eitaa logo
مَــــــــنِ آرام💜✨
11.2هزار دنبال‌کننده
40.8هزار عکس
678 ویدیو
18 فایل
🌿﷽‌🌿 بیا و بخوان ،بنویس و آرام شو.....⁦⁩🌸💜 تبلیغات 😍👇 https://eitaa.com/joinchat/2268005056Ce831854631
مشاهده در ایتا
دانلود
🦋💙 لحظھ اۍ ڪھ خطبھ ی عقد خواندھ میشد گفت: فرزانھ دعا ڪن ، از خدا بخواھ دعایۍ ڪھ من دارم مستجاب بشھ.🙂 نگاهۍ بھ چهرھ ۍ حمید انداختم نمیدانستم دعایش چیست ، دوست داشتم بدانم در چنین لحظھ اۍ بھ چھ دعایۍ فڪر مۍ ڪند، از تھ دل خواستم هر چیزۍ کھ از خدا خواستھ اگر بھ خیر و صلاحش است همانطور بشود.❤️ حاج آقا سھ بار اجازھ خواست ڪھ وڪیل عقد ما باشد، گل را چیدم ، گلاب را آوردم ، بعد گفتم : اعوذ با اللّھ من الشیطان الرجیم، بسم اللّھ الرحمن الرحیم با اجازھ ۍ امام زمان (عج)🌿🌼 پدر و مادرم و بزرگتر ها بلھ ☺️❤️ ؛ حمید هم دقیقا همین جملھ را گفت☺❤ عاقد خیلۍ خوشش آمدھ بود گفت : خیلۍ ها اومدن اینجا عقد ڪردن، ولۍ نھ بسم اللھ گفتن ، نھ از امام زمان (عج) اجازھ گرفتند.😕 لحظه ۍ عقد این بار هم تا بلھ را گفتم اذان مغرب شد ، حمید خندید، دست مرا گرفت و گفت : دیدۍ حڪمت داشته ، قسمت این بودھ بلھ ها رو بھ من موقع اذان بگۍ.😌💞 راوۍ : همسر شھید حمید سیاهڪالۍ مرادۍ ┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈ @Mahi_882
🦋💙 این بخشی از زندگیه منه ماجرای همسرم با زن داداشم شاید براتون جالب باشه .. •°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°•
مَــــــــنِ آرام💜✨
🦋💙 این بخشی از زندگیه منه ماجرای همسرم با زن داداشم شاید براتون جالب باشه .. •°•°•°•°•°•°•°•°•💙
قسمت اول از همون اول با اینکه میدونستم شوهرم خانوادگی فحاش و بددهن هستن و تو یسال دوستیمون دیده بودم تو عصبانیت راحت فحش میده، هربار هم معترض میشدم قول میداد خودشو اصلاح کنه. عشق کورم کرده بود و انگار عقلم رو از دست داده بودم. فکر میکردم میتونم تغییرش بدم.برای همین هرچقدر اطرافیان این موضوع رو بهم گوشزد کردند فایده ای نداشت. اوایل نامزدی فهمیدم اشتباه بزرگی کردم و من از پس این مشکلش برنمام و بددهنی و فحاشی براش عادت شده ولی بخاطر ابروم دم نمیزدم. همینجوری مرد بدی نبود ولی وای به اون موقعی که عصبی بشه یا کاری که دوست نداره رو بکنم پدرو مادر و اجدادمو میورد جلوی چشم.قهر و دعوا و غذا نپختن هیچکدوم فایده نکرد. خیلی بهم فشار میومد و اذیت میشدم . ولی اوج بدبختی وقتی بود که یبار خونه ی مادرش موقع شستن ظرفا حلقه مو در اوردم و گذاشتم بغل سماور. بعد ازینکه کارم تموم شد دیدم سرجاش نیست. چون دیده بودم جاریم چایی ریخته با خودم گفتم لابد اون دیده و برداشته گذاشته جای امن. منم از سر بیعقلی لااقل تنهایی ازش نپرسیدم رفتم همونجا تو جمع بهش گفتم شیما حلقه مو گذاشته بودم کنار سماور تو ندیدی؟ گفت نه، یهو برادرشوهرم پاشد شروع کرد به دعوا و فحاشی کزدن که مگه زن من دزده اومدی ازون سراغشو میگیری؟ هرچی قسم میخوردم که بخدا منظوری نداشتم گوشش بدهکار نبود همینجوری فحش خواهر و مادر بود که تو جمع به ابا و اجدادم میگفت. شوهرم از تو حیاط اومد گفت چه خبره چی شده که برادرش گفت هیچی بزن من میگه دزد .شوهرمم بدون اینکه حرف منم بشنوه اومد یکی خوابوند تو گوشم حلقه مو از جیب شلوارش دراورد گفت من دیدم برش داشتم که یکم دنبالش بگردی ادم بشی حلقه تو در نیاری. عوض اینکه خودتو درست کنی مواظب وسایلت باشی اومدی پاچه ی زنداداشمو گرفتی؟ بخدا اونقدر فشار روم بود که هرلحظه فکر میکردم الانه که سکته کنم.هرچی گریه میکردمو میگفتم منظوری نداشتم قبول نمیکردند. اونا میگفتن من تهمت زدم در صورتی که خودشون داشتن به من تهمت میزدند. توقع داشتم با توضیحات من شوهرم یکم طدفداریه منو بکنه که اونم بدتر از بقیه بود.خواهر برادرای دیگه ش نشسته بودن گیس و گیس کشی و فحاشیای اونارو نگاه میکردن مادر و پدرشم طرفدار اون پسرشون شده بودن. ادامه دارد... 👇👇👇👇
قسمت دوم خلاصه اون شب دوتا سیلی از شوهرم خوردم .مادرشوهرمم یبار هولم داد عقب جوری که نزدیک بود بخورم زمین. بعد از شنیدن فحش و ناسزا و کلی دعوا و مشاجره که توی همشون همسرم حق رو به خونواده ش میداد برگشتیم خونه تا دوروز اونشب رو میزد تو سرمو پدرمادرو همه ی خونوادمو فحش میداد هرچی گریه میکردم که چرا اونا رو فحش میدی خودمو فحش بده بدتر میکرد. دوسه روز که گذشت و یکم جو اروم شد. بهم گفت اون شب فهمیده داداشش و بقیه ی خونواده ش جوگیرش کردند اما اونا خط قرمزشن. و من حق توهین به هیچکدومشون رو نداشتم. اون جریان تو دلم موند. تا اینکه بعد از چند وقت که دوباره تو خونه خودمون وقتی که میخاستم سرویسای بهداشتی رو بشورم حلقه مو در اوردم گذاشتم کنار اینه. دیگه یادم رفت و بعد از شام رفتیم خونه ی مامانمو برگشتیم خونه. رفتم سراغ حلقه م و پیداش نکردم جرات هم نداشتم از خودش بپرسم سه روز بعدش گفت حلقه ت کو .جریانو گفتم .گفت از مامانت اینا پرسیدی؟ ؟گفتم خوب اونجا که نبردمش خونه از دستم در اوروم .خونه ی خودمونو هرچی گشتم پیدا نکردم. شاکی شد که چرا از خونواده ت نپرسیدی . هرچی میگم اونجا نبردم میگه نخیر بخاطر اینکه دلخورشون نکنی توهین نکنی نگفتی. مخلص کلام اینکه .اونقدری که از فحاشیهاش اذیت میشم از تهمتاش ناراحت نمیشم. الانم یمدته باهم سرسنگین رفتار میکنیم. مادرشو برادرش که اصلا جواب سلامم رو هم نمیدن بقیه هم طلبکارانه برخورد میکنن. تروخدا دختراتونو توجیه کنید دوستی قبل از ازدواج مفت نمی ارزه.شاید بتونی طرفت رو خوب بشناسی اما عشق و علاقه مانع میشه که عاقلانه تصمیم بگیری. البته دوستم میگه دوستیه قبل از ازدواج چون امری حرام هست لذتش شیطانیه برای همین چشم و گوش ادم کور و کر میشه عقل رو هم تعطیل میکنه و نمیتونی تصمیم درست بگیری وگرنه تو دوران نامزدی وقتی محرم باشی چون لذت حلاله چشم و گوشت بینا و شنواست و راحتتر میتونی طرفتو بشناسی. تحلیل دوستمم نوشتم شاید درست تر گفته باشه... پایان. ┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈ @Mahi_882
دوره نامزدی . . . •°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°• ↴⁣⁣آدم‌ها در دوره نامزدی تلاش می‌کنند که بهترین حالت رفتاری خود را بروز بدهند. اگر قسمت عمده دوره نامزدی شما به بحث و تلخ‌کامی می‌گذرد، این نشانه بسیار بدی از یک زندگی دردناک پس از عقد و عروسی است، عجله نكنيد. ‌ ┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈ @Mahi_882
💙🦋 - تاکسی گرفتم راننده یه پیرمرد باصفا و خوش مَشرب بود . . کلی گپ زدیم ؛یهو پرسید : متاهلی دیگه؟!گفتم : نه . یه نگاه انداخت و گفت : سفید کردی که . . گفتم : آره پیر شدیم . گفت : گیسایِ اونم سفید کردی ! گفتم : کی؟! گفت : اونی كه جوونیش رو تو تنهایی خونه باباش گذرونده ؛ تا تو بری دستشو بگیری به اونم ظلم کردی . . !': ) ┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈ @Mahi_882
‌آنچه خداوند می دهد پایانی ندارد ... و آنچه آدمی می دهد دوامی ندارد ... زندگیتان پر از داده های خداوند مهربان .. ‌‌
سیاست زنانه . . . •°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°• 🔴از همسرتون پیش کسی بدگویی نکنید 🤓 وسایل سنگین و خودتون بلند نکنید و همیشه حس مرد بودن و بهش بدید 🔴به همه صریح بگید شوهر و زندگیتون و دوس دارید. 🤓به مردا بگید چشم .چشم گفتن معجزه میکنههههههههههههه 🔴 مردا دوس دارن شکارچی باشن و شما شکار . 🤓خونه مادر شوهر اروم آروم کار کنید ┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈ @Mahi_882
ایده مرور خاطرات شیرین گذشته💄💍 •°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°• دوباره‌ خواستگاری کن یه وقتایی که زندگی عادی میشه ، لباسای روز خاستگاری رو بپوشین , چایی بریزین و بیارین واسه همسری , اونم کلی جا میخوره😳 خوب بازی کنید انگاری واقعا همون اولین روز دیدارتونه... تا چندین ساعت خیلی رسمی رفتار کنید ولی دیگه بعدش همسری طاقت نمیاره وبغل و....🙈😋 اما بعدش کلی ازتون بخاطر یاداوری اون روز و تمامی کارایی که دوست داشته انجام بده و نمیتونسته ولی الان میتونه ازتون تشکر میکنه❤️ ┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈ @Mahi_882
پاسخ به شما قشنگم https://eitaa.com/virane/16714 باسلام دوست عزیز به نظرمن توبه گرگ مرگ اینجورآدما اصلان ترک بشو نیستن ودرست نمی شن وتاالان جوانی وخانوادت پشت هستن وپدرت حمایت می کنه ازاین آدم جدا شو وجونتو نجات بده وگرنه یه عمرپاسوزاین آدم میمونی من خودم مشگل شماروداشتم وتجربه کردم خیلی ام تلاش کردم کمپ وهمه جور که بگی برا ترکش کردم ولی بازم بعد چند مدت کارخودشو ادامه میداد تااینکه طلاق گرفتم وخداشکر بایه آدم باایمان وزحمت کش ازدواج کردم وزندگی خوبی روشروع کردم والان می فهم زندگی بایه آدم سالم چه لذتی داره وحیف که عمرتوبایه آدم متاد سرکنی اگه تواین گروه مشگل دوستانموبخونی ببین چقد زرج می کشن بعضی ها وآدم واقعان گریه اش میگره 😔همین دیروز وروزقبل یکی ازدوستان از سختی زندگیش گفت واقعان من حالم تا آخرشب خراب بود پس ایناروبرات گفتم که دوسش دارم این حرفا دوست عزیزدرست ولی فکرخودت وجونیت باش توتازه مگه چندسالته که بخای بمونی بااین آدم الان که اومدی دیگه نرو وبا کمک پدرت ازاین آدم جدا شو ویه زندگی خوب بایه آدم خوب شروع کن بعضی ها توزندگی دوباره خوشبخت میشن بعضی ها میگن نه طلاق خوب نیست بمون درست میشه به خدا اینا همه حرف محال درست بشو نیست آدم متاد خودتو رها کن فکر آیندت باش خوشبختی حق شماست نه اینکه بمونی خودتودودستی بیچاره وذلیل کنی ایشالا که هرنیتی داری موفق بشی دوست عزیزولی برنگرد ازروتجربه بهت این حرفاروزدم حالا خود دانی منم مادرحلما❤️🌺 ┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈ @Mahi_882
پاسخ به شما گلم https://eitaa.com/virane/16671 سلام به همه عزیزان امروز عزیزم خیلی ناراحت شدم برات واقعا ازته دلم حس کردم چی میگی ولی وقتی باهاش حرف زدی پدرت حرف زده و بازم اون کاراشو تکرار میکنه چرا جوونیتو به پاش حروم میکنی تو هنوز خیلی جوانی همسنای تو هنوز ازدواج نکردن میخوای چیکار کنی تا آخر عمرت پیش اون عذاب بکشی هیچ دردی بدتر از خیانت نیس بنظر من یه مدت بچه رو بزار پیشش بزار برو خونه پدرت بزار عقلش سر جاش بیاد بزار بفهمه داره چه غلطی میکنه تا وقتی زنگ نرده یا دنبالت نیومده تو اصلا پیگیرش نشو اگرم اومد دنبالت نرو بزار بازم بیاد بزار بفهمه تو جدی هستی ولی اگر دنبالت نیومد بنظر من طلاق بگیر برو اون مرد ارزش نداره که بخوای به پاش بسوزی بنظر تو اون آزادی که میگی میارزه به این همه رنج و عذاب به این همه ناراحتیه اعصاب بخدا که اون ارزش نداره اگه بار اولش بود آدم میتونست ببخشه ولی میگی این کارا براش عادی شده خواهر من خودتو حیف نکن بزار برو مطمعن باش اون رنج و عذابی رو که شوهرت بهت میده خیلی بیشتر از اون اذیتی هست که نامادریت میده زن میتونه همه چیو تحمل کنه ولی خیانت رو نه خیانت خوردش میکنه از پا درش میاره عاقلانه تصمیم بگیر دختر ترک ┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈ @Mahi_882
پاسخ به شما گلم https://eitaa.com/virane/16714 سلام عزیزم شوهر عمه ی من معتاد بود بابام عمه مو آورد خونه ی ما به شوهرشم گفت تا ترک نکردی کار پیدا نکردی زن و بچه ت خونه ی من میمونن تا پنج شیش سال عمه م با بچه هاش خونه ی ما زندگی میکردن بعد شوهرش دیگه انقد از اعتیاد وتنهایی خسته شده بود که خودش رفت ترک کرد الانم خداروشکر زندگیشون خوبه پسراش بزرگ شدن زندگی خوبی دارن یکم صبر کن ببین شوهرت چی کار می‌کنه فعلا به حرف پدرت گوش کن وتوخونه ی پدرت بمون انشالله که درست میشه عزیزم ❤️ ┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈ @Mahi_882