺭﻭ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﮐﺮﺩ
ﺟﺰﺋﯿﺎﺕ ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺑﺮ ﻣﯿﮕﺮﺩﻩ ﺑﻪ ﺷﺐ ﻋﺮﻭﺳﯽ ﺯﻣﺎﻧﯿﮑﻪ ﻋﺮﻭﺱ ﻭ ﺩﺍﻣﺎﺩ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﻫﻢ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ ،
ﻋﺮﻭﺱ ﺩﺭ ﮔﻮﺵ ﺩﺍﻣﺎﺩ ﮔﻔﺖ : ﻣﺎﺩﺭﺕ ﺭﻭ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺳﮑﻮ ﺑﻔﺮﺳﺖ ﭘﺎﯾﯿﻦ ؛ ﺧﻮﺷﻢ ﻧﻤﯿﺎﺩ ....
ﻭ ﺩﺍﻣﺎﺩ ﻣﯿﮑﺮﻭفن🎤ﺭﻭ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ " ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺭﻭ ﻣﯿﺨﺮﻩ ؟ "
ﺣﺎﺿﺮﯾﻦ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺭﻓﺘﺎﺭﺵ ﺑﺸﺪﺕ ﺗﻌﺠﺐ ﮐﺮﺩﻧﺪ ، ﻭ 3 ﺑﺎﺭ ﺍﯾﻦ ﺟﻤﻠﻪ ﺭﻭ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﮐﺮﺩ ،ﺣﺎﺿﺮﯾﻦ ﺟﺸﻦ
ﻋﺮﻭﺳﯽ ﻫﻤﮕﯽ ﺳﮑﻮﺕ ﺍﺧﺘﯿﺎﺭ ﮐﺮﺩﻧﺪ
ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺩﺍﻣﺎﺩ ﺍﻧﮕﺸﺘﺮ ﺭﻭ ﭘﺮﺕ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ : " ﻣﻦ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺭﺍ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺧﺮﯾﺪ "
ﻭ ﺭﻭ ﺑﻪ ﻋﺮﻭﺱ ﮐﺮﺩ ﻭ ﻃﻼﻗﺶ ﺭﻭ ﺍﻋﻼﻡ ﮐﺮﺩ ، ﻣﺎﺩﺭﺵ ﺭﻭ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺍﺯ ﺳﺎﻟﻦ ﺧﺎﺭﺝ ﺷﺪ
ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﭘﺨﺶ ﺷﺪﻥ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﻣﺎﺟﺮﺍ ﺩﺭ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﻣﺮﺩﯼ ﺁﻣﺪ ﻭ ﺑﻪ ﭘﺴﺮ ﺟﻮﺍﻥ ﮔﻔﺖ " ﺷﻮﻫﺮﯼ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺯ ﺗﻮ
ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺧﺘﺮﻡ ﻧﺨﻮﺍﻫﻢ ﯾﺎﻓﺖ " ﻭ ﺩﺧﺘﺮﺵ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﻤﺴﺮﯼ ﺍﻭ ﺩﺭ ﺁﻭﺭﺩ ....
‘ ﺍﻣـــــــﻚ ﺛﻢ ﺍﻣـــــﻚ ﺛﻢ ﺍﻣـــــــــﻚ‘
ﺑﯿﺎﺩ ﺁﻭﺭ ﮐﻪ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺳﻠﻢ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮﯾﻦ ﺣﻖ ﺭﺍ ﺑﺮ ﮔﺮﺩﻥ ﺩﺍﺭﺩ ﮔﻔﺖ :
ﺍﻭﻝ ﺣﻖ ﻣﺎﺩﺭﺕ ﺭﺍ ﺍﺩﺍ ﮐﻦ ﺳﭙﺲ ﺣﻖ ﻣﺎﺩﺭﺕ ﻭ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﺣﻖ ﻣﺎﺩﺭﺕ ﻭ ﺳﭙﺲ ﭘﺪﺭﺕ
ﺑﺘﺮﺳﯿﺪ ﺍﯼ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﺎﺩﺭﺍﻥ ﺧﻮﯾﺶ ﺭﺍ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﻫﻤﺴﺮ ، ﺩﻭﺳﺖ ﻭ ﯾﺎ ﻫﺮ ﭼﯿﺰ ﺩﯾﮕﺮ ﺁﺯﺭﺩﻩ ﺧﺎﻃﺮ ﻣﯿﮑﻨﯿﺪ
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
💃بانوی قرررری💃
•°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°•
❗ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ ﻟﺤﻦ ﻭ ﺭﻭﺵ ﻣﺎ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﻭﺍﺭﻭﻧﻪ ﮐﻨﺪ.ﮔﺎﻫﯽ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺎ ﺗﺎﮐﯿﺪ ﺭﻭﯼ ﻭﺍﮊﻩ ﺍﯼ ﯾﺎ ﺑﺎﻻ ﺑﺮﺩﻥ ﺻﺪﺍ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺍﺩﺍﯼ ﺟﻤﻠﻪ ﺍﯼ ﻭ … ﻣﻨﻈﻮﺭ ﺳﺨﻦ ﻣﺎ ﮔﻢ ﯾﺎ ﻭﺍﺭﻭﻧﻪ ﻣﯿﺸﻮﺩ.❗
❗ﺍﮔﺮ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯿﺪ ﻫﻤﺴﺮﺗﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﯽ ﮐﻪ ﻣﺮﺗﮑﺐ ﺷﺪﻩ ﮐﻨﯿﺪ ،ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺷﮑﻞ ﺑﺪ ﻣﻨﺘﻘﻞ ﻧﮑﻨﯿﺪ ،ﺳﺮﮐﻮﻓﺖ ﻧﺰﻧﯿﺪ ﻭ ﻟﺤﻦ ﺗﺤﻘﯿﺮﮐﻨﻨﺪﻩ ﺩﺭ ﭘﯿﺶ ﻧﮕﯿﺮﯾﺪ.❗
❗ﺿﻤﻦ ﺁﻥ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﻓﺮﺻﺖ ﭘﺎﺳﺨﮕﻮﯾﯽ ﺑﻪ ﻫﻤﺴﺮﺗﺎﻥ ﻫﻢ ﺑﺪﻫﯿﺪ ﻭ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻧﺼﺎﯾﺢ ﻭﺍﻟﺪﯾﻦ ﺑﻪ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ،ﺑﺤﺚ ﺭﺍ ﯾﮑﻄﺮﻓﻪ ﺟﻠﻮ ﻧﺒﺮﯾﺪ .ﺷﺎﯾﺪ ﺍﯾﻦ ﺷﻤﺎ ﻫﺴﺘﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﯾﺪ ﻭ ﺍﯾﻦ ﯾﮑﻄﺮﻓﻪ ﺭﻓﺘﻦ ﻫﺎ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺩﺭﻧﻈﺮ ﻫﻤﺴﺮﺗﺎﻥ ﺧﻮﺩﺭﺍﯼ ﺑﻮﺩﻥ ،ﺍﺳﺘﺒﺪﺍﺩ ﻭ ﺣﺘﯽ ﺭﻭﺣﯿﻪ ﻧﺎﺳﺎﻟﻢ ﻭ ﺗﺮﺩﯾﺪﺁﻣﯿﺰ ﺑﻮﺩﻥ ﺍﻓﮑﺎﺭﺗﺎﻥ ﺭﺍ ﺟﻠﻮﻩ ﺑﺪﻫﺪ.❗
❗ﺗﻮﺑﯿﺦ ﻧﮑﻨﯿﺪ،️ﺍﮔﺮ ﻗﺼﺪ ﺩﺍﺭﯾﺪ ﺑﻪ ﻫﻤﺴﺮﺗﺎﻥ ﺑﮕﻮﯾﯿﺪ ﮐﺎﺭﺵ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺍﺳﺖ ،ﺩﺭ ﻭﻫﻠﻪ ﺍﯼ ﺍﻭﻝ ﻟﺤﻦ ﻣﻨﺎﺳﺒﯽ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﻨﯿﺪ . ﻫﺮﮔﺰ ﺍﺯ ﻫﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﮐﺸﯿﺪﻥ ﺳﺮ ﻫﻤﺴﺮﺗﺎﻥ ﻭ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﻓﺮﺻﺘﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﻋﻮﺍﻫﺎﯼ ﺧﺎﻧﮕﯽ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻧﮑﻨﯿﺪ. ﺷﻤﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺭﺍ ﻭ ﻋﻠﺖ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﭼﺮﺍ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺍﺳﺖ ،ﺑﻪ ﻫﻤﺴﺮﺗﺎﻥ ﺷﺮﺡ ﺩﻫﯿﺪ.ﻗﺮﺍﺭ ﻧﯿﺴﺖ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻭﺍﺭﺩ ﺟﻠﺴﻪ ﻣﺤﺎﮐﻤﻪ ﯼ ﮐﻮﺑﻨﺪﻩ ﺍﯼ ﮐﻨﯿﺪ.❗
✅ﺍﻃﻼﻉ ﺭﺳﺎﻧﯽ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﯼ ﺍﻭﻝ ﮐﺎﺭ ﺍﺳﺖ .ﺑﻪ ﻫﻤﺴﺮﺗﺎﻥ ﺑﮕﻮﯾﯿﺪ ﮐﺎﺭﺵ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺩﻟﯿﻞ ﺑﯿﺎﻭﺭﯾﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﭼﻪ ﻋﻠﺖ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﭼﻪ ﺗﺎﺛﯿﺮﯼ ﺑﺮ ﺷﻤﺎ ﯾﺎ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺗﺎﻥ ﺩﺍﺷﺘﻪ .ﺳﭙﺲ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﻪ ﻭ ﺑﺎ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺑﺨﻮﺍﻫﯿﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺭﻓﺘﺎﺭﺵ تجدید نظر کند.
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
پاسخ دوستان به شما👇
https://eitaa.com/virane/16155
ببینید شما افکار آزار دهنده ای دارین ، به نظرم یک راه حل این میتونه باشه که شما خودتونو سرگرم کنید ، به کاری مشغول بشید تا دوری از خانواده و همسر کمتر اذیتتون کنه
•°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°•
عزیزم اول زندگی یکم طبیعی هستش چون علاقه شما زیاده وبچه هم ندارید همه توجه تون به همسره تنها راه شما سرگرم کننده خودتونه هر کاری رو که علاقه دارید و میتونید هزینه کنین دنبال کنید خیلی موثره انشالله موفق باشین
•°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°•
خواهرم سعی کن اوقات فراغتتو پر کنی بخون برای دانشگاه یا تربیت معلم یه شغلی هم داری تنهایی زیاد شما باعث افکار بیهوده و حسادت میشه سعی کن بلند شی و روی پای خودت بایستی یا اینکه بری یه کار هنری یاد بگیری شبا هم تا بخوابی صبح پاشی شوهرت اومده پس سعی کن گریه نکنی چون کم کم افسرده میشی به یا علی بگو بخون واسه کنکور موفق باشی 🤗
•°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°•
عزیزم ناراحت چرا بشین درس بخون هم سرت گرم میشه هم کنکور قبول میشی پیشرفت میکنی
مادرشوهرت اگه هرروز بیاد خودت اذیت میشی بعدا میگی چقد میاد
هر چی انتظارتو از دیگران بیاری پایین خودت راحتتری
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
•°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°•
تا قبل ازینکه دستاشو بگیرم و از نزدیک ببینمش،
فکر میکردم بدون اون تنهایی میتونم به زندگیم
ادامه بدم، ولی وقتی چشم هام، چشم هاشو دید،
انگار دیگه نشد . .
یعنی نشد که بدونِ اون بشه .
یعنی باید می بود و برام نفس می کشید تا بتونم
نفس بکشم ، باید می بود و برام زندگی میکرد؛
تا بتونم به زندگیم ادامه بدم..!
-
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
سلام
عزیزی که گفتین همسرتون به بهونه اینکه دزدنیادطبقه پایین شماروتنهامیزاشت وخودش طبقه پایین میرفت
واقعاازخوندن پیامتون حالم خراب شد😔
ولی چراسکوت کردی ؟اصلاکاردرستی نکردی یه همسرکه خرابکاری میکنه نبایدخیلی راحت ازکنارش ردشدهمون موقع بایدحقشون کف دستش میزاشتی
چقدمازنامیتونیم مظلوم باشیم وهردردی روتحمل کنیم بنظرت اگه دورازجناب شما همسرتون یکیوباتومیدیدبازم مثه شماسکوت میکرد؟باورکن رسوایی به بارمیوردکه اون سرش ناپیدابود
عزیزم بحث یکی دوروزنیست که شمابخوایدازاین اشتباه به این بزرگی چشم پوشی کنیدوتمام فکروغصه هارودر درون خودت بریزی وبانفرت به زندگیت ادامه بدی
من نمیدونم شرایط زندگی شماچطوریه
ولی اینومیدونم مازناهمیشه خودمون فدای زندگی وبچه هامیکنیم
ولی زندگی که بوی خیانت درش باشه به چه دردی میخوره بخداباغم وغصه هاخودمون دردمندوبیچاره میکنیم شکست میخوریم
حالاشماهم شایداون لحظه جزسکوت هیچی به ذهنتون نیومده چون شوکه شدی وانتظارهمچین خیانتی رونداشتی یاشایدم ازشوهرت میترسی که چیزیوبه روش نیوردی😔
ولی عزیزم اگه قراره اونوبه خاطردخترت ببخشی وباهاش به زندگی ادامه بدی لطفا لطفااین قضیه روبهش بگو
تهدیدش کن که دفعه ی دیگه تکرارنکنه اگه سکوت کنی فک میکنه توازهیچی خبرنداری وشایدبازبه خرابکاریش ادامه بده
اگه واقعاتوبراش ارزش داشتی حداقل میومدعلت ناراحتیتوتواین مدت ازت میپرسید وبیشتربهت توجه میکرد
باسکوتت به خودتودخترت خیانت نکن
همه ماخواهان یه زندگی پاک وآروم هستیم
خدابهت صبربده خواهرم سکوت جایزنیست بیشترکاروخراب میکنه درپناه حق باشی عزیزم🌺
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
سلام.اون خانمی که شوهرش زن صیغه گرفته
مخواستم بگم واقعا سخت ولی صبورباشیدهمین طورپیش بره شوهرشما خسته میشه ازجنگ دعوا ولش مکنه آینده دخترت مهم تر ازخودت بگذر درست میشه انشالله فقط دگه بچه نیار تاخیالت راحت نشده ازش .به روش نیار تا روش باز نشه بهت هرچیز بگه همین بهتر بترسه ازت ..انشالله موفق باشی
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882
برای چالش رسم و رسوم
اینکه میگم رسم نیس ولی خیلی اتفاق بدی بود
یه سری که اولین خواستگاریم بود (سنم کم بود ۱۴ سالم بود )البته الانم خیلی تفاوت نکرده کلا ۱۸ سالمه
اوموقع ها پسر همسایمون که ۴ سال ازم بزرگ تره و اون موقع من ۱۴ سالم و اون ۱۸ سالش بود به زور اومدن خواستگاریم
منم خیلی استرس داشتم که وای اینجوری لباس بپوشم اینجوری راه برم اینجوری سلام کنم و.....
بعد که موقع چایی اوردن شد من با استرس🤕 سینیو برداشتم و اومدم اقا من به پدر و مادر پسره که گرفتم خوب بود ولی به خود پسره ی بیچاره رسیدم پام خورد به پایه عسلی کل سینی از دستم افتاد 😵و کمی هم پاشید روی اون پسره ی بیچاره و لیوانا هم افتاد رو پاش یعنی یه اوضایی بود
حالا بعد اون اتفاق خواهرشم لغب دسپاچلفتی بم داده 😬
خوب خودشون به زور اومدن اونا که میدونستن من بچم به من چه 😒😖😡😂
┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال
جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈
@Mahi_882